صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - دوشنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٤

همين ديروز در جمع عده‌اي از هنرمندان و مسوولان استان بوديم. از هر دري سخن گفته شد تا رسيديم به موزه! بله، موزه‌اي كه شهرستان اهواز هنوز از داشتن آن رنج مي‌برد. شايد هم خوشحال است! چرا كه مسوولان آن قدر گرفتار هستند و آن قدر دارند به مردم خدمت مي‌كنند كه فرصت فكر كردن به موزه پيدا نمي‌كنند، چه رسد به اينكه درباره‌ي آن تصميمي بگيرند و به مورد اجرا بگذارند!!

در بين ما جناب «نجفي» يا همان كارآگاه علوي بازيگر و مجري توانمند سينما و تلويزيون نيز حضور داشت. صحبت‌ها درباره‌ي موزه‌ي دفاع مقدس گل انداخته بود. او فكر كنم از موزه‌ي جنگ در «اكراين» صحبت كرد كه چند هكتار بود و مدت 5-6 ساعت نتوانستند از نصف آن بازديد كنند. چرا كه خيلي خيلي وسيع و مجهز بود. اصلن حكم يك شهر و يا يك كشور و يا يك تاريخ را داشت!

شخص ديگري از موزه‌ي جنگ در شهر و يا بخش «ساوجبلاغ» كه تلفظ اسم آن هم براي ما مشكل بود سخن گفت كه چقدر زيبا و جالب ساخته شده است.

«نجفي» نيز از موزه‌ي خرمشهر گفت، موزه‌اي كه اصلن قابل قياس با موزه‌ي «ساو جبلاغ» هم نيست. نجفي صحبت مي‌كرد و غصه مي‌خورد و ناراحت مي‌شد.

او همچنين از بابت فاضلاب‌هايي كه به رودخانه كارون مي‌ريزد سخت ناراحت بود و مي‌گفت: كارون يك تاريخ چهار هزار ساله است. بايد آن را پاكيزه نگاه داريم. كارون زندگي است و زندگي ساز و مايه‌ي حيات و چند نقطه ! (البته چند نقطه از ماست!)

خلاصه آنها گفتند و ما شنيديم و ما مي‌نويسيم تا ديگران از مسوول گرفته تا غير مسوول بخوانند و پشت گوش اندازند! چرا كه مفهومي ندارد كه مسوولان عزيز كار خدمتگزاري خود را به مردم رها كنند و بروند دنبال موزه‌هاي جنگ و تميز كردن كارون و تصفيه‌ي فاضلاب‌ها و يا انحراف فاضلاب‌ها و پساب‌ها و چند نقطه‌هاي شركت‌ها و كارخانه‌ها و نيروگاه‌ها و منازل و چند نقطه ها به جاي ديگر تا كارون از دست و زبان و پا و مشت و لگد و كلن دهان !

اين مواد سمي و ميكروبي و شيميايي و چند نقطه‌اي در امان بماند!

اين جمع ما هم چقدر بيكارند، ها! بابا! تا بوده همين جور بوده و همين جور هم خواهد بود. اين نگاه ماست كه بايد تغيير كند!! اصلن برويم چشم هايمان را شستشو دهيم و مثل مسوولان خيلي خيلي خدمتگزار نگاه كنيم و كلن به قول سهراب سپهري جور ديگري ببينيم. كي به كيه!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - شنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٤

+ قتل يك دوست به خاطر دروغگويي

پس مواظب خودمان باشيم كه يك روده‌ي راست توي شكم‌مان نيست!

+ ريال بايد از جريان گردش پول خارج شود

فقط حقوق به ريال است! هزينه و مزينه كه به تومان و دلار و ميليارد است!

+ انتقال آب ايران به كويت

برق هم كه منتقل شد و نيز گاز، خودمان را نيز منتقل كنيد!

+ نفت 70 دلاري، از رويا تا واقعيت

و از واقعيت به ناكجا آباد!

+ انتقاد رييس جمهور از تفاوت دريافتي كارمندان و مديران

وارد نيست ! بگذار مديران حال كنند!

+ مخبر كميسيون اجتماعي مجلس خواستار شد: افشاي نام بعضي مسوولان كه در قاچاق مواد مخدر حضور دارند

خودم افشا مي‌كنم: بچه نفتون، كاكانبو، دل‌فراخ‌زاده، دل گشاد زاده و B.B.C اهوازي و اصل كاري دلتنگ‌زاده!

+ تكليف حق‌التدريسي‌ها تا پايان شهريور مشخص مي‌شود

كه يا اخراج ‌شوند و يا بروند دنبال يك كار ديگر!

+ بررسي طرح آزادسازي كاغذ به كجا انجاميد؟

در بند شد!

+ سهميه بخش كشاورزي از تسهيلات بانكي پرداخت نشد

از تسهيلات رانتي چه طور؟

+ بدهكاري 210 ميليارد توماني دولت به گندمكاران

دولت و دولتي‌ها گناه دارند، كشاورزان مطالبات خود را ببخشند!

+ حضور بي‌رمق بخش خصوصي در توليد برق كشور

در توليد پول و داشتن جيبي چون بانك‌ كه توانايي زيادي دارند!

+ نا هماهنگي و ابهام در طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق

حقوق يا صدقه؟!

 

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :