صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - دوشنبه ٧ مهر ،۱۳٩۳

کوچه ها ملتهب از کوچ پرستوها بود


شاعران خوزستانی با شرکت در " شب زیتون" ضمن اعلام حمایت خویش از مظلومیت مردم فلسطین، پنجم مهرماه سال روز شکست حصر آبادان را گرامی داشتند.

در آیین شعر خوانی"شب زیتون"- که به همت امور فرهنگی دانشگاه شهید چمران اهواز و با همکاری استانداری خوزستان، سازمان آب و برق استان، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و سازمان بسیج هنرمندان خوزستان در تالار اجتماعات دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی برگزار شد-  شاعران خوزستانی با قرایت شعرهای حماسی خود، مظلومیت مردم فلسطین و جنایت های رژیم اشغالگر قدس و نیز ایثارگری های رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس را به تصویر کشیدند.

تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید توسط علی عفری قاری قرآن و دعوت از دکتر جوکار دبیر برنامه و مدیر امور فرهنگی دانشگاه شهید چمران اهواز برای سخنرانی توسط

ارمغان بهداروند شاعر خوزستانی- که به عنوان مجری برنامه انجام وظیفه می کرد- آغاز گر آیین " شب زیتون" بود.

دکتر جوکار که پشت تریبون قرار گرفت از شعر پایداری گفت و تاثیر مساله فلسین بر شعر فارسی. سپس نمایشی از مظلومیت مردم فلسطین و ظلم های رژیم اشغالگر قدس اجرا شد و آن گاه مجری شب زیتون از حضور همایون قنواتی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، دکترخسرو نشان، معاون فرهنگی دانشگاه، دکتر علم، معاون دانشجویی و دکتر حسن دادخواه، رییس حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه شهید چمران اهواز در میان شاعران خبر داد.

نخستین شاعری که برای شعرخوانی دعوت شد پشت تریبون بیاید، استاد محمد شیدای دزفولی بود که از شنیدن فریاد غزه و زخم های کودکان گفت و قاسم آهنین جان از تیرباران غزه سرود و خورشید در فراز و محمودصفارزاده شاعر شوشی غزل قانا را سرود و گفت:" نه وطن ماند و نه مردم نه جهان پیدا بود/ نه نگاهی که پر از غربتی فردا بود/ آسمان خشک و زمین خشک و دقایق همه خشک/ خشک‌تر چشم تو در هروله‌ی دریا بود/ خاک و خاکستر و باروت تفاهم کردند/ باز هم نوبت آتش‌ زدن قانا بود/ غزه کل می‌زد با حنجره‌ای بیروتی/ کوچه‌ها ملتهب از کوچ پرستوها بود/ سینه‌ها از نفس گرم سواران سرشار/ دست‌ها از خون دریا دریا دریا بود/ کودکانی همه از نسل شتیلا دیدند/ که دل‌آزرده‌ترین پیغمبر موسی بود"

نوبت به ابوذر پاکروان از اندیمشک که رسید شعرش را تقدیم به سردار شهید بهروز مرادی کرد و گفت: "نگران این پل مباش/ بعد از جنگ/ نمی توان عکس ها را تخریب کرد."

محدثه الماسی این گونه سرود: "تانک ها ایستاده بر ساحل/ سنگ ها دیده بان دریایند/ آه مادر بخند چیزی نیست/ زخم ها پاسبان رگ هایند." و

 محمد جوروند از بارش سنگ گفت و سرزمین خاکستری و حمداله احمدی که این گونه ناله کرد:"تلخ است مرور داستان پسرت/ هی خیره شوی به دوستان پسرت/ سی سال تمام جاده ها را بروی/ تازه برسی به استخوان پسرت"

زهرا آراسته نیا که برای شعر خوانی دعوت شد اعلام کرد که جای خود را به سید مهدی شفیعی شاعر جوان اهوازی می دهد و او هم این گونه حاضران را تحسین واداشت:" این گونه ها که ماتم دیرین کشیده اند/ سرخ از شراره های کدامین کشیده اند؟!/ این کودکان که گشته زمستان نصیب شان/ قد در بهار خاک فلسطین کشیده اند/ در دف تر سپیده خطِ خون نوشته اند/خط بر سیاه مشق دروغین کشیده اند/ فرعون های شومِ پیمبر نقاب را/ از تخت های شب زده پایین کشیده اند/ با سنگ های خویش، ابابیل های شهر/ از زیر پای ابرهه ها زین کشیده اند/ تا این درخت کهنه ی زیتون ثمر دهد/ دور تمام باغچه پرچین کشیده اند/ این شاعران کوچک از عشق شعله ور/ آرایه را به بند مضامین کشیده اند" 

نوبت که به سلیمان هرمزی رسید، شاعر و داستان نویسی که هشت سال در جبهه های جنگ حضور مستمر داشت از کعبه ی خاموش گفت: "داغ گل شاخه ای شکسته و ناب/ گونه سبز باغ را تر کرد/ ژاله غمناک روی خاک افتاد/ پهنه ی خاک را معطر کرد" و داود مالکی از شوشتر که از شنیده هایش گفت:"گفته بودند این ها مشقی است/ اما امان نداد مشق هایم را تمام کنم..." و آن گاه کلیپ فلسطین کاری از انجمن سینمای جوان ایران به کارگردانی دانش اقبا شاوی وتصویر برداری رضا عبیات پخش شد و مورد توجه قرار گرفت.

محمد بقالان که پشت تریبون قرار گرفت ندا داد:" الهی هیچ جنگی سر نگیره/ خروس جنگ بال و پر نگیره/ هر آن کس می زند آتش به جنگل/ به جز خاک سیه در بر نگیره" و هوشنگ دیناروند از عراق و غزه گفت که تصویری هستند از دنیای بی منطق و سیده سلیمه موسوی از رامهرمز از پیراهنی گفت که برایش بزرگ تر شده است و از دستانی که در شب های استوایی گریه می شوند.

 بتول شاهرکنی که آمد گفت: " هزار حادثه انگار پیش رو مانده است/ چون ارگ بم این سینه زیر و رو مانده است" و صدیقه صنیعی بن گونه پاسخ داد:" چون خیال از تو ناپدید شده خوب مان ماضی بعید شده/ جبهه رفته برادرم اما مادر از دوریش شهید شده" و کریم خسروی راد که از افطار به خون نشسته گفت و غزه که در آتش مبارک خون می سوزد.

نوبت به علیرضا شکرریز که رسید، از جبهه تیر و سنگ خبر داد و باری که تهی از فشنک است و پروانه عزیزی فرد  که از صدای تلخ آژیر و شبی سرد خبر داد و جیغ کودکی در بستر درد و دکتر حجت ا... جانبی که از نیزاران قد کشیده ای گفت که لبریز از سکوت جهان آرا هستند و احمدرضا کیماسی که از شهادت گفت و آسمانی که زیر پر ما و آلاله ای که تاج سر ما است و شهنام پورمحمدی از پنجاه و چند بار تپش های سهمگین ناله کرد و لرزیدن روح خسته اش با تن زمین.

پس از این که سیده نرگس موسوی آمد و سلام کرد به مادران غزه و گفت بگذار کوچه ها در هوای سپیدار نفس بکشند و افزود: پدر خواهد آمد با نان های زخمی... علی زارعی رضایی که قصد داشت یک مثنوی بخواند به علت کمی وقت تنها یک بیت از بیدل خواند و جای خود را به مصطفی اسماعیلی داد تا او خاطرنشان کند: "غزه! یادت باشد خرمشهر ما شدی. خرمشهری که روزی غزه بود" و این گونه ادامه داد:"به پشت پیرهن خود نشانی داشت/ نشان عزت نفسی به بی نشانی داشت"

 زهرا شعبانی از هندیجان این گونه خواند:"آسمان آمده است بنشاند اندکی آتش درونت را/ می کشد عاشقانه درآغوش پیرهن های غرق خونت را" و حبیب اله بهرامی که با خواندن دو رباعی ایثارگری های رزمندگان را به تصویر کشید و فرهنگ دشتی از آبادان که اعلام کرد: " حنجره در حنجره گم شد صدای تیرها/ فصلی از منظومه ی زخم اند این تصویرها"

اکبر آزادپور شاعر اندیمشکی بی سر و صدا آمد و این گونه سخن آغاز کرد:" بی صبر و قرار می رسد اندیمشک/ با گرد و غبار می رسد اندیمشک/ در پیچ دو کوه نقشه خونی می کشد/ وقتی که قطار می رسد اندیمشک" اما امیر امیرنیا از شوشتر پاسخ داد:" این خاک که سرسبز و بهاری شده است/ با خون سیاوش آبیاری شده است/ در پهنه ی این کویر بی آب و علف/ دریا دریا بهار جاری شده است" و هادی سلیمانی که نداد سر داد: صبح حماسه از تو آغاز شده است و وحید کیانی که گفت:" هرکسی/ یا شب می میرد/ یا روز/من شبانه روز"

و آخرین شاعری که شب زیتون را به پایان رساند داود زهیری بود که از جای بوسه ی خدا بر زمین خبر داد.

گفتنی است: در این آیین ضمن اجرای نمایشی در حمایت از کودکان غزه، سروده‌های فلسطینی هم به صورت زنده پخش شد. همچنین جا دارد از زحمات آقایان بهمن ساکی، داودرضا کاظمی و علی یاری در برگزاری این شب شعر قدردانی کنیم.

 این گزارش در نشانی زیر چاپ شده است

http://tjdaily.ir/pdf/08.pdf

نویسنده: حبیب اله بهرامی - یکشنبه ٢ شهریور ،۱۳٩۳

هیچ دلیلی ندارد مسجدسلیمان فقیر باشد

گاز مسجدسلیمان در پتروشیمی ماهشهر دو هزار شغل

ایجادمی کند اما در مسجدسلیمان مردم را می کشد!


مسجدسلیمان-کیوان علاسوند: مدیر عامل پتروشیمی مسجدسلیمان تصریح کرد: هیچ دلیلی ندارد مسجدسلیمان فقیر باشد؛ اما اگر امروز این چنین است، ناشی از ضعف، کوتاهی و کم کاری امثال بنده است و نباید ایراد گرفت که دولت به این منطقه توجه ندارد .

به گزارش خبرنگار ما، دکتر داودی در همایش بررسی راه های توسعه مسجدسلیمان- که با حضور جمعی از نخبگان و پیشکسوتان، استادان دانشگاه ها و برخی از مدیران کل ادارات، سرداران سپاه، علاقه مندان و دوستداران این شهر در سالن سینما هلال در منطقه نمره یک برگزار شد- در سخنانی ضمن تشکر از افرادی که با همت و تلاش در صدد اثبات علاقه خود به مسجدسلیمان هستند گفت: در این مملکت هر نقطه ای که آباد شده نخبگان و فرزندان دلسوز منطقه زمینه ی آبادانی را فراهم کرده اند. اگر مسجدسلیمان پیشرفتی نکرده بی عرضگی امثال من داوودی است که ضعیف بوده ایم.


دکتر داودی ادامه داد: نفت رو به اتمام است و آینده ایران وابسته به گاز است و ما در طول دویست سال آینده می توانیم بر روی منابع گاز حساب کنیم.

وی افزود: ایران بزرگ ترین منبع ذخایر گاز دنیا را دارد؛ ولی چرا مسجدسلیمان که این ثروت عظیم را دارد توسعه نیافته است؟!

دکتر داودی با اشاره به درآمد 750 میلیارد دلاری تولید پتروشیمی دنیا گفت: 22 میلیارد از این مبلغ سهم ایران است . ایران 18 درصد گاز دنیا را در اختیار دارد و مسجدسلیمان بر روی چندین مخزن بزرگ گازی است که اگر بعضی ها اجازه دهند ذخایر زیر پای خودمان زمینه ی آبادانی و اشتغال را در شهر فراهم خواهد کرد.

مدیر عامل پتروشیمی مسجدسلیمان ادامه داد: اگر امروز این همه به هم ریختگی و خرابی در شهر وجود دارد به دلیل نبود منابع مالی است که خدمات رسانی را دچار مشکل کرده است. حال اگر عوارض پتروشیمی و آلومینیوم و غیره به شهردار تزریق شود قطعا در ساخت پارک ها ، فضاهای سبز، تفریگاه ها ، جدول کاری و بلوار ها و غیره شاهد رشد چشمگیری خواهیم بود و این خود زمینه ی آبادانی را در شهر فراهم می آورد. همچنین اشتغال بیش از ده هزار نفر در پتروشیمی درآمد پایداری برای خانواده ها به وجود خواهد آورد و موجب رونق کسب و کار در شهر خواهد شد.


دکتر داودی افزود: به دنبال تبدیل منطقه زیلایی به منطقه ی ویژه ی اقتصادی هستیم و در همین راستا و با هدف رونق هرچه بیش تر منطقه بخشی از اراضی پتروشیمی در منطقه ی زیلایی را در اختیار آلومینیوم قرار دادیم تا کار این کارخانه هم به سرانجام برسد.

وی در ادامه به مشکل های پیش روی این طرح ها هم اشاره کرد و گفت: اگر به دنبال ایجاد شغل در شهر هستیم باید فرودگاه داشته باشیم. جاده درست کنیم. باید راه آهن و هتل بسازیم تا بتوانیم سرمایه گذار را برای آمدن به این منطقه و سرمایه گذاری در این آب و خاک تشویق کنیم.

 وی تصریح کرد :جاده فعلی مسجدسلیمان به اهواز برای جابه جایی وسایل و ابزار مورد نیاز پتروشیمی بسیار نامساعد است و کار ما را دچار مشکل می کند. ما برای انتقال تجهیزات به این منطقه با دردسرهای فراوانی روبه رو خواهیم شد. این در حالی است که چهار باند کردن این مسیر امری ضروری است.

دکتر داودی گفت : گاز مسجدسلیمان در پتروشیمی ماهشهر 2000 شغل ایجاد کرده اما همین گاز در مسجدسلیمان مردم را می کشد! با کدام منطق گاز این شهر 300 کیلومتر آن طرف تر پتروشیمی رازی ماهشهر را راه اندازی می کند ولی خودمان از آن بی بهره ایم؟!

 وی افزود: باید مطالبات مان را تا حصول نتیجه پیگیری کنیم به خصوص مسوولان که باید با تلاش و جدیت پیگیر مطالبات باشند. بنده قول می دهم هیچ گاه وارد سیاست نشوم و سیاسی حرف نزنم و تمام توان و انرژی خود را صرف کمک به توسعه مسجدسلیمان کنم. زیرا معتقدم: برای مسجدسلیمان باید کار کرد تا عقب ماندگی ها جبران شود.

وی افزود: مصوبه ای در دولت در بحث راه آهن وجود دارد که منطقه ی زیلایی به راه آهن کشور متصل می کند. این مهم باید با جدیت توسط نماینده شهرستان، فرماندار و دیگر مسوولان پیگیری شود. ما در مسجدسلیمان نفت و گاز داریم، آب و برق داریم، نزدیک بنادر هستیم و این ها در مکان یابی ایجاد یک صنعت، به عنوان عناصر طلایی شناخته می شوند. این امکانات می تواند منطقه ی زیلایی را تبدیل به منطقه ویژه ی اقتصادی کند که در آن صورت سرمایه به این مسیر سوق داده خواهد شد و زمینه ی آبادانی فراهم می شود.

مدیر عامل پتروشیمی مسجدسلیمان تشریح کرد : فاینانس 740 میلیون دلاری پتروشیمی نهایی شده و به زودی پیمانکار خارجی در محل ساخت پتروشیمی مستقر می شود و کار را شروع خواهد کرد اما در این بیان بحث فرودگاه و راه آهن دو موضوع  بسیار ضروری است و بنده به عنوان مدیر عامل پتروشیمی حاضرم روزانه 50 درصد از بلیت هواپیما را خریداری و برای چندین ماه آن را پیش خرید کنم تا در خصوص پرواز مشکلی وجود نداشته باشد.

وی در خاتمه گفت: مزیت ساخت کارخانه هایی نظیر پتروشیمی و آلومینیوم در مسجدسلیمان این است که به دلیل شرایط جغرافیایی مسجدسلیمان و مرتفع بودن این منطقه، کارخانه ها و تاسیسات دچار فرسودگی نمی شوند و از بین نمی روند و این مزیت را ماهشهر و عسلویه ندارند و بنده معتقدم: این شرایط برای تبدیل این منطقه به یک منطقه ویژه اقتصادی بسیار ارزشمند است. امیدوارم پتروشیمی و آلومینیوم بتوانند تحولات چشمگیری را در منطقه رقم بزنند.

* انجمن دوستداران مسجدسلیمان دنبال سیاسی کاری نیست

سپس استاد دانشگاه شهید چمران اهواز، انجمن دوستداران مسجدسلیمان را تشکلی برای پیگیری مطالبات مردم این شهر برشمرد و افزود : ما به دنبال حل مشکل مردم و پیگیری خواسته ها و تقاضاهای آن ها با ایجاد ارتباط و تعامل با مدیران کل در استان و دیگر مسوولان کشور هستیم و این انجمن هیچ گاه به دنبال سیاسی کاری نیست.

دکتر مجید نبی پور افزود: ما دسته بندی ها و جناح های سیاسی را می دانیم ولی نمی خواهیم زیر هیچ پرچم سیاسی و دنباله رو هیچ شخصیت سیاسی باشیم. بنده معتقدم: بقای انجمن و دوستاران مسجدسلیمان در دخالت نکردن در دسته بندی های سیاسی و همچنین اجازه ندادن به ترویج طایفه گری در داخل انجمن است اما در این انجمن به روی همه کسانی که مسجدسلیمان را دوست دارند باز است. حتا اگر مسجدسلیمانی نباشند ما می خواهیم این انجمن عمر طولانی داشته باشد به همین سبب حول مطامع سیاسی هیچ شخص یا گروهی نخواهیم بود و اگر کسانی به نیت سیاسی کردن انجمن قصد ورود به آن را دارند تقاضا دارم جلو نیایند و خودشان را به زحمت نیندازند.

دکتر نبی پور که دارای مدرک دکترای کشاورزی از انگلستان است گفت : ما نمی توانیم همه مردم را در پتروشیمی، آلومینیوم یا در نفت و گاز مشغول به کار کنیم. باید جایگاه غیر صنعت را هم تعریف کنیم. بنابراین باید به دنبال دیگر مشاغل پایدار هم برویم که به نظرم با توجه به تحقیقات علمی اینجانب، این منطقه در بخش کشاورزی دارای استعدادهای بالقوه ای است و می توانیم در این بخش با برنامه رو به جلو حرکت کنیم .

استاد دانشکاه شهید چمران اهواز ادامه داد: قبل از انقلاب 52 درصد مردم روستا نشین و 48 درصد شهرنشین بودند اما هم اکنون این نسبت به 25 درصد روستایی و 75 درصد شهری تغییر یافته است . یعنی این که کشاورزی را رها کرده ایم. باید پس از مکان یابی استعدادهای مسجدسلیمان برنامه ریزی کنیم که به نظرم بخش کشاورزی یکی از این موارد مستعد است.

عضو انجمن دوستداران مسجدسلیمان گفت : در تحقیقات صورت گرفته هر سال در بارندگی ها نزدیک به یک صد میلیون مترمکعب آب در حوالی مسجدسلیمان هدر می رود که می توان با ساخت سد در مسیرهای مختلف و جلوگیری از هدر رفت آب آن را در بخش های مختلف از جمله پرورش ماهی، تبدیل اراضی دیم به آبی، ساخت سایت های گردشگری و غیره مورد استفاده قرار دهیم که هم زمینه اشتغال پایدار را فراهم می سازد و هم کمک شایانی به رونق و آبادانی منطقه می کند. یا با استفاده از بخشی از آب پشت دو سد مسجدسلیمان می توان هم در بخش شیلات و پرورش ماهی ورود کرد و هم می توان تپه ها را با استفاده از این آب تبدیل به جنگل های زیبا کرد.

وی افزود : پتانسیل کشاورزی در این منطقه بالا بوده و کافی است با برنامه ریزی اصولی و مدون این ظرفیت عظیم و بالقوه را تبدیل به فعل کنیم تا ضمن شکوفایی بخش کشاورزی، توسعه و عمران منطقه را فراهم کنیم.

دکتر نبی پور در پایان از مسوولان اداره کل تعاون و کار و امور اجتماعی و آموزش و پرورش مسجدسلیمان خواست تا با برگزاری کلاس های آموزشی و تربیت نیروی کار در حوضه پتروشیمی و آلومینیوم زمینه استخدام نیروی متخصص در این دو کارخانه عظیم را فراهم آورند و چنانچه این مهم صورت نپذیرد باتوجه به نیاز جذب نیروی متخصص غیر بومی معضل بیکاری جوانان مسجدسلیمان همچنان باقی خواهد ماند.

* لزوم انسجام و وحدت میان قوم بزرگ بختیاری

در ادامه معاون پشتیبانی فرودگاه اهواز در سخنانی از انسجام و وحدت میان قوم بزرگ بختیاری به عنوان یکی از کلیدی ترین راه های پیشرفت و توسعه ی این قوم نام برد و خواستار همدلی و همکاری میان همه ی دوستداران مسجدسلیمان برای محرومیت زدایی از این منطقه شد.

سرکار خانم سهرابی افزود : در بخش فرودگاه مسجدسلیمان تلاش های مهندس صفاری و نیز جدیت و پیگیری های دکتر مقتدایی استاندار خوزستان بسیار ستودنی و قابل تقدیر است. افرادی در این خصوص تلاش کردند و زحمت کشیدند که هیچ وقت نام آن ها در بوق و کرنا نخواهد بود.

در ادامه سردار کریمپور فرمانده ی گردان مسلمان در دوران دفاع مقدس در سخنانی خواستار تشکیل یک کمیته ی ویژه در انجمن برای پیگیری مشکل ها و رایزنی با مسوولان برای حل آن ها شد.

اسماعیل فرهادیان مدیر عامل اسبق شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان که کارشناس این امور هست، سخنران بعدی بود.

سوار نژاد مدیر کل اسبق فنی حرفه ای غرب تهران که از فرهنگیان بازنشسته ی مسجدسلیمان است هم تغییر در تفکر و رفتن به سمت تفکر توسعه ای را از راه های توسعه مسجدسلیمان برشمرد.

* پیگیری طرح ساخت جاده میان بر اهواز مسجدسلیمان

پروفسور امید علی شهنی کرم زاده از مفاخر علمی کشور هم در سخنانی اولویت اصلی انجمن را پیگیری طرح ساخت جاده میان بر اهواز مسجدسلیمان با استفاده از یک تیم کارشناسی و بررسی کامل شرایط این جاده بر شمرد و افزود: در تلاش هستیم هر دو مسیر دوراهی هفتگل- نفت سفید تا سه راه دانشگاه و دوراهی هفتگل- نفت سفید تا تمبی را به وسیله ی یک تیم کاملا کارشناس مورد بررسی قرار دهیم و مزایا و معایب هر دو مسیر را بدون هیچ سیاسی کاری و جانب داری به گوش مسوولان برسانیم.

در پایان یک دست لباس امدادگر از سوی حسنوند رییس هلال احمر مسجدسلیمان به پروفسور امید علی شهنی کرمزاده اهدا شد.

* درحاشیه:

- نماهنگی از ابتدای پیدایش نفت در مسجدسلیمان و وضع نامناسب عمران شهری و مشکل های مردم این شهر با صدای امید محمودی خواننده ی جوان مسجدسلیمانی بر روی پرده ی سالن همایش، نمایش داده شد.

- در حین برگزاری مراسم فرم های عضویت در انجمن و نظرسنجی پیرامون چگونگی برگزاری هرچه بهتر همایش های آینده در بین حاضران در سالن توزیع شد.

- در ابتدای آیین و پس از تلاوت آیاتی از کلام ا... مجید، پروفسور امیدعلی شهنی کرمزاده به حاضران در سالن خیرمقدم و خوشامد گفت.

- کیوان لطفی مجری توانمند سیمای خوزستان که اهل هفتگل است به عنوان مجری برنامه حضور داشت.

- عطا بهادری فرهیخته ی مسجدسلیمانی به مناسبت درگذشت بانوی شعر ایران "سیمین بهبهانی " یکی از اشعار این شاعر گران قدر را به یاد وی سرود.  

- علی رغم اطلاع رسانی گسترده در نشریات استانی و فضای مجازی و ارسال پیامک ، استقبال چندان مناسبی از این همایش صورت نگرفت. همایشی در این سطح با حضور نخبگان و شخصیت های برجسته علمی کشور مورد توجه نماینده شهرستان ، فرماندار، امام جمعه و دیگر رییسان ادارات قرار نگرفت. این که چرا ما چنین برنامه هایی که می توانند به دلیل حضور افراد نخبه و تحصیل کرده خروجی مناسبی برای شهر مسجدسلیمان داشته باشد را جدی نمی گیریم و برای آن اهمیت قایل نمی شویم پرسشی است که باید پاسخی منطقی برای آن پیدا کنیم . متاسفانه غیر از رییسان هلال احمر  و بنیاد شهید و سه تن از اعضای شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان دیگر مسولان ادارات از این همایش استقبال نکردند. یقینا اگر نماینده، فرماندار و امام جمعه شهرستان در این همایش حضور داشتند، رییسان ادارات حداقل برای نشان دادن خودشان هم که شده در این سالن همایش حضور می یافتند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - چهارشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩۳

امسال هم روز خبرنگار بر مسوولان همیشه سخن گو

-که هیچ وقت حرف برای گفتن کم نمی آورند- مبارک باد.

حرف هایی که  دیگر نه دل ها را خوش می کند و نه گرم

آن هم در حالی که در گرمای 50 درجه باصطلاح زنده گی می کنیم


نویسنده: حبیب اله بهرامی - یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩۳

سردار محسن رضایی:

بختیاری ها همیشه مبارز بودند و از استقلال کشور دفاع می کردند


رهبر معظم انقلاب:

کار بسیار به جایى است که ما چهره‌هاى سالم و برجسته را در میان بخش هاى مختلف اقوام کشورمان جستجو و معرّفى کنیم؛ ظلم بزرگى است که انسان قبول کند شخصیّت‌هایى فداکارى‌هایى کردند و برجستگى‌ها و امتیازاتى از خودشان نشان دادند و چهره‌ى این ها مغفول بماند و فداکارى این ها و مجاهدت این ها ندیده گرفته بشود.


سردار محسن رضایی:

بختیاری ها همیشه مبارز بودند و از استقلال کشور دفاع می کردند. آن ها پیش از انقلاب در صف نخست دفاع از ایران قرار داشتند و پس از انقلاب اسلامی هم در صف نخست دفاع از کشور و اسلام بودند و هستند.

***

وقتی تلفن همراهم زنگ زد و صدای "عبداله نژاد" را شنیدم که می گفت: هنوز خوابی؟ ساعت 9:30 دقیقه ی صبح را نشان می داد.

با صدایی گرفته گفتم: معلومه که خوابم. دم دمای صبح خوابیدم.

"عبداله نژاد" خبر از برگزاری کنگره ی بزرگداشت سردار شهید علی مردان بختیاری در شهرستان مسجدسلیمان داد و گفت: خودرویی از شهرداری اهواز گرفتیم و داریم خبرنگاران را برای تهیه خبر و گزارش کنگره می بریم شهرتون.

گفتم: من که دیگه کار خبری نمی کنم.

گفت: تو نمی خواد خبر تهیه کنی. دوست داریم شما هم بامون باشی.

مدتی از شهرم (اولین ها) که به مرور زمان تا به امروز به آخرین ها تنزل یافته است، بی خبر بودم و دوست داشتم در تعطیلات نوروزی سری به زادگاهم بزنم...

 وقتی "عبداله نژاد" گفت: نیم ساعت دیگه بیا فلکه سنگر، برخاستم و شال و کلاه کردم و از ملی راه تا فلکه سنگر را- که راهی هم نبود- پیمودم...

وقتی رسیدم، شروع کردم به پاک کردن عینک "ریبون" ام که رنگ زرد آفتاب را کم رنگ کنم که "عبدالرحمن نیک سرشت" معروف به "نیک" با کلاسوری زیر بغل اش رسید. گرم صحبت شدیم که مینی بوس شهرداری جلوی مان ایستاد و سوار شدیم و راننده حرکت کرد...

"علی میلاسی" از نشریه ندای جنوب- "علیرضا عبداله نژاد" و "عبدالرحمن نیک سرشت" از فرهنگ جنوب و پایگاه خبری شوشان- "عبیات" و "عبدالوهاب کروشاوی" از خبرگزاری مهر و عصر کارون و "میثم برون" از شهرداری اهواز و هکذا از اهالی مطبوعات، سرنشینان خودرو را تشکیل می دادند.

در طول راه این "نیک" بود که از منبر سخنرانی پایین نیامد تا این که برای صرف ناهار در جلوی رستوران بهین پیاده شدیم.

"نیک" از هر دری سخن گفت. از شهرداری و شورای شهر. از مطبوعات و صدا و سیما. از حاج محسن که می خواست خبرنگاران برای تهیه و انعکاس خبر و گزارش این کنگره در مسجدسلیمان حضور یابند و از شعرهایی که سروده بود و حالا برای یادآوری می خواند. به ویژه از "تام سایر" در "نفتون"!

"عبداله نژاد" گفت: بچه ها! دوجا ناهار دعوتیم. اولی فکر کنم رستوران نفت بود یا جای دیگر که گویا "محمدرضا مکوندی" دبیر کنگره هماهنگی کرده بود دومی هم از طرف "افشین حیدری" مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان در رستوران بهین در سه راهی سی برنج.

بچه ها تصمیم گرفتند که میهمان "حیدری" باشند و برای این که به راحتی بتوانند به مقصد برسند راهنمایی راننده را- که تا به حال به مسجدسلیمان نرفته بود- به من سپردند...

هنوز چند دقیقه از حضورمان در رستوران نگذشته بود که ابتدا "حیدری "مدیرکل میراث فرهنگی و سپس "مهدی مکارمی" یکی دیگر از بچه های مطبوعاتی که نان خور شهرداری است سر رسید و ناهار را در کنار هم صرف کردیم. جای شما خوانندگان عزیز، سبز...

پس از صرف ناهار، به طرف محل برگزاری کنگره واقع در بی بیان- ورزشگاه گلف مسجدسلیمان - حرکت کردیم. "مکارمی" با خودروی شخصی اش آمده بود. "حیدری" و "نیک" و من سوار خودروی "مکارمی" شدیم. "نیک" را فرستادیم برود جلو بنشیند. چرا که معمولن محافظ ها جلو می نشینند...

یک کیلومتر مانده به محل برگزاری همایش، چند افسر نیروی انتظامی با ایجاد موانعی، به ظاهر از عبور هر خودرویی جلوگیری می کردند. جلوی موانع ایستادیم و مینی بوس هم پشت سرمان ترمز کرد. یکی از افسرها جلو آمد "نیک" نمی دانم سلام کرد یا نه، اما "حیدری" را مدیرکل میراث فرهنگی معرفی کرد و گفت: مینی بوس پشت سرمان، خبرنگاران هستند.

افسر رفت و در کنار دو افسر دیگر ایستاد و چیزی گفت و یکی دیگر آمد و ما باز خودمان را معرفی کردیم اما این بار از راننده ی ما خواستند که خودرویش را کناری پارک کند تا مینی بوس خبرنگاران به داخل برود. یکی از افسران گفت: بگذارید خبرنگاران داخل بروند. افراد زحمتکشی هستن...

"حیدری" از خودرو پیاده شد و نزد افسرها رفت اما آن ها می گفتند باید فرمانده شان اجازه ورود سواری را بدهد و از "حیدری" می خواستند با فرمانده تماس بگیرد. اما مگر ما شماره ی فرمانده را داشتیم؟! خود افسرها ها هم شماره ای برای تماس ارایه ندادند...

به ناچار من و "حیدری" و "نیک" از خوروی "مکارمی" پیاده شدیم و نشستیم توی اتوبوس و آنگاه با برداشته شدن یکی دو تا از موانع راه برای ورود اتوبوس و حرکت به سوی محل کنگره باز شد...

با خود گفتیم: با این سختگیری هایی که از ورود خودروی مدیران کل و حتا مقام های پایین تر جلوگیری می کنند در جلوی زمین برگزاری کنگره نباید خودروهای چندانی وجود داشته باشد اما هنگامی که از پیچ جاده گذشتیم تا چشم کار می کرد خودروهای رنگارنگ و نیز جمعیت مشتاق در اطراف محل برگزاری کنگره و حتا بر روی دامنه و قله ی کوه ها دیده می شدند. جمعیت که قابل شمارش نبودند اما خودروها بیش از یک صد دستگاه بودند.

 البته یکی از همراهان گفت: به این خاطر از ورود خودروی سواری "مکارمی" حامل مدیرکل میراث فرهنگی استان جلوگیری کردند، این بود که شنیدم یکی از افسران می گفت:"حتا یه خسته نباشید هم به ما نگفتن" این هم از جلو نشستن های "نیک" که از بس سخن می گوید یادش می رود که باید هنگام ورود به مکانی به دیگران سلام و خسته نباشید بگوید! ما که در صندلی های عقب نشسته بودیم و شیشه های خودرو هم بالا بود تا باد کولر بیرون نرود نمی توانستیم سلامی کنیم و فقط دست مان را به عنوان سلام بالا بردیم اما سلام و خسته نباشید دهانی چیز دیگری است...

در نهایت جلوی مکان برگزاری کنگره رسیدیم و از مینی بوس پیاده شدیم.

"حیدری" را یک آقایی گرفت به حرف ولی بقیه ی ما داخل زمین رفتیم. 30-40 متری مانده به جایگاه ایستادیم که "محمدی" بیاید و با همدیگر به میان جمعیت نشسته برویم که دیدیم همهمه ای صورت گرفت و عده ای از کنار ما به سوی در ورودی دویدند. عکاسان و تصویربرداران شروع کردند به گرفتن عکس و تصویر...

"حاج محسن رضایی" دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با لباس بختیاری و "عبدالحسن مقتدایی" که بیش تر وقت ها چهره اش متبسم است از کنار ما گذشتند با این حال دستم را که دراز کردم دست حاج محسن را لمس کرد تا به او خوش آمد بگوید. شاید هم هر دوی مان به هم خوش آمد گفتیم هر چند که در شهرمان، ما باید به دیگران خوش آمد بگوییم...

بی اختیار یا شاید هم با اختیار، من و همراهان دنبال این دو عزیز راه افتادیم تا جلوی جایگاه رسیدیم. این قدر جلوی جایگاه شلوغ بود که اگر هر کسی به فکر خودش نبود کسی به فکرش نبود! یکی از چند صندلی پلاستیکی که رو هم قرار داشت و یک آقایی داشت به مسوولان می داد، برداشتم و در همان ردیف نخست و چند صندلی مانده به صندلی های پلاستیکی"رضایی" و "مقتدایی" نشستم. "نیک" و "میلاسی" و "عبیات" و "عبداله نژاد" هم پشت سر من نشستند و "کروشاوی" هم شروع کرد به گرفتن عکس. اما خود افرادی که کارت بر روی سینه داشتند آن قدر بی شمار بودند که اجازه ی نفس کشیدن به آدم را نمی دادند...

در بدو ورود مسوولان، آن هایی که در جلوی جایگاه به ردیف ایستاده بودند این قدر تیر در کردند که چند بار احساس کردم پرده ی گوش هایم پاره شدند! هوا هم که گرم بود و خورشید، دل آفتابی اش را بر فضای کنگره می پراکند و در نتیجه نیاز به نوشیدن آب خنک ضروری می رسید اما فقط چند بطری آب معدنی روی میزی در جلوی میهمانان مخصوص کنگره خودنمایی می کرد و به تشنگان هم چشمک می زد!

هنوز مجری در حال دادن شعارهای کنگره بود که آیت ا... موسوی جزایری نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز و همچنین سیدخلف موسوی شهردار اهواز با هیات همراه آمدند و مورد استقبال گرم برگزارکنندگان کنگره و شهروندان قرار گرفتند. البته در این کنگره قاسم سلیمانی استاندار چهارمحال و بختیاری، حجت الاسلام امینی امام جمعه مسجدسلیمان، جلیلی نماینده مردم مسجدسلیمان- لالی- اندیکا و هفتکل در مجلس- اردشیر صالحپور از استادان دانشگاه تهران- دست اندرکاران صدا و سیمای مرکز خوزستان، رامی علاسوند- زیبا صالحپور و آذر زمانپور از اعضای شورای شهر اهواز، فرزین حاتمی کاکش مدیر روابط عمومی شهرداری اهواز و برخی از شخصیت های بختیاری و دست اندرکار در دولت فعلی از استان های خوزستان، چهارمحال و بختیاری- اصفهان و لرستان حضور داشتند.


* بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای

همایش نکوداشت شیرعلیمردان خان بختیارى


 پس از تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید و سرود جمهوری اسلامی، بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای همایش نکوداشت شیرعلیمردان خان بختیارى از بلندگوهای کنگره پخش و آیین نکوداشت شیرعلیمردان خان بختیارى آغاز شد:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

کار بسیار به جایى است که ما چهره‌هاى سالم و برجسته را در میان بخش هاى مختلف اقوام کشورمان جستجو و معرّفى کنیم؛ ظلم بزرگى است که انسان قبول کند شخصیّت‌هایى فداکارى‌هایى کردند و برجستگى‌ها و امتیازاتى از خودشان نشان دادند و چهره‌ى این ها مغفول بماند و فداکارى این ها و مجاهدت این ها ندیده گرفته بشود. همین‌طور که دوستان بیان کردند، بختیارى‌ها و عموماً لرها - که در مناطق وسیعى از کشور حضور دارند و زندگى می کنند - جزو بهترین و باوفاترین اقوام ایرانى بودند. البتّه یکى از امتیازات کشور ما، تنوع اقوام و قومیّت ها و مانند این ها است؛ و الحمدلله همه هم همین‌جورند، یعنى انسان وقتى نگاه می کند، اقوام مختلف ایرانى با هم همبستگى و چسبندگى و ارتباط و اتّصال و توادُد به معناى واقعى دارند؛ در طول تاریخ هم همین‌جور بوده، زمان ما هم بحمدالله به‌طور کامل همین‌جور است. خب، هر قومى خصوصیّتى دارند؛ ما بختیارى‌ها و لرها را به صداقت، به صفا، به شجاعت، به غیرت شناختیم. این ها در قبال عقاید اسلامى و عقاید مذهبى و عقاید تشیّع، بسیار پایدار و داراى پافشارى و پایمردى بودند در طول زمان و زمان خود ما هم همین محسوس بوده و این را دیدیم. به سادات چقدر احترام می گذارند، به خاندان پیغمبر چه قدر احترام می گذارند، به طور مطلق به روحانیون [چقدر احترام می گذارند]؛ حالا فرمودند(۱) که شخصیّت‌هاى علمى آن جا معروف نشده‌اند؛ لکن من که چند سال قبل از این رفتم شهرکرد،(۲) آن‌طور که در ذهنم هست، آنجا با برخى از روحانیون لر و بخصوص بختیارى آشنا شدیم و این ها گفتند و کسانى را هم از شخصیّت‌ها اسم آوردند؛ منتها مظلومیّت این قوم همین است که حتّى شخصیّت‌هاى روحانى‌شان هم شناخته شده نیستند، معروف نیستند؛ خب این ها بایستى جستجو بشود و تلاش بشود. و حالا که شما بحمدالله در این جریان قرار گرفتید، خوب است که کار را ادامه بدهید و بگردید واقعاً شخصیّت‌ها را پیدا کنید، منتها آن‌چنان که هستند؛ یعنى دقّت بشود که شخصیّت‌سازى نشود. همان‌طور که جناب‌عالى(۳) اشاره کردید کاملاً درست است، خوانین بختیارى همه یک‌جور نبودند؛ بله، آمدند اصفهان و آن کارهاى بزرگ انجام گرفت، امّا همه یکسان نبودند. مهم ترین برجستگى علیمردان‌خان حضور در جنگ بختیارى‌ها در مشروطه نیست - آن‌وقت یک جوانى بوده، هجده نوزده سال یا بیست سالش بوده - مهم‌ترین کارش مبارزه‌ى با رضاخان است که بعد هم دستگیر شد و بعد هم اعدام شد به دست رضاخان. او ایستادگى کرد. البتّه اشاره کردند آقاى رضایى، مادر او - بى‌بى - ضدّ انگلیسى و ضدّ بیگانه بوده؛ واقعاً این هم نشان‌دهنده‌ى این است که چگونه تربیت مادر، شخصیّت فرزند را اصلاً شکل می دهد؛ یعنى این مادر توانست این بچّه را این‌جور بار بیاورد که یک شخصیّت برجسته‌اى بشود. تجلیل از شخصى مثل علیمردان‌خان و مادر او و شخصیّت‌هایى از این قبیل که مبارزه کردند با استبداد و با رضاخان و با سلسله‌ى پهلوى، کار شایسته‌اى است، کار خوبى است و جهت‌گیرى‌هاى این ها هم روشن بشود؛ این پرچم «لااله‌الاالله»اى که گفتند،(۴) به نظر من چیز مهمّى است که معلوم باشد که این ها کسانى بودند که با عقاید دینى و با احساسات برخاسته‌ى از عقیده‌ى دینى و تأیید شده‌ى به‌وسیله‌ى عقاید دینى‌شان مبارزه می کردند و می جنگیدند.

 امیدواریم ان‌شاءالله خداوند به شماها توفیق بدهد. مراقب باشید تفکیک بشود بین آن کسانى که صادقانه، خالصانه، براى خدا در مبارزات حقیقى و آنچه می شود آن را جهاد نامید شرکت کردند، با آن کسانى که نه، اغراض دیگرى داشتند. به‌هرحال امیدواریم که گذشتگان خدوم و ارزشمندى که در همه‌ى بخش هاى کشورمان بودند، ان‌شاءالله خداوند با اولیائش محشور کند، درجات شان را عالى کند، گناهانشان را بیامرزد؛ و شماهایى را که هستید توفیق بدهد که ان‌شاءالله بتوانید آن عقب‌افتادگى‌هاى قبلى را جبران کنید؛ و ان‌شاءالله بتوانید از علماى بزرگ، از شخصیّت‌هاى برجسته، کسانى را در بین این مجموعه معرفى کنید. بله، در منطقه‌ى بروجرد و آن مناطق لرستان، شخصیّت‌هاى برجسته و بزرگى از لُرها وجود داشتند، ان‌شاءالله در بین بختیارى‌ها هم ما همین را شاهد باشیم. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) امام جمعه‌ى شهرستان مسجدسلیمان‌

۲) ۱۳۷۱/۷/۱۵

۳) همان‌

۴) آقاى محسن رضایى‌

***

* بختیاری ها همیشه مبارز بودند

و از استقلال کشور دفاع می کردند


پس از پخش بیانات رهبر معظم انقلاب از بلندگوهای کنگره، گروئی فرماندار مسجدسلیمان خوش آمد گفت و آن گاه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پشت تریبون قرار گرفت و سخنانی ایراد کرد.

سردار محسن رضایی ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خود را از مقام معظم رهبری به خاطر بیانات محبت آمیز و شیوا در خصوص قوم بختیاری اعلام کرد. به ویژه آن که ایشان فرمودند: "بختیاری ها جزو بهترین و باوفاترین اقوام ایرانى هستند"


وی همچنین از حضور نماینده ولی فقیه در استان و استانداران خوزستان و چهارمحال و بختیاری و دیگر مسوولان تشکر کرد و گفت: بختیاری ها همیشه مبارز بودند و از استقلال کشور دفاع می کردند. آن ها پیش از انقلاب در صف نخست دفاع از ایران قرار داشتند و پس از انقلاب اسلامی هم در صف نخست دفاع از کشور و اسلام بودند و هستند.

وی تصریح کرد: در هیچ دورانی سراغ نداریم که بختیاری ها از ایران و اسلام و دین و مذهب در مقابل دشمنان دفاع نکرده باشند.


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهید شیرعلیمردان بختیاری را یکی از مبارزان بزرگ بختیاری در تاریخ ایران برشمرد و از دوران حسین قلی خان بختیاری تا امروز سخن گفت و افزود: این ایل خان بزرگ بختیاری توانست طایفه های هفت لنگ و چهارلنگ را منسجم و متحد کند و قدرتی واحد را در محدوده خود به وجود آورد به گونه ای که ظل السلطان که در اصفهان حاکم بود تحت لوای او حکومت می کرد و مناطقی همچون یزد و اصفهان را نیز فتح کرد و بر آن ها حکومت کرد.


وی گفت: در دوره ی قاجاریه بخش اعظمی از کشور را بختیاری ها اداره می کردند. استانداران یزد و کرمان بختیاری بودند ولی حسادت ها و مخالفت ها موجب شد که ناصرالدین شاه دستور قتل حسین قلی خان را صادر کند. پس از کشته شدن او، سردار اسعد در آن منطقه قیام کرد و توانست در انقلاب مشروطه نقش تاریخی خود را ایفا کند.

وی گفت: این غیرت بختیاری ها بود که از زاگرس و البرز گذشتند و پادگان اصفهان را تصرف کردند و تا تهران تاختند و در دروازه بهجت آباد تهران با در گیری 7 ساعته توانستند با آزاد کردن مجلس شورای ملی آن را تقدیم ملت ایران کنند.

* همیشه صدای آزادی از لوله تفنگ بختیاری بیرون می آید


رضایی تاکید کرد: همیشه صدای آزادی از لوله تفنگ بختیاری بیرون می آید. اگر بختیاری ها در لحظه های حساس این کشور حضور نمی یافتند اکنون سرنوشت کشور ما جور دیگری رقم می خورد.

وی افزود: بعد از سردار اسعد، شیرعلی مردان خان، جوانی غیرتمند در خانواده ای مبارز اعلام وجود کرد. مادر او "بی بی مریم" از زنان قدرتمند و مبارز بختیاری بود که تشکیل لشکر داد و به مبارزه با روس ها و سپس انگلیسی ها پرداخت و نجف آباد را آزاد کرد.

* آنانی که از زنان دفاع می کنند

چرا از "بی بی مریم" دفاع نمی کنند؟!


وی تصریح کرد: آنانی که از زنان دفاع می کنند چرا از بی بی مریم دفاع نمی کنند؟! این مشاهیر حتی در بین اقوام عرب نیز وجود دارد. به عنوان نمونه باید از ام علیه دختر شیخ سلمان یاد کرد که با انگلیسی ها در خوزستان به مبارزه پرداخت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: چرا خوزستان و قوم بختیاری از اسطوره کردن مشاهیر خود سرباز می زنند؟ این مظلومیت از کجا ناشی شده است؟ متاسفانه ما "جمیله بو پاشا" ی الجزایری را بهتر از مبارزان خودمان از جمله "بی بی مریم" می شناسیم! درباره ی بوپاشا در الجزایر چند کتاب نوشته شده تا او را به جامعه بشناسانند. شخصی که در زمان استعمار فرانسه یک یاری دهنده بود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: چه قدر زیبا رهبر معظم انقلاب فرمود: بر شما لازم است قهرمانان تاریخ فراموش نشوند و به مردم معرفی شوند.

* من افتخار می کنم که یک بختیاری ام


رضایی گفت: زنان ما شیرزنانی بودند که در کوه های بختیاری شانه به شانه ی مردان شان علیه استبداد می جنگیدند و من افتخار می کنم که یک بختیاری ام و لباس بختیاری می پوشم و افتخار می کنم از نسل مردان و زنانی هستم که اشخاصی همچون شیر علی مردان خان و شهید بهنام محمدی را پرورانده اند.

وی گفت: شیر علی مردان خان مدت 5 سال با رضاشاه جنگید و در مناطقی از شمال خوزستان و چهار محال بختیاری تشکیل حکومت داد. او با پرچم های اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله وارد شهرکرد شد و به مردم آزادی داد. از جمله لباس هایی را که رضا شاه، مردم را از پوشیدن محروم کرده بود، برگرداند و در عوض اعلام کرد: مردم کلاه های پهلوی را کنار بگذارند و به همین خاطر در بین روحانیون از اعتبار و محبت خاصی برخوردار شد.


رضایی افزود: رضا شاه از چهار طرف از جمله فارس و اصفهان و یزد و خوزستان به شیر علی مردان حمله کرد اما نتوانست وی را شکست دهد. لذا از هواپیماهای جنگی استفاده کرد. علی مردان برای این که آسایش مردم به خطر نیفتد از شهر عقب نشینی کرد و به کوه ها پناه برد اما سرانجام دستگیر و به تهران فرستاده شد.

وی گفت: شیرعلی مردان خان انسانی جنگجو، با استعداد و قوی و توانمند بود. منش و رفتارش در زندان مثال زدنی و شاخص بود و تا روزی که او را در زندان تهران به دار آویختند بر این منش پایبند بود و با کار خویش ثابت کرد که بختیاری ها مثل شیر در دامنه زاگرس زندگی خواهند کرد.

* حقیقت اسطوره ها به مردم شناسانده شوند


وی افزود: من از روشنفکران، شاعران و تاریخ نویسان بختیاری تقاضا می کنم افرادی همچون علی مردان ها را فراموش نکنند و در مورد آن ها قلم بزنند. من از کسی درخواست بزرگ نمایی ندارم، فقط می خواهم حقیقت این اسطوره ها را به مردم بشناسانند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه ی سخنان اش به نام گذاری سال 93 اشاره کرد و گفت: نیت رهبر معظم انقلاب از این نام گذاری این است که اقتصاد و فرهنگ بدون یکدیگر معنا نمی دهند و همواره با هم خواهند بود.

* نیاز به تحول اقتصادی و فرهنگی داریم


رضایی تاکید کرد: در انقلاب اسلامی، اقتصاد و فرهنگ ما ضعیف باقی مانده و لذا نیاز به تحول اقتصادی و فرهنگی داریم که باید بومی و دینی باشد.


رضایی تصریح کرد: بختیاری ها در همه ی زمینه ها به ویژه اقتصاد و فرهنگ جا برای پیشرفت دارند. از استانداران انتظار می رود به وضعیت مردم استان های خود توجه ویژه ای داشته باشند و ان شاا... با یک جهش فرهنگی به ندای رهبر معظم انقلاب لبیک بگوییم.


این گزارش حاکی است: سرودخوانی توسط "علی تاجمیری" و "کورش اسدپور" و شعرخوانی توسط "روشن سلیمانی" و شاهنامه خوانی از دیگر برنامه های بزرگداشت سردار شهید علی مردان بختیاری بود.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳٩٢

راه کارهای اساسی برای گذراندن اوقات فراغت جوانان!


البت تا وقتی که بعضی از مراکز آموزشی و ماموزشی! و هکذا فرنگی ، ببخشید، فرهنگی، مثل تلویزویزک یا صدا و سیمای خودمان و نیز دشمن های دوست نما در ماهواره های مختلف فعالیت دارند، فکر نکنم جوانان و نوجوانان نیاز مبرمی به راه کارهای ما داشته باشند، اما درنهایت ، این مراکز آموزشی ( به جز صدا و سیما) که معلوم نیست آموزشی اند یا ماموزشی! اگرتعطیل شدند، خیل جوانان و نوجوانان با معضلی به نام اوقات فراغت و نحوه پر کردن این اوقات مواجه می‌شوند که نیازست ما از همین تریبون راه کارها و چند نقطه‌های خودمان را ارایه دهیم تا هر کس به فراخور حال یا هال یا هر چیزی دیگری که دوست داشت، عمل کند. کی به کیه! (جلوتر این کی به کیه را گفتم که ممکن است در پایان مطلب یادم برود. هر چند که نیازی به بگم بگم نیست که چیزی که عیان است چه حاجتس به بیانس؟!

از ابتدای تولد آدم و حوا و هکذا عالم، مبحث جوان مطرح بود تا اینکه به زمان حال رسید و جوان بودن قشر عظیمی از جمعیت جامعه و نقش آن‌ها در پیشبرد اهداف مورد نظر، هات شد و هر دستگاهی هم مطابق با ذوق و سلیقه و عشقس، برنامه‌ها، وظایف، اهداف و چند نقطه‌هایش را برای این قشر سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کرد و به مورد اجرا گذاشت یا به وادی خرمن حواله داد!

البت، ما فعلن کاری به اهداف، وظایف و برنامه‌های کاری دستگاه‌های مختلف- که با جوانان سر و کار دارند یا خواهند داشت و بالعکس- نداریم و برنامه‌های خود را به شرح زیر پی می‌گیریم که مفید به فایده س:

1- تهیه گریس یا واکس یا به عبارت بهتر، ژل موی سر به اندازه‌ی کافی و توزیع بین قشرهای مختلف جوان، نوجوان و حتی پیرمردان!

2- تهیه عینک‌های آفتابی از جمله «ریبن» (البته اصلی اش گران است و در توان مالی مسوولان خیلی خدمتگزار نیست. (ضمنن اگر از اختلاسگران 3 هزار میلیارد تومانی کمک بگیرند، توان شان بالا می رود!!) بنابراین بهتر است که «ریبون» تقلبی 4- 5 هزار تومانی! برای هر جوان و نوجوان تهیه و تقدیم آن ها کنند تا اشعه‌ی طلایی خورشید چشمان این عزیزان را در هنگام دید زدن در خیابان‌ها اذیت نکنس(!) هر چند که این عینک های دو سه هزارتومانی دمار چشم ها را در می آورند؛ اما از قدیم و ندیم هم خوش تیپی بهتر از ضعیف شدن چشم بوده ست!!

3- پوشیدن لباس‌های گل و منگولی از جمله شلوارهای لی بدون خشتک و سابیده شده با سنگ پا برای خوش تیپ شدن و کسب احساس خوش تیپی و اعتماد به نفس و چند نقطه، بسیار بسیار لازم ست. به ویژه هنگام تماشای ویترین رنگارنگ مغازه ها آن هم در حالت زاویه ی 90 درجه!!

4- استفاده از آخرین متدها یا روش‌های وارداتی برای برطرف کردن کمبود‌ها از جمله در زمینه‌ی اصلاح موی سر به شکل تاج خروسی یا به طریقی که موجب تعجب خارجی ها و خنده ی خودمان شود! پوشیدن لباس های اجق- وجق، گذاشتن پا زلفی، ریش‌های بند کفشی یا بزی یا گذاشتن سبیل‌های هیلتری یا بند کفشی و چند نقطه! هر چند که خود یک جوان می تواند شیوه‌های مختلف را روی موها و سبیل و ریش یا صورت خود ابداع و طراحی کند تا موجب انگشت به دماغ، ببخشید انگشت به دهان خارجکی را فراهم کنیم!

5- خلوت کردن خیابان‌های پر رفت و آمد کلان شهرها از جمله خیابان های سلمان فارسی- کیانپارس- زیتون کارمندی اهواز برای عبور و مرور جوانان و نوجوانان یا ایستادن در مکان‌های مختلف و ورانداز کردن همه جا! به گونه‌ای که چشم شان حسابی خسته شود تا شباهنگام راحت‌تر خوابشان ببرد! هر چند که بعضی‌ها شبانه گشت و گذارشان شروع می‌شود تا اوقات فراغت خود را نحو احسن پر کنند!!

6- افزایش تعداد کافی شاپ‌ها، کافی نت‌ها و کافه گلاسه‌های لوکس!! و مراکز این چنینی برای درآغوش گرفتن جوانان و خوردن و نوشیدن ساندویچ، پیتزا، چای، شیر، قهوه، نسکافه، بستنی و چند نقطه و تکاندن جیب های خود! هر چند که همشهری های ما اهل این ولخرجی نیستند!

7- نمایش فیلم‌های مهیج برای کشاندن نوجوانان و جوانان به سالن‌های سینما برای خالی کردن انرژی هسته‌ای، ببخشید، انرژی بدنی. (چرا که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست ولی انرژی بدنی نیاز به خالی کردن دارد!)

البته می‌توان به روش مختلف از جمله زدن کف یا دست، سوت و هکذا کشیدن هورا، خنده و سردادن قهقهه و چند نقطه و نیز خوردن تخمه، آجیل و انداختن پوست تخمه در کف سالن یا به سمت تماشاچیان جلویی! اقدام کرد. کی به کیه!

خب، این موارد بیشتر خاص پسران بود. هر چند که بعضی از دختران نیز امروزه این موارد را انجام می‌دهند که جا دارد از آن‌ها نیز تشکر و قدردانی کنیم(!)

اما، دخترانی که نیاز دارند تا خودی نشان دهند و در معرض دید قرار گیرند، پیشنهاد نمی دهیم که چه کنند و چه نکنند. چرا که خودشان بهتر از ما می دانند! هر چند که بعضی وقت‌ها دخترانی را می‌بینیم که اگر شاخ در بیاوریم نباید تعجب کنیم! چرا که انگاری چیزهای عجیب و غریب دارد جا می‌افتد! حالا کک کسی می‌گزد یا نمی‌گزد، کاری نداریم و وارد معقولات نمی شویم!

می‌خواستم پیش نهاد میش نهادی ندهم اما برای خالی نبودن یا نماندن عریضه و این که فردا پس فردا دختران طرفدار یا عاشق مدهای اروپایی نگویند:" ما را چرا فراموش کردید؟" موردی را در زیر می‌آورم که فکر کنم بیش تر مورد پسند غیر خودی ها قرار بگیرد.

از آن جا که این روزها و نیز از دیروزها و پریروزها استفاده از موهای مدل مرغ و خروسی، طوطی و کلاغی و نیز لباس‌های برمودایی، بورکینافاسویی و آفریقایی از جمله مانتوی کوتاه (یعنی پوشیدن مانتوهای خواهران کوچک تر) و هکذا مانتوهای بلند(مانتوهای خواهران بزرگ تر)- که کار پاکبانان شهرداری را برای رفت و روب خیابان ها راحت می کند- شلوارهای جین یا لی و دم پاچه پاکتی و نیز کوتاه، چسبان و لوله تفنگی (شلوارهای خواهران کوچک تر خانواده!) مد شده و استفاده از روسری‌ها و شال های کوتاه و نیز بلند! و از همه مهم تر، نپوشیدن جوراب و یا پوشیدن جوراب‌های 10 سانتی! یا ساق کوتاه! جزو مدهای دمده است، پیشنهاد می دهم که این عاشقان مدهای اروپایی و آمریکایی به جای پوشیدن مانتوهای کوتاه، از پیراهن‌های مردانه و زنانه استفاده کنند؛ که هم مد شب است و هم روز! البته اگر دیدید پیراهن های برخی مردان که روی شلوارشان قرار گرفته بسیار بلندتر و گشادتر از مانتوهای کوتاه برخی عاشقان مد است، تعجب نکنید که باز هم مد است!!

راستی! پوشیدن لباس‌های کوتاه و تنگ و آلاگارسون کردن دیگر خیلی مد است و چشم خارجی ها را نابینا می کند!!

راستی! کسی هست ما را که از کوزه شکسته نوشابه می خوریم راهنمایی کند! تا ما هم به این سمت و سو کشیده شویم و حالی ببریم(!)

به گمانم معرفی مد روز و شب، تا همین جا کافی م باشد و بهتر آن است که خود جوانان و نوجوانان هم قدری برای پر کردن اوقات فراغت خود زحمت بکشند و سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کنند. گیریم که ما نبودیم، پس این جوانان عزیز چه گونه می خواهند اوقات فراغت خود را پر کنند؛ ها؟!

حبیب اله بهرامی

نویسنده: حبیب اله بهرامی - یکشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳٩٢

حق 4 خوزستانی راه یافته به مرحله نهایی

جشنواره مطبوعات ضایع شد

با انتخاب و معرفی برگزیدگان مقام نخست در جشنواره مطبوعات و‌ خبر گزاری های و پایگاه های اطلاع رسانی، حق 4 خوزستانی راه یافته به مرحله نهایی داوری ضایع شد.

از پنج خوزستانی راه یافته به مرحله نهایی داوری در بیستمین جشنواره مطبوعات،‌ خبر گزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی یک نفر مورد تقدیر قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ما در آیین اختتامیه این جشنواره- که با حضور دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری برگزار شد- 35 برگزیده ی این جشنواره جوایز خود را شامل تندیس، لوح جشنواره و جایزه نقدی 50 میلیون ریالی از دست نهاوندیان رییس دفتر رییس جمهوری و وزیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردند.

در این جشنواره در بخش تک عکس خبری از میلاد معصومی به خاطر اثر با عنوان «آب گرفتگی معابر پس از بارش باران شدید در اهواز» در خبرگزاری ایرنا تقدیر شد.

در ویژه نامه بیستمین جشنواره مطبوعات،‌ خبر گزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی در حالی که از اعتماد 4 هزار و 552 روزنامه نگار به جشنواره بیستم سخن به میان آمده است که از میان 102 راه یافته به مرحله نهایی داوری جشنواره تنها 35 برگزیده به عنوان نفرهای نخست در 15 بخش سراسری و محلی- منطقه ای انتخاب شدند و مورد قدردانی قرار گرفتند و از انتخاب و معرفی نفرهای دوم و سوم خودداری شده است. این در حالی است که در 19 جشنواره پیشین از انتخاب نفرهای دوم و سوم در گرایش های مختلف دریغ نمی کردند.

در بخش مطبوعات محلی- منطقه ای- گرایش سرمقاله- نام های "علی میلاسی" با اثر "بازگشت به دوره قحطی و دعوت به خوشه چینی گندم و خوردن نان بلوط" از هفته نامه ندای جنوب و "محمد مالی" با اثر" خوزستان زیر هشت" از نشریه جنوبگان به ترتیب در رده های دوم و سوم فهرست راه یافتگان به مرحله نهایی داوری جشنواره دیده می شود.

همچنین در این بخش، نام "میلاد کارگر" از نشریه آوای خوزستان در صفحه آرایی روزنامه ای و "شاهین بیرگانی" با اثر "نان 210 کارگر یک کارخانه آجرسازی در اهواز آجر شدند" از روزنامه توسعه جنوب در گرایش خبر که به ترتیب در ردیف های اول و دوم راه یافتگان به مرحله ی داوری جشنواره قرار گرفته اند، به چشم می خورد.

از سوی دیگر، نام برگزیده ی رشته تیتر در بخش سراسری، در میان راه یافتگان به مرحله نهایی داوری جشنواره دیده نشد اما به عنوان برگزیده معرفی شد که مورد اعتراض نفرهای اول و دوم مندرج در ویژه نامه بیستمین جشنواره قرار گرفت.

به گزارش ستاد اطلاع رسانی بیستمین جشنواره مطبوعات، خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی، در بخش  «سرمقاله» 586، «خبر» 565 و «صفحه آرایی» 492 اثر به این جشنواره ارسال شده بود.

گفتنی است: یونس شکرخواه، حسن نمکدوست تهرانی، محمدرضا زائری، احمد توکلی، سید جلال فیاضی، کسری نوری، سیف‌اله صمدیان، رضا مقدسی و لیلا رستگار، داوران نهایی جشنواره بیستم مطبوعات بودند.

با توجه به این که از میان 4 هزار 552 روزنامه نگار شرکت کننده در جشنواره آثار 102 روزنامه نگار به مرحله ی نهایی جشنواره راه یافت که پنج نفر از این عزیزان را روزنامه نگاران خوزستانی تشکیل می دهند از استانداری خوزستان، شهرداری اهواز، شورای اسلامی شهر و نیز اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان انتظار می رود نسبت به تجلیل از روزنامه نگاران افتخارآفرین خوزستانی در بیستمین جشنواره مطبوعات،‌ خبر گزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی اقدام لازم را به عمل آورند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳٩٢

کلید دولت روحانی، قفل کارخانه های اصفهان را گشود


"سبد کالا" سبد تولیدکنندگان اصفهانی را پر کرد!

ح. پورعبداله: دولت تدبیر و امید با اجرای طرح سبد کالا، میلیاردها تومان بودجه ی کشور را به جیب کارخانه های استان اصفهان سرازیر کرد.

یک کارشناس اقتصادی با بیان این خبر افزود: این درست که امسال، سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی است و سال پیش به عنوان سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری شد؛ اما چه دلیلی وجود داشت که شمع حماسه اقتصادی باید در کارخانه های اصفهان روشن شود و تنها تولیدات کارخانه های اصفهان مورد حمایت قرار گیرد؟!

حسین میرنژاد با اشاره به سخن رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اصفهان که 20 بهمن در گفت و گو با خبرگزاری مهر اظهار کرد:"تمام اقلام سبد کالا به جز برنج از تولیدات اصفهان است و این یک امتیاز برای استان محسوب می شود." گفت: ابتدا به این رییس سازمان و سپس به دولت جناب روحانی که "کلید" "تدبیر"اش تنها توانسته قفل تولید شرکت ها و کارخانه های استان اصفهان را باز کند و به این کارخانه داران "امید" بدهد، تبریک می گویم و امیدوارم در مرحله ی دوم طرح سبد کالا- که قرار است قند و شکر جای پنیر و تخم مرغ را بگیرد- دیگرشرکت های اصفهان را فراموش نکنند یا این که بی توجه به شرکت های توسعه نیشکر در خوزستان نسبت به واردات شکر از خارج کشور اقدام کنند!!

او با اشاره به اعتبار 1500 میلیارد تومانی برای توزیع سبد کالایی میان بیش از 10 میلیون خانوار کشور تصریح کرد: دولت به جای استفاده از برنج های هندی مساله دار می توانست با تدبیر لازم و غیر شعاری هم از تولید برنج های محلی استان ها حمایت کند و هم به طور عملی از تولید ملی و محلی و نیز کار و سرمایه ی همه ی ایرانی ها حمایت کند نه از عده ای خاص در یک استان. این کارشناس اقتصادی گفت: رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت اصفهان، اقلامی چون: "روغن، تخ ممرغ، مرغ و پنیر را که از تولیدات اصفهان است افتخاری برای استان محسوب کرده است" در حالی که دیگر استان های کشورمان- که دارای چنین تولیداتی هستند- به طور علنی مورد بی مهری دولت قرار گرفته اند. دولتی که کلید تدبیر و امیدش تنها قفل کارخانه های اصفهان را گشوده است و برای رونق تولید دیگر استان ها هیچ گونه تدبیری صورت نگرفته است.

وی توضیح داد: از آن جا که بیش از 10 میلیون خانوار برای مدتی نیازشان به روغن، تخم مرغ، مرغ و پنیر برطرف می شود لذا تولید کنندگان سایر استان ها با رکود فروش این اقلام در ماه های بهمن و اسفند مواجه می شوند.

این کارشناس اقتصادی گفت: دولت جناب روحانی می توانست با برنامه ریزی و "تدبیر" اقلام سبد کالا را در هر استان تامین کند تا هم از تولیدات استان ها حمایت شود و هم خون "امید" در رگ های همه ی تولید کنندگان جاری شود نه این که چشم یاری اش فقط در یک استان گشوده شود و بتابد و دیگر استان ها دیده نشوند!

میرنژاد با اشاره به سخن مظفر انصاری رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت اصفهان که در جمع خبرنگاران گفته است: "با توجه به این که تعداد مشمولان سبد کالا در سطح کشور زیاد هستند و به این تعداد برنج تولیدی به یک شکل ذخیره نداشتیم بنابراین مجبور به استفاده از برنج وارداتی در سبد کالای مردم شدیم." عنوان کرد: این گونه سخن گفتن حکایت از آن دارد که این رییس سازمان شخص نخست تصمیم گیرنده در زمینه ی تامین و توزیع سبد کالا در کشور است!

وی گفت: اگر چه عنوان شده "طرح ارایه رایگان سبد کالا به مردم در راستای کاهش نقدینگی به خانوارهای ایرانی صورت گرفته و تزریق پول از دولت به مردم تورم به بار م یآورد." اما تامین اقلام سبد کالای مردم از کارخانه های یک استان و بی توجهی به تولیدات دیگر استان ها در دولت تدبیر و امید چه توجیهی می تواند داشته باشد؟!

وی افزود: کاهش نقدینگی و تورم مطرح شده در سخنان مسوولان دولت برای ارایه تولیدات یک استان به مردم در قالب سبد کالایی بهانه است و چنانچه بهای سبد کالا به مردم داده می شد نه در ارایه ی سبد کالا مشکل ایجاد می شد و نه در تامین کالا تبعیضی صورت می گرفت و به حتم پولی هم که دست مردم قرار می گرفت در راه تامین مایحتاج ضروری خودشان هزینه می شد و از سویی چرخ زنگ زده ی تولید کنندگان را روغن کاری می کرد و نیازی هم به عذرخواهی از مردم- که ساعت ها در صف کالا اوقات خود را تلف کردند- نبود.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ٥ دی ،۱۳٩٢

آش شله قلمکاری به نام فیسبوک!


حبیب‌الله بهرامی گفت: بیش‌تر شعرهای فیسبوکی فی‌البداهه سروده می‌شوند.

این شاعر و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی و هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار کرد: فضای فیسبوک اگرچه به ظاهر ادبی جلوه می‌کند و بیش‌تر شعرها هم فی البداهه سروده می‌شوند، اما در حقیقت آش شله قلمکاری است که هر کاربری در آن دخیل است.

وی افزود: معمولا افراد با سلایق مختلف در فضای گسترده فیسبوک به گشت و گذار مشغول‌اند و آثاری که ارایه می‌کنند هم دارای نقاط ضعف هستند و هم نقاط قوت. افراد در فیسبوک با آحاد مردم در ارتباط هستند؛ از فامیل گرفته تا دوست و آشنا و سفارش شده‌ها و نیز غریبه‌هایی که دوست دارند با شما آشنا شوند.

بهرامی یادآوری کرد: در دهه 80 سایت‌ها و وبلاگ‌ها در وادی ادب و هنر حرف نخست را می‌زدند و حتی از نشست‌های شعر و داستان در شهرستان‌ها هم کارسازتر و موثرتر بودند اما با ورود فیسبوک به دنیای مجازی تقریبا وبلاگ‌ها و سایت‌های ادبی کم رنگ شدند و بیش‌تر کاربران این سایت‌ها و وبلاگ‌ها ترجیح دادند در فضای فیسبوک آثار خود را ارایه دهند چراکه همزمان با ارایه آثار می‌توانستند و می‌توانند ضمن دریافت نظر خوانندگان با آنان نیز در این فضا به صورت پیامکی ارتباط برقرار کنند.

او گفت: از آن جا که کاربران فیسبوک برای آن که بتوانند خوانندگان بیش‌تری داشته باشند ناچارند برای افرادی که شاعر، ترانه‌سرا یا نویسنده‌اند پیغام‌های دوستی بفرستند تا با پاسخ آنان بتوانند خوانندگان بیش‌تری برای آثار خود بیابند. حتی در این راه ناچار می‌شوند به پیام‌های دوستی دوستان، آشنایان، همسایگان و غریبه‌هایی که درخواست دوستی می‌دهند پاسخ مثبت بدهند تا آنان را از نوشته‌های خود بی‌نصیب نکنند چراکه با افزایش کاربران و گرفتن "لایک"‌ها یا "می‌پسندم"‌های بیش‌تر احساس رضایت و آرامش خود را نشان می‌دهد.

او تصریح کرد: البته هر چه پذیرش تقاضاهای افراد بیش‌تر باشد آثار درج شده در صفحات فیسبوک‌تان زیادتر می‌شود و در نتیجه خواندن همه نوشته‌های دیگران امکان‌پذیر نیست و برخی به راحتی از کنار اسم‌های ناآشنا و غیرمشهور می‌گذرند یا این که بدون خواندن شعرها و مطالب آن‌ها مهر "لایک" خود را می‌زنند!

این شاعر بیان کرد: به راحتی می‌توان متوجه شد که خوانندگان آثار را خوانده‌اند یا فقط لایک کرده‌اند چراکه برای خواندن برخی آثار چند دقیقه‌ای باید وقت صرف کرد اما به محض درج اثر در صفحه فیسبوک می‌بینی که لایک می‌خورد و در نتیجه متوجه می‌شوید که لایک کننده، اثر را نخوانده و تنها قصد داشته است خود را جزو طرفداران آثار شما نشان دهد.

وی اضافه کرد: البته عده‌ای از کاربران، آثار شاعران و نویسندگان فیسبوک را می‌خوانند و نظر هم می‌دهند اما بیش‌تر نوعی نان به هم قرض دادن است و جز تعریف و تمجید نقاط ضعفی برملا نمی‌شود. اگر هم عده‌ای درصدد عیان کردن نقاط ضعف آثار شاعران برآیند به طور حتم مورد غضب برخی از آنان قرار می‌گیرند و ممکن است از فهرست دوستی‌شان حذف شوند. بنابراین کاربران بیش‌تر تلاش می‌کنند تا با تعریف و تمجید یا با گفتن کلمه "درود" نشان دهند که اثر را خوانده‌اند و بر آن مهر تایید زده‌اند.

این نویسنده خاطرنشان کرد: در فیسبوک افراد کم‌کار و پرکار زیاد است اما نظر من این است که شاعران و نویسندگان از زیاده گفتن و نوشتن در این فضا خودداری کنند چراکه ممکن است برخی از این آثار به درستی دیده و خوانده نشوند. معمولا خواندن داستان یا یادداشت‌های طولانی در فیسبوک کم‌تر صورت می‌گیرد و امروزه کاربران دوست دارند مطالب کوتاه و قابل فهم بخوانند. همان گونه که گفتم دلیل لایک خوردن برخی مطالب بلند نشان‌گر خوانده شدن آن‌ها نیست.

بهرامی توضیح داد: متاسفانه بارها دیده‌ایم که برخی آثار بی‌آنکه نام نویسنده و شاعر را به همراه داشته باشند در فضای فیسبوک و حتی برخی وبلاگ‌ها درج شده‌اند. البته با یک جست‌و‌جوی ساده در موتورهای جست‌وجو‌گر می‌توان به نام نویسندگان و شاعران آثار پی‌برد اما درست این است که علاقه‌مندان به شعر و نویسندگی در هنگام استفاده از آثار دیگران امانت‌دار باشند و تلاش کنند نام شاعر یا نویسنده حذف نشود تا خدای ناکرده مهر سارق ادبی بر پیشانی‌شان نخورد.

این روزنامه‌نگار اظهار کرد: به اعتقاد بنده آثار خوب، متوسط و بد‌ ادبی در فضای فیسبوک وجود دارد اما احساس می‌کنم که بیش‌تر آثاری که درج می‌شود به صورت فی‌البداهه سروده شده و استخوان‌بندی محکمی ندارند اما ارزش یک بار خواندن را دارند. هرچند که برخی آثار نیز حرف‌هایی برای گفتن دارند اما متاسفانه در این فضا نقد درستی بر روی آثار صورت نمی‌گیرد و بیش‌تر نظرها هم در حد یکی دو خط هستند و هم در وادی تعریف و تمجید سیر می‌کنند.

وی گفت: به هر روی، فضای ادبی فیسبوک برای شاعران، نویسندگان و نیز خوانندگان آثار فضای گسترده، متنوع و ثمربخشی بوده و می‌تواند باشد که امیدواریم روز به روز درخت دوستی، انسانیت و معنویت در فضای فیسبوک پربارتر شود.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - شنبه ۳٠ شهریور ،۱۳٩٢

برترین های ششمین جشنواره شعر بسیج خوزستان معرفی شدند


ششمین جشنواره استانی شعر بسیج خوزستان با معرفی برگزیدگان در بخش های مختلف در در تالار نیایش شهرستان شوش دانیال به کار خود پایان داد.

به گزارش خبرنگار ما، در آیین اختتامیه این جشنواره- که در آستانه ی هفته ی دفاع مقدس برگزار شد- و عبدالرضا سعیدینیا فرماندار، سرهنگ پاسدار علی صفری فرمانده ناحیه مقاومت سپاه شهرستان شوش، محمد جوروند نماینده اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جمعی از شاعران و هنرمندان خوزستانی حضور داشتند در موضوع مضامین آیینی، اجتماعی (مبتنی بر اصول خانواده و سبک زندگی اسلامی) زهرا شعبانی از هندیجان- لیلا دیناروند از شوش دانیال و هادی محمدزاده به ترتیب مقام های نخست تا سوم را کسب کردند و جمال پناهی نژاد شایسته تقدیر شناخته شد.

در موضوع انتظار، امید و آرمانگرایی، نیلوفر شاطری از شوشتر مقام نخست را کسب کرد. سعید بخشنده از رامشیر و افرا عسکریان از ایذه دوم و سوم شدند و از فرهنگ دشتی از آبادان به عنوان شایسته تقدیر نام برده شد.

در موضوع بیداری اسلامی و مقاومت ملل، اکبر آزادپور از اندیمشک رتبه ی نخست را به دست آورد. داود مالکی از شوشتر دوم شد و ایوب شیخی زاده از اندیمشک در مکان سوم ایستاد. همچنین روح اله حاجی ابراهیمی از شوش تقدیر شد.

در موضوع بازخوانی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی دفاع مقدس (عدالت طلبی، استقلال، آزادگی و استکبار ستیزی و دین باوری) سیدمحمد مهدی شفیعی و فواد میرشاولد هر دو از اهواز به ترتیب اول و دوم شدند و هوشنگ دیناروند از شوش در جایگاه سوم قرار گرفت.  همچنین از حسن بن یباره از رامشیر تقدیر شد.

در موضوع بزرگداشت استاد شعر متعهد مرحوم خلیل عمرانی، آزاد کاعباسی از شوش و زهرا شعبانی از هندیجان هر دو مقام های نخست را به دست آوردند. حسین سنگری از دزفول دوم شد و مسعود میرزایی از شوشتر سوم. همچنین علی قادرپور از دزفول شایسته تقدیر شد.

گزارش خبرنگار ما حاکی است: شاعران در دو نوبت صبح و بعد از ظهر در دو کارگاه شعر شعر کلاسیک و شعر نو، شرکت کردند و آثار راه یافته به مرحله داوری این جشنواره مورد نقد و بررسی منتقدان از جمله حبیب پیام، داود رضا کاظمی، بهمن ساکی- محمد شریفی، قاسم آهنین جان، علیرضا شکرریز، فردین کوراوند، احمدرضا کیماسی، مرتضی حیدری آل کثیر و برخی شاعران قرار گرفت. همچنین در آیین پایانی جشنواره برخی از برگزیدگان به قرایت شعر پرداختند.

حبیب پیام استاد دانشگاه و پژوهشگر خوزستانی در سخنانی خشونت را در شعر امروز دفاع مقدس رد کرد و محمد بقالان نوآوری را در شعر کلاسیک به ویژه در شعر آیینی دشوار خواند. علیرضا شکرریز خواستار همذات پنداری در شعر شد و بهمن ساکی شعر کوتاه را یک شعر کامل خواند و دارای همان وظایف شعر بلند دانست و اظهار کرد: بیش تر شعرها کلمه محور هستند تا محتوا محور!

در این جشنواره عده ای از شاعران خوزستانی شعرهای خود را قرایت کردند که می توان به صدراله سرحدی- رضا ریاحی- محمد بقالان- شیدا یزدان جو- فواد میرشا ولد- حمداله احمدی- احمدرضا کیماسی- قاسم آهنین جان- رضا امیری- قل رومزی- صدیقه صنیعی- بتول شارکنی- حسین ذوالقدر- حسن بن یباره- نیلوفر شاطری- بهروز موری- عبدالرسول سعادت- افرا عسکریان- حاجی مراد اسماعیل وندی- عصمت سرافراز- شریفات، دیناروند- بن یباره- بهزاد جمالی- حسن حیدری- محمدرضا داودی- چنانی- بهمن الماسی- ثریا عبدی- جمال پناهی نژاد- داود مالکی- هادی محمد زاده- اکبر آزاد پور- علی حسن غلامی- آزاد کاعباسی- امیر امیرنیا- حسن بن یباره- سید محمد مهدی شفیعی- محمد شریفی- هوشنگ دیناروند- حسین سنگری- سعید بخشنده و ... اشاره کرد.

***

داود رضا کاظمی:

جشنواره ها می توانند رشد کمی و کیفی شعر را نشان دهند

در این جشنواره دبیر ششمین جشنواره شعر بسیج خوزستان در سخنانی ادبیات استان را رو به رشد برشمرد و گفت: جشنواره ها می توانند رشد کمی و کیفی شعر را نشان دهند و در اعتلای فرهنگ و شعر استان موثر باشند.

داود رضا کاظمی سپس گزارشی از وضعیت جشنواره ارایه و اظهار کرد: تعداد 571 اثر از 145 شاعر از سراسر استان به دبیرخانه این جشنواره رسید که از میان آنها حدود 200 اثر از 40 شاعر به بخش نهایی برای داوری راه یافتند که در پایان این جشنواره از 20 شاعر به عنوان برگزیده تقدیر شد.

وی بیان کرد: در پنج موضوع این جشنواره چهار اثر برای راهیابی به جشنواره سراسری انتخاب شدند.

همچنین از محمود صفارزاده شاعر پیشکسوت شوش دانیال با اهدای لوح قدردانی به عمل آمد و گروه تواشیح دانیال نبی(ع) به اجرای برنامه پرداخت.

***

فرمانده ناحیه مقاومت سپاه شهرستان شوش دانیال(ع):

شاعران قدر خود را بدانند


شاعران قدر خود و این موهبت الهی را که خدا در دل شان نهاده بدانند و  در راه دین مبین اسلام و انقلاب تلاش کنند. فرمانده ناحیه مقاومت سپاه شهرستان شوش دانیال(ع) در ششمین جشنواره شعر بسیج خوزستان ضمن اعلام این مطلب در سخنانی گفت: شانه های شهرستان شوش دانیال نبی(ع) مدت 18 ماه زیر بار توپ ها و خمپاره های دشمن خم شده بود اما مردم ولایت مدار و عاشق انقلاب و امام همواره در طول جنگ تحمیلی حتا با درگیری های تن به تن و حماسه آفرینی و ایثار جان شان اجازه ندادند دشمن به اهداف شوم خود دست یابد.

سرهنگ پاسدار علی صفری از شهرستان شوش دانیال به عنوان شهر حماسه فتح المبین، شهید آوینی، 600 لاله خونین بال و عاشق انقلاب و امام و ولایت نام برد و نقش مهم شاعران و شعر را در انقلاب یادآور شد و زبان شعر را از همه ی جوانب در تداوم انقلاب موثر خواند و گفت: شعر انقلابی و حماسی شاعران متعهد موجب شد خیل عظیمی از شیفتگان انقلاب و به سوی جبهه ها رهسپار شوند و از کیان اسلامی دفاع کنند.

وی انقلاب را یک انقلاب فرهنگی خواند و خواستار حرکت شاعران و هنرمندان در راه ارتقای سطح فرهنگی جامعه شد و اظهار کرد: هنرهای سالم و اسلامی در انقلاب اسلامی جایگاه ویژه ای دارند و باید بتوانند جایگاه رفیع خود را پیدا کنند.

فرمانده ناحیه مقاومت سپاه شهرستان شوش گفت: شعری که در دل انسان سبز شود و همچون آفتاب بتواند جهان را منور کند؛ بر دل سنگ هم می تواند اثر بگذارد.

سرهنگ پاسدار علی صفری خطاب به شاعران گفت: شاعران قدر خود و این موهبت الهی را که خدا در دل شان نهاده بدانند و  در راه دین مبین اسلام و انقلاب تلاش کنند.

***

محمد جوروند:

"محمود صفار زاده" زبان خود را پیدا کرده است


همچنین رییس اداره فنی و مهندسی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی گزارشی از شاعران پیشکسوت شهرستان شوش دانیال ارایه کرد و گفت: شوش با وجود حرم دانیال نبی از قبل انقلاب اسلامی دارای شاعران دینی آیینی بسیاری بوده است.

محمد جوروند به امامزادگان سیدعباس و عبداله علی- قدمگاه امام رضا و اما حسن- تاج الدین، دعبل خزاعی و ... اشاره کرد و بافت اجتماعی شوش را برخوردار از خانواده های سادات دانست و از نقش شاعران پیشکسوت شوش در شعر فارسی و عربی در دفاع مقدس از جمله خانواده ی میرشکاک- اسفیا- علیرضا و منصور یا حسن- اسماعیل واحدی- حاج نعمت سپهری- علی رحیمی فر- سید فرج موسوی و چنانی و نیز محمود صفار زاده سخن گفت.

وی گفت: محمود صفارزاده در 14 سالگی نخستین شعر کلاسیک خود را در مدح پیامبر سرود. شعری که هیچ گونه اشکال وزنی و قافیه ای نداشت. او در جنگ حضور داشت. هنگامی که برادرش به اسارت نیروهای عراقی در آمد.

 

امروزه محمود صفار زاده زبان خود را پیدا کرده است اما متاسفانه تا کنون نتوانسته کتابی به زیور چاپ برساند.

گزارش خبرنگار توسعه جنوب حاکی است: ششمین جشنواره شعر بسیج خوزستان به همت سازمان بسیج هنرمندان استان، سپاه ناحیه مقاومت بسیج، کانون بسیج هنرمندان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شوش برگزار شد.

گفتنی است: ارمغان بهداروند، حبیب پیام- علیرضا شکرریز- علی بهرامی و مرتضی حیدری آل کثیر کار داوری آثار را بر عهده داشتند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳٩٢

بلیت های پاره ی سینما نفتون را چسب می کردم

و به عاشقان سینما می فروختم!

از گرفتن جایزه دولتی دریغ نمی کنم...


گفت و گو از ایوب بهرام

"حبیب اله بهرامی" صاحب قلمی بی توقع است؛ زنگ که زدم گوشی را برداشت. نخستین بار بود که صدای جناب بهرامی را می شنیدم ولی برایم خیلی آشنا بود. انگار خیلی پیش تر اورا دیده بودم. ولی ندیده بودم...

ازدوران دبیرستان که یادم هست بهرامی مسوول قسمت ادبی روزنامه ها وهفته نامه های گوناگون بود. ازفجر گرفته تا به امروز توسعه جنوب. چیزی که در اولین برخورد این جنوبی خوش ذوق می توان فهمید شوخ طبعی وخوش مشرب بودن است. کسی که عمرش را پای ادبیات می گذارد، نباید جز این باشد.

بهرامی استخوان خورد کرده ی ادبیات است. از آن هایی که مرد عمل هستند و کم تر در حاشیه ...

"بهمن ساکی" شاعر خوزستانی در آیین تجلیل از 30 سال فعالیت های فرهنگی و ادبی "بهرامی" ضمن تجلیل می گوید:"در سال های ۶۳ و ۶۴ که دانش آموز بودم و با مطبوعات آشنایی چندانی نداشتم آقای بهرامی- که خبرنگار روزنامه اطلاعات بود- خیلی پر تلاش ظاهر می شد و شعرهای شاعران استان را جمع آوری و در روزنامه اطلاعات و اطلاعات جبهه و در دهه های ۷۰ و ۸۰ در دیگر نشریات کشوری و استانی درج می کرد."

"بهمن ساکی" می افزاید:" البته آقای بهرامی هنوز هم در توسعه و نشر آثار بچه های استان مانند دهه ۶۰ پر تلاش ظاهر می شود که می توان به اختصاص دو صفحه ادبی و فرهنگی- هنری در روزنامه توسعه جنوب برای درج آثار شاعران، نویسندگان و هنرمندان خوزستانی اشاره کرد."

ایشان متولد ۱۳۳۵ و اهل مسجدسلیمان اما ساکن اهواز و دارای سه فرزند است.

این گفت و گو چیزی نیست جز بهانه ی برای آشنایی با دوستی خاک خورده عرصه قلم.

 با هم گفت و گو با بهرامی را بخوانیم:

* فرزندان تان میانه ای با ادبیات دارند؟

دو دخترم با ادبیات که میانه دارند؛ اما پسرم در زمینه ی نمایش نامه نویسی دست به قلم است..

 * به فرزندان خود توصیه می کنید بروند دنبال ادبیات؟

نه. چون صلاح کار خود را خسروان می دانند.

*تحصیلات؟ آیا به زبان دیگری تسلط دارید؟

کارشناس روزنامه نگاری وروابط عمومی هستم. به زبان بختیاری هم تسلط دارم!

 * تجربه کار در کودکی؟

به عنوان کارگر ساختمان در دوران دبیرستان تلاش کردم و نیز در درست کردن پاکت مایحتاج غذایی و چسب کردن بلیت های پاره شده ی سینما نفتون و فروختن آن ها به خلق ا… آن هم سه ریالی پنج ریال و ۶ ریالی ۱۰ ریال انجام وظیفه(!) کرده ام.

*در کودکی دوست داشتید چه کاره شوید؟

من نمی دونم دیروز چه خوردم؛ شما صحبت آرزوهای دوران کودکی ام را می کنید؟!

*همه مشاغلی که تا به حال داشته اید؟

کارمند شرکت نورد و لوله در اهواز، تکنسین و ناظر فنی ساختمان در ستاد بازسازی، معلم روستا، خبرنگار و هم اکنون کارمند اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان.

*با نوشتن امور زندگی را می گذرانید یا اینکه نوشتن شغل دوم شماست؟

نوشتن شغل دوم من است. در اصل کارمند و نان خور دولت ام.

*آیا با نوشتن می توان زندگی خود را تامین کرد؟

من که به طور کامل نتوانسته ام؛ اما کمک خرج ام بوده است.

*تا به حال چقدر از نوشتن داستان کسب درآمد کرده اید؟

فقط در برخی جشنواره ها هدایایی دریافت کرده ام.

*از چند سالگی کتاب خواندن را به شکل حرفه ای شروع کردید (اگر با اتفاق جالبی همراه بوده و با کتاب خاصی شروع شده بیان کنید)؟

از دوران دبستان به خواندن کتاب داستان علاقه مند شدم و هر جایی که کتاب می یافتم می خواندم.

*چه نوع آثاری را می خواندید؟

ابتدا با کتاب های داستانی مایک هامر می خواندم. بعد که عقلم آمد سرجایش رفتم سراغ کتاب های پسر خاله ی مادرم به نام علی ضامن کریمی که فردی سیاستمدار بود و کتاب های نویسندگان معروف ایرانی مانند جلال آل احمد و صادق هدایت و چوبک و بهرنگی و ژان لافیت و ارنست همینگوی و تولستوی و … در خانه داشت.

*نویسندگان مورد علاقه در دوره کودکی یا نوجوانی؟

در دوران کودکی و نوجوانی میکی اسپیلین خالق رمان های مایک هامر. همچنین نویسندگانی چون: آل احمد، رسول پرویزی و ابوتراب جلی

*کتاب های محبوب دوران کودکی و نوجوانی (نام ببرید)؟

کتاب های مدیر مدرسه آل احمد و ماهی سیاه کوچولو بهرنگی و

*آیا اتفاق خاصی و یا اثر خاصی باعث شد که نگاه شما به ادبیات و کتاخوانی جدی شود؟

از سال ۵۷ به بعد چون پول توی دستم بود و فرصت مطالعه هم داشتم نگاه ام به کتاب های شعر و داستان و نیز طنز جدی شد که هم می خواندم و هم می نوشتم.

*از چه زمانی و چه گونه احساس کردید که می خواهید نویسنده بشوید؟

از همان دوران دبستان نگارشم خوب بود و انشاهای خوبی می نوشتم. چون مطالعه می کردم از کتاب گرفته تا روزنامه و مجله.

*از چه زمانی شروع به داستان نویسی کردید؟

با شروع جنگ تحمیلی کار نوشتن داستان را شروع کردم و برخی از داستان هایم را در مطبوعات کشور در دهه ی ۶۰ چاپ کردم.

*کلاس یا دوره داستان نویسی گذرانده اید؟

به کلاسی نرفتم. فقط کتاب های داستان نویسی خواندم و داستان و رمان.

*کارگاه یا کلاس داستان نویسی می تواند کسی را نویسنده کند؟ چقدر در این زمینه نقش دارد؟

در این کلاس ها ضمن کشف استعداد ها می توان با اصول و رموز داستان نویسی نیز آشنا شد.

* نام آثاری که منتشر کرده اید؟

من فقط یک مجموعه شعر دفاع مقدس چاپ کرده ام. اما قصد دارم داستان های جنگ را نیز جمع آوری و چاپ کنم.

* آیا اثری بوده که شما را تکان دهد و تاثیری ماندگار روی شما بگذارد؟

جنگ و صلح تولستوی و داستان کوتاهی به نام زنبورک از نویسنده ای مشهدی که ابتدای جنگ در یکی از جشنواره های داستان نویسی کشور برگزیده شد.

* کتابی که دوست داشتید شما بنویسید اما کسی دیگر نوشته؟!

کتابی را که من دوست داشته باشم بنویسم؛ هنوز کسی ننوشته؛ چون از دل من خبر ندارد.

 *  نویسندگان ایرانی مورد علاقه؟

همه ی نویسندگان بی ادعا امروزی را دوست دارم

* نویسندگان خارجی مورد علاقه؟

مارکز، چخوف، همینگوی، داستایوفسکی، تولستوی، بالزاک، دیکنز، شولوخف و کامو

* کتاب (رمان یا داستان کوتاه)درخشانی که مهجور مانده؟

مجموعه داستان های خودم!

* کتابی که بدون این که لایق باشد اسم در کرده؟

خیلی از کتاب های نویسندگانی که به وسیله نهادهای دولتی چاپ می شوند. نیاز به آوردن اسم شان نیست. حتا خودشان هم برای بار دوم کتاب شان را نمی خوانند! ولی من “لبه تیغ” سامرست موام را پنج بار خواندم!

* درمیان نویسندگان جوان به کدام یک اعتقاد دارید یا به آینده آن ها امیدوارید؟

چند نفری را می شناسم که بیش تر در جشنواره های داستان شرکت می کنند و مقام می آورند اما بسیاری هستند که هنوز ناشناخته اند و من به این ناشناخته ها امیدوارم.

* پنج کتابی که پیش از مرگ حتما باید آن را خواند کتاب های برای تنهایی و همه فصول؟

لبه تیغ- دن آرام- جنگ و صلح- صد سال تنهایی و بر می گردیم گل نسرین بچینیم

*سبک مورد علاقه در ادبیات؟

واقع گرایی و فراواقع گرایی

*محتوا مهم است یا فرم؟

محتوا مهم تر است

* نظرتان درباره جوایز ادبی خصوصی چست؟

جوایز ادبی خصوصی خوب اند به شرطی که داوران رفیق بازی نکنند.

*آیا جوایز ادبی دولتی جهت دارند؟ اگر برگزیده شوید جایزه را می گیرید؟

جهت که دارند. چرا که دوست ندارند یک نویسنده ای که در خط شان نیست جوایزشان را درو کند. اما از گرفتن جایزه دولتی دریغ نمی کنم. چه بسا که با کله رفته ام و جایزه ها را گرفته ام.

*غیر از ادبیات کدام هنر را خیلی دوست دارید یا در آن فعالیت می کنید؟

فیلم و سینما و هنر هشتم!

* با فیلم دیدن میانه ای دارید، سینما می روید یا فیلم ها را روی صفحه تلویزیون تماشا می کنید؟

با دیدن فیلم هم میانه دارم و هم از روی صفحه تلویزیون و هم رایانه نگاه می کنم.

*فیلم های مورد علاقه (می توانید فیلم ها را هم نام ببرید)؟

داستان وست ساید- برباد رفته- بن هور- ده فرمان. حرفه ای ها و ۱۲ مرد خبیث

*دوست دارید فیلم نامه بنویسید؟

دوست دارم اما وقت آزاد ندارم.

*آیا تابه حال فیلم نامه نوشته اید، هیچ یک از آن ها به مرحله ساخت یا عقد قرار داد رسیده یا در نوشتن فیلمنامه اثری مشارکت داشته اید؟

نوشته ام اما دارد توی خانه خاک می خورد.

*اگر قرار باشد از آثارتان برای سینما یا تلویزیون استفاده شود، چه شرطی برای فیلم ساز می گذارید؟

محتوای اثرم را خراب نکند و دستمزد مرا نیز از پیش پرداخت کند.

* اهل ورزش هستید؟

فقط پیاده روی.

*در گذشته چه طور دوره نوجوانی یا جوانی؟

با بچه ها گل کوچک بازی می کردیم و با وزنه های سبک نیز ورزش می کردم.

*استقلال یا پرسپولیس؟

هیچ کدام. فقط تیم های فولاد و استقلال خوزستان، نفت مسجدسلیمان و نفت آبادان و دیگر تیم های خوزستانی. من یک موی تیم های ورزشی خوزستان را به صد تا تیم های تهرانی نمی دم.

*بزرگ ترین حسن شما که دیگران از آن یاد می کنند؟

مردم داری و احترام به دیگران. البته ببخشید که ماستم شیرین است!

*بزرگ ترین عیب تان که معمولن به آن متهم می شوید؟

فکر نکنم عیبی داشته باشم! تا حال کسی بهم نگفته است اما احساس می کنم آنانی که مورد انتقاد من در مطبوعات قرار می گیرند سایه ام را با سنگ آن هم از دور می زنند!

* برنامه روزانه شما چه طور است (روزتان را چه طور می گذرانید)؟

صبح ها با رفتن سر کار دولتی؛ بعد ازظهرها با رفتن به دفتر روزنامه و شب ها با نشستن پای تلویزیون و رایانه و چند نقطه و خواندن و نوشتن

* از هنرمندان روز کار هستید یا شب کار؟

بیش تر روزکار

*شب ها چه ویژگی دارد که برای کار کردن مناسب تر است؟

اگر از ۸ صبح تا ساعت ۴ عصر بخوابی شب برای کار خوب است. در غیر این صورت بازدهی در شب نخواهی داشت.

* حین کار یا مطالعه موسیقی گوش می کنید؟ موسیقیدان یا خواننده مورد علاقه؟

اصلن. چون رشته ی افکارم را پاره می کند.

*میانه تان با شعر؟

نیکوست. یک عمره که شعر می گویم و می خوانم و یک صفحه ای ادبی هم در روزنامه توسعه جنوب دارم که به شعر، داستان و نقد و مصاحبه ی شاعران و نویسندگان مزین می شود.

* شاعر مورد علاقه؟

نخست خودم! سپس شاملو و در پایان هم شاعرانی که حرفی برای گفتن داشته باشند.

* با قلم و کاغذ می نویسید یا با کامپیوتر (آیا این مساله در فرایند نوشتن تاثیر دارد.)؟

از سال ۸۳ تا کنون با رایانه سر و کار دارم و فقط از خودکار برای یادداشت برداری استفاده می کنم.

* داستان تان را تمام می کنید و بعد شروع به اصلاح آن می کنید یا تا هر صفحه کامل نشده باشد سراغ صفحه بعد نمی روید؟

وقتی تمام شد شروع به اصلاح می کنم. البته در حین نوشتن نیز اصلاح لازم را انجام می دهم.

*روی نثر و قواعد دستوری وسواس دارید یا آن را به عهده ویراستار می گذارید؟

وسواس که دارم؛ اما چون کارم در روزنامه ویراستاری هم هست؛ بنابراین، خودم بهتر از هر کس دیگری می توانم ویراستاری کنم.

* نظرتان درباره استفاده از ویراستار و جایگاه اش در ارتباط با متن چیست؟

ویراستار برای نویسندگانی لازم است که در نگارش ضعف دارند. اما نویسندگانی که خود از لحاظ دستوری مجرب اند، نیازی به ویراستار ندارند. مگر نویسندگانی که بازاری نویس اند و بر اثر زیاد نوشتن وقت ویراستاری و دوباره خواندن ندارند.


* بهترین ویراستار های ادبی؟

به جز خودم و “علی یاری” کسی نمی شناسم

* بهترین و موفق ترین ناشران در حوزه ادبیات داستانی؟

توی نخ بهترین و موفق ترین شان را نرفتم اما انتشارتی نیلوفر که کتاب شعر من و حمیدرضا اکبری را با بدترین صفحه بندی و بدون غلط گیری به چاپ رساند که من حتا یک جلدی از آن را به دوستانم هم ندادم به عنوان بدترین انتشارتی نام می برم.

* کدام یک را می پسندید: شهرت در زمان حیات یا جاودانگی بعد از مرگ؟

هر دو را می پسندم.

* اهل مراوده با دیگر نویسندگان هستید؟

کم. چرا که فرصت لازم را پیدا نمی کنم.

* میانه تان با کافه نشینی چه طور است؟

نه میانه ای دارم و نه وقت اش را

* اهل حضور در نشست های نقد آثار داستانی هستید؟

اگر وقت داشته باشم؛ که ندارم!

* آیا راست است که در ادبیات داستانی جوان امروز رابطه خیلی نقش دارد (در بهتر دیده شدن، نقد شدن و .)؟

صد درصد. متأسفانه در دنیای مروز که دنیای رابطه است، ضابطه جایی ندارد.

* آیا به این نکته که برخی نویسندگان باندی عمل می کنند (در جایزه دادن و نوشتن در باره آثار خودشان) اعتقاد دارید؟

این که مثل روز روشن است و به قول معروف اظهر من الشمس است و بیش تر هم در جشنواره ها و جایزه های دولتی به چشم می خورد جوایز ریز و درشتی که فقط بین خودشان دست به دست می شود!

* روزنامه یا مجلاتی را که مرتب یا اغلب می خرید؟

روزنامه تا دلت بخواد. البته بدون این که پولی از جیبم بدهم. بعضی مجله های ادبی نیز تهیه می کنم.

* اهل وب گردی هستید؟ وب سایت ادبی یا هنری که به آن مرتب سر می زنید؟

وب گردی جزو کارهای روزانه ام است. در ایمیلم معمولن خواندنی های وب سایت های ادبی و نشریه های اینترنتی مثل نامه ی حبیب و … سبز می شود.

* اهل وب نویسی هستید؟ سایت و یا وبلاگ دارید؟

هستم. چند وبلاگ دارم که هر از گاهی می نویسم.

* به نظر شما فضای مجازی نقش سازنده در ادبیات داستانی داشته یا مخرب؟

البته نقش سازنده دارد؛ اما متأسفانه نوشته های نویسندگان و شاعران به راحتی در فضای مجازی منتشر می شود بدون آن که نام نویسنده و شاعر ذکر شود.

* موافق انتشار داستانی در فضای مجازی یا به صورت الکترونیکی هستید؟

نه. چون به راحتی می تواند داستان ات را به یغما ببرند!

* جمله های کوتاه شما درباره ی برخی نویسندگان، شاعران و  هنرمندان

* صادق هدایت؟

مرگ روشن و هدایتی که صادق بود.

* بهرام صادقی؟

نویسنده ای تاثیر گذار که با قمقمه های خالی به ملکوت پیوست

* بیژن نجدی؟

شاعر و نویسنده ای که با یوزپلنگان می دوید

* ابراهیم گلستان؟

همه فن حریفی که نگاه ارنست همینگوی در قلب اش نفوذ کرد.

*هوشنگ گلشیری؟

در مکتب بهرام صادقی کارنامه ی خوبی گرفته است.

* احمد شاملو؟

با چراغ به آرزویش رسید:” بگو برهنه به خاک ام کنند سراپا برهنه…”

* محمود دولت آبادی؟

"زوال کلنل" اش وزیر ارشاد را غافل گیر کرد

*رضا براهنی؟

شاعری که فقط منتقد است

* جلال آل احمد؟

از رنجی که می بریم دچار افسردگی شدید شد و

* مصطفی مستور؟

دانای کلی که روی ماه خداوند را بوسید.

* احمد محمود؟

همسایه ی ما که در زمین سوخته در مدار صفر درجه باقی ماند.

* رضاعطاران؟

بچه ها بیش تر او را می شناسند.

مطالب قدیمی تر »
حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و هفته نامه ندای جنوب در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :