صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٤

بعضي خبرها ارزش خبري چنداني ندارند!! حتي با وقوع تصادف و كشته و زخمي شدن افراد نيز نبايد انتقاد كرد و دستگاهي را زير سوال و آكولاد و پرانتز و گيومه برد!

براي مثال: به همين تصادفي كه روي پل سوم اهواز رخ داد و 6 ساعت ترافيك سنگيني ايجاد كرد و 5 دستگاه خودرو به هم كوبيدند، از جمله دو خودروي قشنگ زانتيا و پژو 405 كه له و لورده شدند، مي توان اشاره كرد.

اين حادثه اصلن مهم نبود ( ! ) اما نمي دانم چرا همين نشريه خودمان يك عكس صفحه اولي از حادثه و خبر تصادف را چاپ كرد. روز بعد هم چند نشريه ديگر با عكس و خبر و مصاحبه به اين سوال پراختند؛ يعني نبود جاده كمربندي.

جناب مهندس كمراني معاون عمراني استاندار خوزستان نيز در اين باره از عملكرد وزارت راه و ترابري به عنوان متولي ساخت جاده كمربندي انتقاد كرد و گفت: «وزارت راه و ترابري بايد هر چه سريع تر ساخت جاده كمربندي شمال شرق اهواز را به اتمام برساند

وي افزود: «وزارت راه و ترابري جاده كمربندي به طول 5/29 كيلومتر و يك دهنه پل را از سال 76 آغاز كرد اما با گذشت 8 سال هنوز ساخت اين پل به پايان نرسيده است

وي با بيان اين نكته كه عدم اتمام ساخت اين جاده غيرقابل چشم پوشي است گفت: «متأسفانه در اين وزارت خانه اراده و همتي كه به تمام شدن اين جاده استراتژيك منجر شود، وجود ندارد. »

خب، اين هم از سخنان كمراني. قبلن هم اين عزيز كم و بيش در اين باره سخناني گفته بود اما كو گوش شنوا؟!

به احتمال قوي، اتمام اين جاده زياد مهم نبوده در غير اين صورت مسوولان خيلي خدمتگزار راه و ترابري از وزارت خانه گرفته تا بيا پايين، اقدامات لازم را انجام مي دادند.

البته خود مسوولان استان هم مي توانستند يك التيماتومي بدهند به مسوولان وزارت راه و ترابري و پل را بر روي خودروهاي سنگين مي بستند تا مسوولان بالا بالاها، حساب كار دستشان بيايد. چرا كه قبلن نيز تصادف هاي هولناكي بر روي اين پل صورت گرفته است، اما همان گونه كه گفتيم: حتمن نه اتمام ساخت اين جاده مهم بوده و نه تصادف ها و كشته و زخمي شدن شهروندان. در غير اين صورت بالاخره مسوولان اقداماتي براي اتمام آن انجام مي دادند.

قبلن گفتم، امروز هم مي گويم: جان انسان ها مگر مهم است؟! اصلن انسان كيلويي چند است؟ انسان ها بايد در تصادف كشته شوند. تازه جاده كمربندي نباشد زودتر مي ميرند ( ! ) مسوولان خيلي خدمتگزار هم كه اين خدماتشان نه معلوم است كجا ارائه مي‌شود، كلاهشان را اگر دارند كمي بالاتر بگذارند! اصلن به آنها مربوط نيست كه انسان هايي كشته مي شوند و خانواده هايي داغدار!

جاده كمربندي نداريم كه نداريم. مي خواستيم داشته باشيم.

راستي اين كميسيون هاي ماده 5 و ضد نمي توانند چيزي را تصويب كنند كه وزارت راه و ترابري را وادار به اتمام ساخت اين جاده كنند. براي مثال مي توانند دستوري صادر كنند كه طي آن مأموران شهرداري بروند و ديوار همين اداره كل راه و ترابري را خراب كنند. چرا كه زورشان و دستشان به وزارت راه و ترابري نمي رسد كه!

من كه موافق خراب كردن هستم! اگر در آباد كردن فقط خوب حرف مي زنيم ولي پاي عمل‌مان مي لنگد، لااقل در خراب كردن كه خوب عمل مي كنيم؟

خوشم مي آيد كه علاج وقايع را هم بعد از وقوع نمي كنيم. شعارها و حرف هايمان را كه زديم و از خود رفع مسووليت كرديم! پس برويم بخوابيم كه فصل، فصل خواب است! انگاري باز هم بايد بگوييم كي به كيه! هر چند كه وضعيت كي به كيه‌مان اظهر من الشمس است!

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :