صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤

بخش دوم پاسخ به پرسش هاي بي شمار شما خوانندگان عزيز را پي مي گيريم. طبق روال گذشته پاسخگو كسي نيست جز استاد صاف صادق اهوازي، از چهره هاي ماندگار و توانا و دانا و انديشمند و فرهيخته والك آويخته و چند نقطه ريخته!

خب، زياد حاشيه نرويم و برويم نخستين سوال را مطرح كنيم كه خوانندگان منتظرند.

جناب استاد! شوراي شهر و شهرداري تقديري به يادماني، ببخشيد، به يادماندني از فولادي ها به عمل آورده اند. يعني اين كه سفر حج عمره پاداش شوراي شهر و شهرداري به قهرمانان است. يعني همين فولادي ها. در حالي كه گفته مي شود: بعضي از كارگران شهرداري حقوقشان را نگرفته اند. همچنين شهرداري حاضر به پرداخت اجاره ماهانه اردوگاه متكديان واقع در جاده ي اهواز- حميديه نيست در حالي كه در دستورالعمل مربوط، پرداخت اجاره ماهانه ذكر شده است. شما چه پاسخي مي دهيد؟

اي بابا! تو هم چه سوال‌هاي سخت سختي از ما مي‌پرسي! آدم را توي منگنه مي‌گذاري . از يك طرف كه به محمد جان نگاه مي‌كنيم و از طرف ديگر به آيت جان يا دايي آيت، خجالت مي‌كشيم حرفي بزنيم!

اما از سوي ديگر كه پاي منافع مردم به ميان مي‌آيد و وظايفي كه دستگاه‌ها دارند و بايد انجام دهند، مي‌بينيم نمي‌شود حرفي نزد! هرچند كه حرف هاي ما به گوش كسي يا كساني يا دستگاه و دستگاه‌هايي نمي‌رود كه نمي‌رود! حالا نمي‌دانم مقصر ارزان بودن پنبه و دستمال كاغذي است كه بعضي وقت‌ها ناخودآگاه در گوش مي‌رود و بيرون نمي‌آيد! يا چبخش دوم پاسخ به پرسش هاي بي شمار شما خوانندگان عزيز را پي مي گيريم. طبق روال گذشته پاسخگو كسي نيست جز استاد صاف صادق يز ديگر. به گمانم برخي مسوولان يادشان مي‌رود پنبه‌ها را بازنشسته كنند! خب، برگرديم به پرسشتان.

اينكه كارگران حقوق نگرفته‌اند، يك سوال كلي است و تبيين نشده! خب بگوييد به آنها حقوق بدهند! پاداش سفر حج عمره هم براي فولادي ها چيز خوبي است. بالاخره دارندگي و برازندگي! اما اردوگاه متكديان! خب، شهرداري حق دارد پول اجاره ماهانه اين اردوگاه را ندهد. وقتي كه متكديان در شهر براي خود كار و كاسبي به راه انداخته‌اند و باعث افزايش اشتغال‌زايي شده است!! براي چه آنها را جمع كنيم و ببريم توي اردوگاه و از كار بي‌كار كنيم؟! مگر پول علف خرس است كه ريخت و پاش كنيم. تازه ما به جاي اينكه پولي بدهيم براي اجاره اردوگاه و متكديان را در آنجا نگهداري كنيم، مي‌توانيم پولي هم از اين متكديان بگيريم. حالا به چه عنواني، حتمن عده‌اي بهتر از ما مي‌دانند! اصلن كي به كيه، بگذار همين جور توي شهر پروپخش باشند!

استاد! عده‌اي پرسيده‌اند: در چند هفته گذشته عده‌اي از بازيكنان تيم فولاد نداي جدايي سرداده‌اند و به قول معروف دارن فرار مي‌كنند، شما چه پاسخي ارايه مي‌فرماييد؟

اي بابا! ما رو توي ورزش و فوتبال هم كشاندي؟! ما كه تاكنون شورت ورزشي پا نكرده‌ايم!

اما بي‌خيال! ما را هم مثل خيلي ‌ها كه مدير عامل و سرپرست و چند نقطه برخي تيم‌ها شده‌اند اما فوتباليست و ورزشكار نبوده‌اند به حساب بياور، كي به كيه! و اما پاسخ پرسش شما آن است كه فكر كنم از وقتي كه لايه ي ازون سوراخ شده و آفتاب به طور مستقيم دارد به سر و روي بازيكنان مي‌بارد و نيز طرفداران اين لايه زيادتر شده و خاطرخواه هم زياد پيدا كرده و بعضي هم مهندسي خود را در امور ازون گرفته و يا دارند مي‌گيرند، اين مسأله جدايي به وجود آمده باشد! البته اين نظر بنده است، شما مي‌خواهيد نپذيريد!

جناب استاد! جمعي از ساكنان خيابان‌هاي فاز 2 كارگري رمضان اهواز نامه نوشته‌اند كه از دو سال پيش شهرداري اين خيابان‌ها را آماده زيرسازي كرده اما به حال خود رها نموده است. در نتيجه غبار ناشي از خودروهايي كه در اين مسير تردد مي‌كنند زندگي مردم را سخت و بهداشت محيط آنها را از بين برده است. اين عزيزان از مسوولان شهرداري تقاضاي آسفالت اين خيابان‌ها را دارند. شما پاسخ دهيد.

عجب ! اين عزيزان از شهرداري تقاضاي آسفالت دارند، آن وقت من پاسخ بدهم؟!

مگر من چكاره بيدم! اما براي خالي نبودن عريضه مي‌گويم: اهالي اين خيابان بايد به بهداشت محيط يا محيط زيست و يا دانشگاه علوم پزشكي و بهداشتي و درماني مراجعه و تقاضاي كمك نمايند!!

بنده قبلاً هم توضيح دادم. خود «بروبچ» ستون شما هم به انحاء مختلف پاسخ هايي درباره نبودن قير و قيف و نيروي انساني يا كاري داده‌اند. البته بعضي اقلام ممكن است باشد ولي همه با هم در يك روز جمع نمي‌شوند! در ثاني، وقتي كه در كل شهر به قول استاندار محترم يك متر آسفالت مناسب نباشد، انتظار داريد كه خيابان‌هاي شما آسفالت شود. آن هم آسفالت استاندارد؟! اي بابا! با همين خاك و خل‌هايي كه هر روز و شب مي‌خوريد و بر سر و رويتان مي‌نشيند بسازيد، بالاخره ماه هيچ وقت پشت ابر نمي‌ماند. فعلن كه نوبت رسيدگي به قشر محروم و ضعيف بازيكنان فولاد است تا تقدير به يادماندني از آنها به عمل آيد، بعدن نوبت شما هم مي‌رسد. اين قدر عجله نكنيد!

كافي است هر روز خيابان‌هايتان را آب پاشي كنيد تا خاك و خل نخوريد! همين.

جناب استاد! ساكنان منطقه عامري از پرداخت عوارض ساخت و ساز معاف شدند. به نظر جناب عالي سطح درآمد شهرداري با اين قبيل امور پايين نمي‌آيد؟

اي بابا! اين چه حرفيه؟ از قديم و نديم گفته‌اند: «خدا گر ز حكمت ببندد دري / ز رحمت گشايد در ديگري» خب، اگر از اين طرف شهرداري عوارض ساخت و ساز را نگيرد، از آن طرف كه مي‌شود، عوارض منازل كيان‌پارس را دوبل يا سوبل حساب و جبران اين كار را بنمايد. عوارض فهم شديد يا نه؟!

استاد فرزانه! مسأله اصلي كه اين روزها بين سه دستگاه و يا بيشتر درگيري ايجاد كرده است، بحث توسعه جاده ساحلي و نيز توسعه خيابان ملي راه از طرف تاسيسات آبفا اهواز به طرف كيانپارس است. شما كه زماني در امور توسعه و ترافيك و چند نقطه كار كارشناسي انجام داده‌ايد لطفن اظهار نظري بفرماييد، خوانندگان خوشحال مي‌شوند.

اي به چشم، منتها مواظب باش يك وقت حرف هاي ما از جاده اتوبان و آسفالته خارج و وارد خاكي نشود كه ممكن است گرد و غبار آن باعث سوراخ‌تر شدن لايه‌ي ازون شود و در نتيجه به طرفداران آن بر بخورد!

و اما مسأله ي توسعه جاده‌ي ساحلي . اصولن كلمه توسعه از دو كلمه «تو» و «سعه» تشكيل شده يعني اينكه «تو» و يا جناب عالي بايد «سعه» داشته باشي يعني سعه صدر! و اين قدر عجله نكني كه جايي توسعه پيدا كند. چرا كه عجله كار شيطان است! اگرچه ممكن است عجله داشته باشي و بخواهي زحمت را كم كني و تشريف ببري و يا زمام امور جناب عالي خاتمه يابد اما ما كه آدم‌هاي فراموش كار و چند نقطه‌اي نيستيم، بالاخر اين كارها را به نام شمايان ثبت و ضبط و صوت و راديو و تلويزيون مي‌كنيم!

به نظر نگارنده، جاده ساحلي بايد توسعه پيدا كند. اما چرا مسوولان ابتدا يعني از همان اولي كه اين جاده را ساختند و پايه برق نشاندند و پياده‌رو درست كردند، يك كار اساسي و اصولي نكردند و سر هم بندي و سمبل كاري كردند؟! كه دوباره بخواهند بيايند آن را توسعه بدهند. در ثاني چند سالي است كه ما مي‌بينيم طرف رودخانه دارند جاده مي‌زنند يعني خاك ريزي و شن ريزي و زيرسازي و پل‌بندي و چند نقطه كاري مي كنند اما انگاري كار پيشرفت ميشرفتي ندارد! اصلن بنده عقيده دارم كه ابتدا بايد برويم آن دو خياباني را كه مي‌خواستيم توسعه بدهيم اما نيمه كاره رها كرديم، تمام كنيم و بعد بياييم و دست به كارهاي جديد بزنيم. مفهومي ندارد كه كارهايمان را ناتمام بگذاريم. خيابان‌هاي نهج‌البلاغه يعني امتداد پل هفتم و نيز آزادگان (24 متري) را هر وقت به اتمام رسانديم، بعد برويم اين جاده ساحلي را هم تمام كنيم. به نظر شما دو كار درست و حسابي بهتر از چند كار ناتمام نيست؟ خب معلوم هست! پس اين را به گوش مسوولان برسانيد و نيز سلام مرا. اگر پاسخ سلام ما را دادند كه فبها در غير اين صورت بايد گفت: كي به كيه!

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :