صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳٩٢

بلیت های پاره ی سینما نفتون را چسب می کردم

و به عاشقان سینما می فروختم!

از گرفتن جایزه دولتی دریغ نمی کنم...


گفت و گو از ایوب بهرام

"حبیب اله بهرامی" صاحب قلمی بی توقع است؛ زنگ که زدم گوشی را برداشت. نخستین بار بود که صدای جناب بهرامی را می شنیدم ولی برایم خیلی آشنا بود. انگار خیلی پیش تر اورا دیده بودم. ولی ندیده بودم...

ازدوران دبیرستان که یادم هست بهرامی مسوول قسمت ادبی روزنامه ها وهفته نامه های گوناگون بود. ازفجر گرفته تا به امروز توسعه جنوب. چیزی که در اولین برخورد این جنوبی خوش ذوق می توان فهمید شوخ طبعی وخوش مشرب بودن است. کسی که عمرش را پای ادبیات می گذارد، نباید جز این باشد.

بهرامی استخوان خورد کرده ی ادبیات است. از آن هایی که مرد عمل هستند و کم تر در حاشیه ...

"بهمن ساکی" شاعر خوزستانی در آیین تجلیل از 30 سال فعالیت های فرهنگی و ادبی "بهرامی" ضمن تجلیل می گوید:"در سال های ۶۳ و ۶۴ که دانش آموز بودم و با مطبوعات آشنایی چندانی نداشتم آقای بهرامی- که خبرنگار روزنامه اطلاعات بود- خیلی پر تلاش ظاهر می شد و شعرهای شاعران استان را جمع آوری و در روزنامه اطلاعات و اطلاعات جبهه و در دهه های ۷۰ و ۸۰ در دیگر نشریات کشوری و استانی درج می کرد."

"بهمن ساکی" می افزاید:" البته آقای بهرامی هنوز هم در توسعه و نشر آثار بچه های استان مانند دهه ۶۰ پر تلاش ظاهر می شود که می توان به اختصاص دو صفحه ادبی و فرهنگی- هنری در روزنامه توسعه جنوب برای درج آثار شاعران، نویسندگان و هنرمندان خوزستانی اشاره کرد."

ایشان متولد ۱۳۳۵ و اهل مسجدسلیمان اما ساکن اهواز و دارای سه فرزند است.

این گفت و گو چیزی نیست جز بهانه ی برای آشنایی با دوستی خاک خورده عرصه قلم.

 با هم گفت و گو با بهرامی را بخوانیم:

* فرزندان تان میانه ای با ادبیات دارند؟

دو دخترم با ادبیات که میانه دارند؛ اما پسرم در زمینه ی نمایش نامه نویسی دست به قلم است..

 * به فرزندان خود توصیه می کنید بروند دنبال ادبیات؟

نه. چون صلاح کار خود را خسروان می دانند.

*تحصیلات؟ آیا به زبان دیگری تسلط دارید؟

کارشناس روزنامه نگاری وروابط عمومی هستم. به زبان بختیاری هم تسلط دارم!

 * تجربه کار در کودکی؟

به عنوان کارگر ساختمان در دوران دبیرستان تلاش کردم و نیز در درست کردن پاکت مایحتاج غذایی و چسب کردن بلیت های پاره شده ی سینما نفتون و فروختن آن ها به خلق ا… آن هم سه ریالی پنج ریال و ۶ ریالی ۱۰ ریال انجام وظیفه(!) کرده ام.

*در کودکی دوست داشتید چه کاره شوید؟

من نمی دونم دیروز چه خوردم؛ شما صحبت آرزوهای دوران کودکی ام را می کنید؟!

*همه مشاغلی که تا به حال داشته اید؟

کارمند شرکت نورد و لوله در اهواز، تکنسین و ناظر فنی ساختمان در ستاد بازسازی، معلم روستا، خبرنگار و هم اکنون کارمند اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان.

*با نوشتن امور زندگی را می گذرانید یا اینکه نوشتن شغل دوم شماست؟

نوشتن شغل دوم من است. در اصل کارمند و نان خور دولت ام.

*آیا با نوشتن می توان زندگی خود را تامین کرد؟

من که به طور کامل نتوانسته ام؛ اما کمک خرج ام بوده است.

*تا به حال چقدر از نوشتن داستان کسب درآمد کرده اید؟

فقط در برخی جشنواره ها هدایایی دریافت کرده ام.

*از چند سالگی کتاب خواندن را به شکل حرفه ای شروع کردید (اگر با اتفاق جالبی همراه بوده و با کتاب خاصی شروع شده بیان کنید)؟

از دوران دبستان به خواندن کتاب داستان علاقه مند شدم و هر جایی که کتاب می یافتم می خواندم.

*چه نوع آثاری را می خواندید؟

ابتدا با کتاب های داستانی مایک هامر می خواندم. بعد که عقلم آمد سرجایش رفتم سراغ کتاب های پسر خاله ی مادرم به نام علی ضامن کریمی که فردی سیاستمدار بود و کتاب های نویسندگان معروف ایرانی مانند جلال آل احمد و صادق هدایت و چوبک و بهرنگی و ژان لافیت و ارنست همینگوی و تولستوی و … در خانه داشت.

*نویسندگان مورد علاقه در دوره کودکی یا نوجوانی؟

در دوران کودکی و نوجوانی میکی اسپیلین خالق رمان های مایک هامر. همچنین نویسندگانی چون: آل احمد، رسول پرویزی و ابوتراب جلی

*کتاب های محبوب دوران کودکی و نوجوانی (نام ببرید)؟

کتاب های مدیر مدرسه آل احمد و ماهی سیاه کوچولو بهرنگی و

*آیا اتفاق خاصی و یا اثر خاصی باعث شد که نگاه شما به ادبیات و کتاخوانی جدی شود؟

از سال ۵۷ به بعد چون پول توی دستم بود و فرصت مطالعه هم داشتم نگاه ام به کتاب های شعر و داستان و نیز طنز جدی شد که هم می خواندم و هم می نوشتم.

*از چه زمانی و چه گونه احساس کردید که می خواهید نویسنده بشوید؟

از همان دوران دبستان نگارشم خوب بود و انشاهای خوبی می نوشتم. چون مطالعه می کردم از کتاب گرفته تا روزنامه و مجله.

*از چه زمانی شروع به داستان نویسی کردید؟

با شروع جنگ تحمیلی کار نوشتن داستان را شروع کردم و برخی از داستان هایم را در مطبوعات کشور در دهه ی ۶۰ چاپ کردم.

*کلاس یا دوره داستان نویسی گذرانده اید؟

به کلاسی نرفتم. فقط کتاب های داستان نویسی خواندم و داستان و رمان.

*کارگاه یا کلاس داستان نویسی می تواند کسی را نویسنده کند؟ چقدر در این زمینه نقش دارد؟

در این کلاس ها ضمن کشف استعداد ها می توان با اصول و رموز داستان نویسی نیز آشنا شد.

* نام آثاری که منتشر کرده اید؟

من فقط یک مجموعه شعر دفاع مقدس چاپ کرده ام. اما قصد دارم داستان های جنگ را نیز جمع آوری و چاپ کنم.

* آیا اثری بوده که شما را تکان دهد و تاثیری ماندگار روی شما بگذارد؟

جنگ و صلح تولستوی و داستان کوتاهی به نام زنبورک از نویسنده ای مشهدی که ابتدای جنگ در یکی از جشنواره های داستان نویسی کشور برگزیده شد.

* کتابی که دوست داشتید شما بنویسید اما کسی دیگر نوشته؟!

کتابی را که من دوست داشته باشم بنویسم؛ هنوز کسی ننوشته؛ چون از دل من خبر ندارد.

 *  نویسندگان ایرانی مورد علاقه؟

همه ی نویسندگان بی ادعا امروزی را دوست دارم

* نویسندگان خارجی مورد علاقه؟

مارکز، چخوف، همینگوی، داستایوفسکی، تولستوی، بالزاک، دیکنز، شولوخف و کامو

* کتاب (رمان یا داستان کوتاه)درخشانی که مهجور مانده؟

مجموعه داستان های خودم!

* کتابی که بدون این که لایق باشد اسم در کرده؟

خیلی از کتاب های نویسندگانی که به وسیله نهادهای دولتی چاپ می شوند. نیاز به آوردن اسم شان نیست. حتا خودشان هم برای بار دوم کتاب شان را نمی خوانند! ولی من “لبه تیغ” سامرست موام را پنج بار خواندم!

* درمیان نویسندگان جوان به کدام یک اعتقاد دارید یا به آینده آن ها امیدوارید؟

چند نفری را می شناسم که بیش تر در جشنواره های داستان شرکت می کنند و مقام می آورند اما بسیاری هستند که هنوز ناشناخته اند و من به این ناشناخته ها امیدوارم.

* پنج کتابی که پیش از مرگ حتما باید آن را خواند کتاب های برای تنهایی و همه فصول؟

لبه تیغ- دن آرام- جنگ و صلح- صد سال تنهایی و بر می گردیم گل نسرین بچینیم

*سبک مورد علاقه در ادبیات؟

واقع گرایی و فراواقع گرایی

*محتوا مهم است یا فرم؟

محتوا مهم تر است

* نظرتان درباره جوایز ادبی خصوصی چست؟

جوایز ادبی خصوصی خوب اند به شرطی که داوران رفیق بازی نکنند.

*آیا جوایز ادبی دولتی جهت دارند؟ اگر برگزیده شوید جایزه را می گیرید؟

جهت که دارند. چرا که دوست ندارند یک نویسنده ای که در خط شان نیست جوایزشان را درو کند. اما از گرفتن جایزه دولتی دریغ نمی کنم. چه بسا که با کله رفته ام و جایزه ها را گرفته ام.

*غیر از ادبیات کدام هنر را خیلی دوست دارید یا در آن فعالیت می کنید؟

فیلم و سینما و هنر هشتم!

* با فیلم دیدن میانه ای دارید، سینما می روید یا فیلم ها را روی صفحه تلویزیون تماشا می کنید؟

با دیدن فیلم هم میانه دارم و هم از روی صفحه تلویزیون و هم رایانه نگاه می کنم.

*فیلم های مورد علاقه (می توانید فیلم ها را هم نام ببرید)؟

داستان وست ساید- برباد رفته- بن هور- ده فرمان. حرفه ای ها و ۱۲ مرد خبیث

*دوست دارید فیلم نامه بنویسید؟

دوست دارم اما وقت آزاد ندارم.

*آیا تابه حال فیلم نامه نوشته اید، هیچ یک از آن ها به مرحله ساخت یا عقد قرار داد رسیده یا در نوشتن فیلمنامه اثری مشارکت داشته اید؟

نوشته ام اما دارد توی خانه خاک می خورد.

*اگر قرار باشد از آثارتان برای سینما یا تلویزیون استفاده شود، چه شرطی برای فیلم ساز می گذارید؟

محتوای اثرم را خراب نکند و دستمزد مرا نیز از پیش پرداخت کند.

* اهل ورزش هستید؟

فقط پیاده روی.

*در گذشته چه طور دوره نوجوانی یا جوانی؟

با بچه ها گل کوچک بازی می کردیم و با وزنه های سبک نیز ورزش می کردم.

*استقلال یا پرسپولیس؟

هیچ کدام. فقط تیم های فولاد و استقلال خوزستان، نفت مسجدسلیمان و نفت آبادان و دیگر تیم های خوزستانی. من یک موی تیم های ورزشی خوزستان را به صد تا تیم های تهرانی نمی دم.

*بزرگ ترین حسن شما که دیگران از آن یاد می کنند؟

مردم داری و احترام به دیگران. البته ببخشید که ماستم شیرین است!

*بزرگ ترین عیب تان که معمولن به آن متهم می شوید؟

فکر نکنم عیبی داشته باشم! تا حال کسی بهم نگفته است اما احساس می کنم آنانی که مورد انتقاد من در مطبوعات قرار می گیرند سایه ام را با سنگ آن هم از دور می زنند!

* برنامه روزانه شما چه طور است (روزتان را چه طور می گذرانید)؟

صبح ها با رفتن سر کار دولتی؛ بعد ازظهرها با رفتن به دفتر روزنامه و شب ها با نشستن پای تلویزیون و رایانه و چند نقطه و خواندن و نوشتن

* از هنرمندان روز کار هستید یا شب کار؟

بیش تر روزکار

*شب ها چه ویژگی دارد که برای کار کردن مناسب تر است؟

اگر از ۸ صبح تا ساعت ۴ عصر بخوابی شب برای کار خوب است. در غیر این صورت بازدهی در شب نخواهی داشت.

* حین کار یا مطالعه موسیقی گوش می کنید؟ موسیقیدان یا خواننده مورد علاقه؟

اصلن. چون رشته ی افکارم را پاره می کند.

*میانه تان با شعر؟

نیکوست. یک عمره که شعر می گویم و می خوانم و یک صفحه ای ادبی هم در روزنامه توسعه جنوب دارم که به شعر، داستان و نقد و مصاحبه ی شاعران و نویسندگان مزین می شود.

* شاعر مورد علاقه؟

نخست خودم! سپس شاملو و در پایان هم شاعرانی که حرفی برای گفتن داشته باشند.

* با قلم و کاغذ می نویسید یا با کامپیوتر (آیا این مساله در فرایند نوشتن تاثیر دارد.)؟

از سال ۸۳ تا کنون با رایانه سر و کار دارم و فقط از خودکار برای یادداشت برداری استفاده می کنم.

* داستان تان را تمام می کنید و بعد شروع به اصلاح آن می کنید یا تا هر صفحه کامل نشده باشد سراغ صفحه بعد نمی روید؟

وقتی تمام شد شروع به اصلاح می کنم. البته در حین نوشتن نیز اصلاح لازم را انجام می دهم.

*روی نثر و قواعد دستوری وسواس دارید یا آن را به عهده ویراستار می گذارید؟

وسواس که دارم؛ اما چون کارم در روزنامه ویراستاری هم هست؛ بنابراین، خودم بهتر از هر کس دیگری می توانم ویراستاری کنم.

* نظرتان درباره استفاده از ویراستار و جایگاه اش در ارتباط با متن چیست؟

ویراستار برای نویسندگانی لازم است که در نگارش ضعف دارند. اما نویسندگانی که خود از لحاظ دستوری مجرب اند، نیازی به ویراستار ندارند. مگر نویسندگانی که بازاری نویس اند و بر اثر زیاد نوشتن وقت ویراستاری و دوباره خواندن ندارند.


* بهترین ویراستار های ادبی؟

به جز خودم و “علی یاری” کسی نمی شناسم

* بهترین و موفق ترین ناشران در حوزه ادبیات داستانی؟

توی نخ بهترین و موفق ترین شان را نرفتم اما انتشارتی نیلوفر که کتاب شعر من و حمیدرضا اکبری را با بدترین صفحه بندی و بدون غلط گیری به چاپ رساند که من حتا یک جلدی از آن را به دوستانم هم ندادم به عنوان بدترین انتشارتی نام می برم.

* کدام یک را می پسندید: شهرت در زمان حیات یا جاودانگی بعد از مرگ؟

هر دو را می پسندم.

* اهل مراوده با دیگر نویسندگان هستید؟

کم. چرا که فرصت لازم را پیدا نمی کنم.

* میانه تان با کافه نشینی چه طور است؟

نه میانه ای دارم و نه وقت اش را

* اهل حضور در نشست های نقد آثار داستانی هستید؟

اگر وقت داشته باشم؛ که ندارم!

* آیا راست است که در ادبیات داستانی جوان امروز رابطه خیلی نقش دارد (در بهتر دیده شدن، نقد شدن و .)؟

صد درصد. متأسفانه در دنیای مروز که دنیای رابطه است، ضابطه جایی ندارد.

* آیا به این نکته که برخی نویسندگان باندی عمل می کنند (در جایزه دادن و نوشتن در باره آثار خودشان) اعتقاد دارید؟

این که مثل روز روشن است و به قول معروف اظهر من الشمس است و بیش تر هم در جشنواره ها و جایزه های دولتی به چشم می خورد جوایز ریز و درشتی که فقط بین خودشان دست به دست می شود!

* روزنامه یا مجلاتی را که مرتب یا اغلب می خرید؟

روزنامه تا دلت بخواد. البته بدون این که پولی از جیبم بدهم. بعضی مجله های ادبی نیز تهیه می کنم.

* اهل وب گردی هستید؟ وب سایت ادبی یا هنری که به آن مرتب سر می زنید؟

وب گردی جزو کارهای روزانه ام است. در ایمیلم معمولن خواندنی های وب سایت های ادبی و نشریه های اینترنتی مثل نامه ی حبیب و … سبز می شود.

* اهل وب نویسی هستید؟ سایت و یا وبلاگ دارید؟

هستم. چند وبلاگ دارم که هر از گاهی می نویسم.

* به نظر شما فضای مجازی نقش سازنده در ادبیات داستانی داشته یا مخرب؟

البته نقش سازنده دارد؛ اما متأسفانه نوشته های نویسندگان و شاعران به راحتی در فضای مجازی منتشر می شود بدون آن که نام نویسنده و شاعر ذکر شود.

* موافق انتشار داستانی در فضای مجازی یا به صورت الکترونیکی هستید؟

نه. چون به راحتی می تواند داستان ات را به یغما ببرند!

* جمله های کوتاه شما درباره ی برخی نویسندگان، شاعران و  هنرمندان

* صادق هدایت؟

مرگ روشن و هدایتی که صادق بود.

* بهرام صادقی؟

نویسنده ای تاثیر گذار که با قمقمه های خالی به ملکوت پیوست

* بیژن نجدی؟

شاعر و نویسنده ای که با یوزپلنگان می دوید

* ابراهیم گلستان؟

همه فن حریفی که نگاه ارنست همینگوی در قلب اش نفوذ کرد.

*هوشنگ گلشیری؟

در مکتب بهرام صادقی کارنامه ی خوبی گرفته است.

* احمد شاملو؟

با چراغ به آرزویش رسید:” بگو برهنه به خاک ام کنند سراپا برهنه…”

* محمود دولت آبادی؟

"زوال کلنل" اش وزیر ارشاد را غافل گیر کرد

*رضا براهنی؟

شاعری که فقط منتقد است

* جلال آل احمد؟

از رنجی که می بریم دچار افسردگی شدید شد و

* مصطفی مستور؟

دانای کلی که روی ماه خداوند را بوسید.

* احمد محمود؟

همسایه ی ما که در زمین سوخته در مدار صفر درجه باقی ماند.

* رضاعطاران؟

بچه ها بیش تر او را می شناسند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - دوشنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٢

از "حبیب اله بهرامی" شاعر و روزنامه نگار پیشکسوت خوزستانی قدردانی شد


از 30 سال فعالیت های فرهنگی و ادبی حبیب اله بهرامی شاعر و روزنامه نگار پیشکسوت خوزستانی در آیین شب شعر "کرامت ماه"  تجلیل شد.

در این آیین- که در سال روز با سعادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و همزمان با برگزاری ششمین نمایشگاه بزرگ "کتاب و عترت" ویژه ماه مبارک رمضان در محل موزه ی هنرهای معاصر اهواز برگزار شد- عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز در سخنانی درباره ی تقدیر از حبیب اله بهرامی شاعر و پیشکسوت مطبوعات خوزستان اظهار کرد: در سال های 63 و 64 که دانش آموز بودم و با مطبوعات آشنایی چندانی نداشتم آقای بهرامی- که خبرنگار روزنامه اطلاعات بود- خیلی پر تلاش ظاهر می شد و شعرهای شاعران استان را جمع آوری و در روزنامه اطلاعات و اطلاعات جبهه و در دهه های 70 و 80 در دیگر نشریات کشوری و استانی درج می کرد.

* بهرامی هنوز هم پر تلاش ظاهر می شود


"بهمن ساکی" افزود: البته آقای بهرامی هنوز هم در توسعه و نشر آثار بچه های استان مانند دهه 60  پر تلاش ظاهر می شود که می توان به اختصاص دو صفحه  ادبی و فرهنگی- هنری در روزنامه توسعه جنوب برای درج آثار شاعران، نویسندگان و هنرمندان خوزستانی اشاره کرد.

وی در ادامه ی سخنان اش در مورد گله ی یکی از شاعران در مورد صندلی های خالی آیین شب شعر گفت: خالی بودن صندلی ها بر می گردد به بحث اهمیت مسوولان فرهنگی استان که نسبت به بحث شعر دارند. اگر موضوع های دیگر را شما رصد کرده باشید می بینید که نسبت به این موضوع متفاوت است. برای یک فیلم سینمایی- که فیلم خیلی خوبی هم هست- بیش از صد میلیون تومان هزینه می کنند. برای جشنواره تاتر- که در تقوم شان هست و برگزار می کنند- کلی هزینه می شود. همچنین برای چاپ یک کتاب در حوزه ی سینما 25 میلیون تومان می پردازند- که نیاز هم هست- اما چرا جشنواره شعر استان برگزار نمی شود!؟

بهمن ساکی گفت: اگر می بینید من به عنوان عضو و منتخب هیات مدیره انجمن شعر اهواز این حرف ها را می گویم به این خاطر است که شاید فرصت دیگری برای بیان حقایق فراهم نشود.


وی افزود: این فضایی را هم که برای شب شعر می بینید آقای وصلتی زحمت کشیدند و در اختیار ما گذاشتند. البته نمونه های دیگر را خودتان اطلاع دارید اما یک مورد را می گویم: در نمایشگاه کتاب استان ما حتا نتوانستیم یک کتاب از 22 کتابی که از شاعران و منتقدان استان چاپ کردیم عرضه کنیم!

* یک مجموعه شعر توسط دستگاه های فرهنگی استان خریداری نشد!

عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز تصریح کرد: در واقع به همان اندازه ی بضاعت مالی مان به ما نگاه شده است!

تعداد 22 کتاب از شاعران مطرح استان چاپ و منتشر می شود آن هم با هزینه ی 25 میلیون تومان اما حتا یک مجموعه شعر توسط دستگاه های فرهنگی استان خریداری نشد! چه رسد به این که دیگر دستگاه ها بخواهند برای خرید اقدام کنند! به نظر شما ما بیش از این چه توقعی می توانیم داشته باشیم؟

ساکی خاطر نشان کرد: البته این کمکی که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برای چاپ و انتشار کتاب هزینه کرده است می توانست در حد همین مقدار اعتبار هم به انجمن شعر کمک کند.

وی گفت: ما برای رضای خدا نتوانستیم برای یک شاعر بیمار یا یک شاعر نیازمند- که برای مثال مشکل مسکن داشت- کاری انجام دهیم؛ چرا که به اندازه ی توان مالی مان به ما نگاه شده است!

* بهرامی در عرصه ی مطبوعات همیشه همراه، همگام و همکار شعر استان بود


همچنین در این آیین، دیگر عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز در سخنانی ضمن قدردانی از خدمات و تلاش های حبیب اله بهرامی در توسعه و نشر فعالیت های ادبی و فرهنگی- هنری استان اظهار کرد: از شاعران بسیار ارزشمند و کسی که در عرصه ی مطبوعات همیشه همراه، همگام و همکار شعر استان بوده حبیب اله خان بهرامی است. انجمن شعر اهواز قصد دارد در مناسبت های مخلتف و مناسب با تقدیر از دوستان عزیز، سنت نیکوی تجلیل از شاعران و زحمتکشان را ادامه دهد. البته در ماه گذشته هم که مصادف با روز جهانی کودک بود از سوی انجمن شعر اهواز در شب شعری از یک زحمتکش شعر کودک و نوجوان تقدیر به عمل آمد.

"داود رضا کاظمی" گفت: امروز هم جا دارد بعد از سال ها یک خسته نباشید عرض کنیم خدمت آقای بهرامی دوست شاعر و مطبوعاتی مان که الحق و انصاف در عرصه ی مطبوعات تا کنون کم نگذاشته است و تمام خبرهای مربوط به شعر استان را به موقع و قبل از دیگر رسانه ها به شکل مناسبی به دست چاپ سپرده است.


* رسانه ها به توپ فوتبال خیلی بیش تر از شاعران و نویسندگان بها می دهند!

این شاعر خوزستانی اظهار کرد: ما اهالی فرهنگ همیشه این گله را داشتیم که در یک کشور فرهنگ زندگی می کنیم که وقتی یک توپ می خواهد از یک طرف میدان به سمت دیگر برود چند دوربین دنبالش می کند اما یک اثر هنری و ادبی فاخر باید بسیار بدود تا بتواند خودش را نشان دهد؛ حالا اگر در طول راه طولانی هم پشت پا نخورد!


وی خاطر نشان کرد: در حقیقت، رسانه ها به ویژه صدا و سیما به اندازه ی یک صدم آن چیزی که برای دنبال کردن یک توپ فوتبال اختصاص می دهند، برای معرفی شاعران و نویسندگان وقت نمی گذارند.

عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز در پایان سخنان اش گفت: کسانی که در راه توسعه و نشر آثار ادبی و هنری شاعران و نویسندگان و هنرمندان تلاش می کنند بسیار ارزشمندند و یکی از آن ها حبیب اله خان بهرامی است که در این آیین از ایشان تقدیر می کنیم.

* در دو سه گذشته 30 میلیون تومان به انجمن شعر اهواز کمک شده است


در ادامه ی این آیین معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی برگزاری این شب شعر را ادامه ی برگزاری شب شعر شاعران کشور در محضر رهبر معظم انقلاب برشمرد و گفت: برخی از شاعران استان به همراه جمعی از شاعران کشور در محضر مقام معظم رهبری بودند که شعرهای بسیار ارزشمندی قرایت شد.

"مسعود حمیدی نژاد" در ادامه با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد جایگاه و رشد و تاثیر شعر سخن گفت و از زنده یاد حبیب اله معلمی شاعر دفاع مقدس کشورمان تجلیل کرد و افزود: حبیب اله معلمی در کنار صادق آهنگران نقش بسیار زیادی در دورن دفاع مقدس داشتند.

وی بر ضرورت پرداختن به شعر کودکان تاکید کرد و گفت: در دو سه گذشته بیش از 30 میلیون تومان به انجمن شعر اهواز کمک شده است. البته احساس می کنیم با توجه به مسایل و مشکل هایی که سال گذشته و امسال در مباحث مالی داشتیم، در حد توان بوده اگر چه همان گونه که آقای ساکی هم اشاره داشتند انصافن حق شعر و انجمن شعر به طور کامل ادا نشده و نیز توان انجمن شعر بیش تر از این ها است.

وی در مورد استقبال کم شاعران و علاقه مندان از آیین شب شعر گفت: باید فکری برای این موضوع کرد و اصلن به بحث بودجه و مسایل مالی و نخریدن کتاب ارتباطی ندارد. هر چند که در سفر به تهران دستور وزیر را برای خرید کتاب ها گرفتیم اما متاسفانه بر اثر یک سری مسایل و مشکل هایی که در وزارتخانه پیش آمد راه برای خرید کتاب هموار نشد.


معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان تاکید کرد: البته حق شاعران خوزستانی است که بیش از این مورد توجه قرار گیرند و به آن ها کمک شود. استحقاق اش در استان وجود دارد و باید ان شاا... این اتفاق بیفتد. اما این که در نشست های شعرمان به طور عموم دعوتی های مان کمتر توجه می کنند و حضور نمی یابند معتقدم که باید نگاه دیگری به این قضیه داشته باشیم تا از این که بخواهیم گردن دیگران بیندازیم و یکدیگر را محکوم کنیم. باید بگردیم و ببینیم مشکل کجاست.

حمیدی نژاد با اشاره به استقبال باشکوه و غیر قابل انتظار شاعران و علاقه مندان به شعر و شاعری در دو جشنواره شعر عربی و نیز همدرنگ به ترتیب در شادگان و باغملک خواستار هم اندیشی شاعران برای جذب مخاطب شد و گفت: البته صحبت های آقای ساکی درباره ی مسایل و مشکل های مالی را قبول دارم. چرا که جزو دغدغه ها و نگرانی های انجمن شعر و شاعران است. همچنین نگاهی که شاعران به آینده دارند و نیز خواسته های شان همان گونه که مقام معظم رهبری هم اشاره داشتند نگاه به حقی است و باید گفته و مطرح شود و ما برای رسیدن به جهان ایده آل زندگی بشری تلاش کنیم.

این گزارش حاکی است: همچنین در این آیین حبیب اله بهرامی در سخنانی 30 سال کار و تلاش خود را خدمت ناچیزی به جامعه فرهنگی و ادبی استان و کشور برشمرد و خواستار حمایت و توجه بیش از پیش مسوولان و دست اندرکاران از شاعران، نویسندگان و هنرمندان شد.

* شعر خوانی شاعران


گزارش خبرنگار ما حاکی است: در این شب شعر "سلیمان هرمزی" نخستین شاعری بود که به دعوت داود رضا کاظمی- شاعری که در نقش مجری انجام وظیفه می کرد و به خوبی هم از عهده ی اجرای این آیین برآمد- پشت تریبون رفت و از آیه های قرآنی گفت:" در گلو می لغزد بغض های پنهانی/  مثل ساقه ی سوسن در هوای توفانی/ چار فصل کین آذین حاصل حیاتم شد/ زخم و تاول چرکین، زمهریر و عریانی/

هرمزی جای خود را به "مصطفی اسماعیلی" داد تا این شاعر پیشکسوت ندا دهد:" ما اهل ولاییم و ولا را نشناسیم/ محتاج دعاییم و دعا را نشناسیم/ آری به خدا رسم وفا را نشناسیم/ تا چند ز مستی سر و پا را نشناسیم/

"محمد بقالان" دیگر شاعر شرکت کننده که در شعر طنز هم صاحب سبک است گفت:" با نام تو یاکریم غوغا کرده است/ کوکو همه دم تو را تمنا کرده است/ من مرغ دگر به سینه دارم همه عمر/ قوقو گفته است و با تو نجوا کرده است/


بقالان که پایین آمد "قاسم آهنین جان" بالا رفت و گفت:" تنبورها به کرشمه از خون عاشقان می نوازند/ در شب که پر ستاره/ در خلوت که تنها تو باشی و تنها تو باشی/ تنبورها به پاس تو می نوازند و/ تنها برای تو به مستی و حیرانی آهوی دلم/ به مزرع حلقه چشمان تو یا پری که/ چه گونه غیر تو بیند کسی/ که نیست کسی/

"عبدالرسول سعادت" شاعر بعدی شب شعر ماه از گنج سعادت گفت:" این گنج سعادت که خدا داد به حافظ/ از یمن دعای شب و ورد سحری بود/ وی نیز گفت:" گفتند که تک سوار در راه هست/ هی جمعه گذشت و چشممان بر راه است/ از یازدهم چهارده قرن گذشت/ تا آمدنت چه قدر دیگر راه است؟/

"رضا حامی پور" پس از سعادت پشت تریبون قرار گرفت و گفت:" با گردشی در نگاه تو باید از سقف بگذرم/ از امواج بلند و رنگ های قهوه ای/ و خطوط گرد چشمانت که دالان های دریغ اند/ و من هنوز از آن ها گذر می کنم.../

"کریم خسروی راد" با رفتن به پشت تریبون ترجیح داد که به جای خواندن شعر از کم توجهی به شاعران و نویسندگان سخن بگوید که گفت و خواستار حمایت مسوولان فرهنگی استان از شعرها و داستان های شاعران و نویسندگان برای ارتقای سطح فرهنگی و ادبی جامعه شد.

این شاعر پیشکسوت همچنین از چاپ نکردن کتابش (نقد و بررسی شعرهای 54 تن از شاعران خوزستانی) و زدن انگ روشنفکرانه به او توسط یک حوزه ی فرهنگی گله کرد.


همچنین "وحید کیانی" مشاور جوان استاندار خوزستان که به عنوان شاعر به این آیین آمده بود بخشی از مثنوی قدیمی خود را خواند:" هر سحر با بانگ موزون اذان/ می روم تا ناکجای آسمان/ نغمه ی هر جمله دارد نای او/ می روم تا کشف ناپیدای او/

با رفتن کیانی که عنوان کرده بود جای دیگری هم دعوت است "سیدمحمد مهدی شفیعی" آمد و ندا سر داد:" شاید ز بزم آینه ها دورمان کنی/ تا در خمار فاصله مخمورمان کنی/ یک چله جوشش است ز انگور تا شراب/ ما غوره ایم و مست که انگورمان کنی/

"محدثه الماسی" دیگر شاعر میهمان بود که گفت: عشق شوری است که در شام غریبان زینب/ دور دور غزل و سلسله جنبان زینب/ سر پروانه شدن داری اگر بسم ا.../ شمع افروخته از عمق گریبان زینب/

"احمدرضا کیماسی" شاعر دیگری بود که از شبنم شرم گفت:" شبنم شرم به پیشانی گل می شکفد/ وای دل گر جهت غیر تو راهی ببریم/ بس که شرمنده ی چشمان صنوبر شده ایم/ غافل از دور زمان شعله ی آهی ببریم/

"فردین کوراوند" هم آمد و از کوچه ی شهید علی پور گفت:" شب هوای دیگری دارد کوچه ی شهید علی پور/ هر ستاره بستری دارد کوچه ی شهید علی پور/ موج و ابر و باد و مرجان را جای داده در تن و جانش/ تا خلیج معبری دارد کوچه ی شهید علی پور/

"عصمت سرافراز" هم از شقایق ها گفت و سرود:" صبح است و میلاد شقایق های عاشق/ ای لاشریک عشق ها در عشق گیرم/ مثل ملاقات حدیث پنج تن ها/ در اشهدن ان لا الهی ها اسیرم/ اما بتول شاه رکنی گفت: ای که آگاهی تو از پندار من/ حضرت عشقم تو ای دلدار من/ غنچه ی گل نقش لب های تو است/ هر ستاره چشم زیبای تو است/

خانم "نواصر" از شاعران انجمن نابینایان و کم بینایان از ماه عاشقان گفت: ماه رحمت ماه عشق / ذکر ما شب تا سحر باشد خدا/ آتشی بر جان ما سر می زند/ ای دریغل این گنه پر می زند؟

"لیلا مسلم نژاد" هم که شاعر کانون ادبی نابینایان است رو به خدا گفت: صدایت می کنم یارب در این ماه پر از عشق/ صدایم گوش کن یا رب در این راه پر از عشق/

خانم "صادقیان" وقتی اعلام کرد: سپرده ام دل خود در میان دستانت/ به دست یخ زده ام کو کجا دامانت/ غریق مهر تو شد مادری که می سوزد/ و چشم منتظرش را چو می دوزد/ "محمدعلی فتح علیزاده" پاسخ داد: آسمان بالای سرم/ خورشید در دست راست/ ماه در دست چپم دمید زیر پاهایم/ جهان در چنبره ی نگاهم/ پاییز فراسوی بیستونم/ و بهاران حوالی تخت جمشید.../


"رئوف حسن پور" هم که مرگ خود را تماشایی خوانده بود ادامه داد:" مرگ من بسیار تماشایی است/ روزی که آسمان سرخ/ سوسن ها همه سیاه/ چشم های تو بارانی است/ من پیش می روم و/ خزر آغوش می گشاید.

بعد از شعری که "ژیلا مددی" تقدیم به زنده یاد "عبدالرضا قناد دزفولی" کرد "قل رومزی" آمد و از فریاد دین گفت که تجلی بخش جمع مسلمین است و گویی نور حق اندر زمین است.


گفتنی است: در این آیین که به همت انجمن شعر اهواز و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز برگزار شد با اهدای لوح تقدیر از تلاش های 30 ساله ی شاعر، نویسنده و روزنامه نگار پیشکسوت خوزستانی در خدمت به جامعه ی ادبی و فرهنگی- هنری خوزستان تقدیر و تجلیل شد. همچنین مسوول بسیج هنرمندان استان خوزستان با اهدای لوح تقدیر از بهرامی شاعر و پیشکسوت مطبوعات خوزستانی قدردانی کرد.

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :