صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - دوشنبه ٧ مهر ،۱۳٩۳

کوچه ها ملتهب از کوچ پرستوها بود


شاعران خوزستانی با شرکت در " شب زیتون" ضمن اعلام حمایت خویش از مظلومیت مردم فلسطین، پنجم مهرماه سال روز شکست حصر آبادان را گرامی داشتند.

در آیین شعر خوانی"شب زیتون"- که به همت امور فرهنگی دانشگاه شهید چمران اهواز و با همکاری استانداری خوزستان، سازمان آب و برق استان، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و سازمان بسیج هنرمندان خوزستان در تالار اجتماعات دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی برگزار شد-  شاعران خوزستانی با قرایت شعرهای حماسی خود، مظلومیت مردم فلسطین و جنایت های رژیم اشغالگر قدس و نیز ایثارگری های رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس را به تصویر کشیدند.

تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید توسط علی عفری قاری قرآن و دعوت از دکتر جوکار دبیر برنامه و مدیر امور فرهنگی دانشگاه شهید چمران اهواز برای سخنرانی توسط

ارمغان بهداروند شاعر خوزستانی- که به عنوان مجری برنامه انجام وظیفه می کرد- آغاز گر آیین " شب زیتون" بود.

دکتر جوکار که پشت تریبون قرار گرفت از شعر پایداری گفت و تاثیر مساله فلسین بر شعر فارسی. سپس نمایشی از مظلومیت مردم فلسطین و ظلم های رژیم اشغالگر قدس اجرا شد و آن گاه مجری شب زیتون از حضور همایون قنواتی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، دکترخسرو نشان، معاون فرهنگی دانشگاه، دکتر علم، معاون دانشجویی و دکتر حسن دادخواه، رییس حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه شهید چمران اهواز در میان شاعران خبر داد.

نخستین شاعری که برای شعرخوانی دعوت شد پشت تریبون بیاید، استاد محمد شیدای دزفولی بود که از شنیدن فریاد غزه و زخم های کودکان گفت و قاسم آهنین جان از تیرباران غزه سرود و خورشید در فراز و محمودصفارزاده شاعر شوشی غزل قانا را سرود و گفت:" نه وطن ماند و نه مردم نه جهان پیدا بود/ نه نگاهی که پر از غربتی فردا بود/ آسمان خشک و زمین خشک و دقایق همه خشک/ خشک‌تر چشم تو در هروله‌ی دریا بود/ خاک و خاکستر و باروت تفاهم کردند/ باز هم نوبت آتش‌ زدن قانا بود/ غزه کل می‌زد با حنجره‌ای بیروتی/ کوچه‌ها ملتهب از کوچ پرستوها بود/ سینه‌ها از نفس گرم سواران سرشار/ دست‌ها از خون دریا دریا دریا بود/ کودکانی همه از نسل شتیلا دیدند/ که دل‌آزرده‌ترین پیغمبر موسی بود"

نوبت به ابوذر پاکروان از اندیمشک که رسید شعرش را تقدیم به سردار شهید بهروز مرادی کرد و گفت: "نگران این پل مباش/ بعد از جنگ/ نمی توان عکس ها را تخریب کرد."

محدثه الماسی این گونه سرود: "تانک ها ایستاده بر ساحل/ سنگ ها دیده بان دریایند/ آه مادر بخند چیزی نیست/ زخم ها پاسبان رگ هایند." و

 محمد جوروند از بارش سنگ گفت و سرزمین خاکستری و حمداله احمدی که این گونه ناله کرد:"تلخ است مرور داستان پسرت/ هی خیره شوی به دوستان پسرت/ سی سال تمام جاده ها را بروی/ تازه برسی به استخوان پسرت"

زهرا آراسته نیا که برای شعر خوانی دعوت شد اعلام کرد که جای خود را به سید مهدی شفیعی شاعر جوان اهوازی می دهد و او هم این گونه حاضران را تحسین واداشت:" این گونه ها که ماتم دیرین کشیده اند/ سرخ از شراره های کدامین کشیده اند؟!/ این کودکان که گشته زمستان نصیب شان/ قد در بهار خاک فلسطین کشیده اند/ در دف تر سپیده خطِ خون نوشته اند/خط بر سیاه مشق دروغین کشیده اند/ فرعون های شومِ پیمبر نقاب را/ از تخت های شب زده پایین کشیده اند/ با سنگ های خویش، ابابیل های شهر/ از زیر پای ابرهه ها زین کشیده اند/ تا این درخت کهنه ی زیتون ثمر دهد/ دور تمام باغچه پرچین کشیده اند/ این شاعران کوچک از عشق شعله ور/ آرایه را به بند مضامین کشیده اند" 

نوبت که به سلیمان هرمزی رسید، شاعر و داستان نویسی که هشت سال در جبهه های جنگ حضور مستمر داشت از کعبه ی خاموش گفت: "داغ گل شاخه ای شکسته و ناب/ گونه سبز باغ را تر کرد/ ژاله غمناک روی خاک افتاد/ پهنه ی خاک را معطر کرد" و داود مالکی از شوشتر که از شنیده هایش گفت:"گفته بودند این ها مشقی است/ اما امان نداد مشق هایم را تمام کنم..." و آن گاه کلیپ فلسطین کاری از انجمن سینمای جوان ایران به کارگردانی دانش اقبا شاوی وتصویر برداری رضا عبیات پخش شد و مورد توجه قرار گرفت.

محمد بقالان که پشت تریبون قرار گرفت ندا داد:" الهی هیچ جنگی سر نگیره/ خروس جنگ بال و پر نگیره/ هر آن کس می زند آتش به جنگل/ به جز خاک سیه در بر نگیره" و هوشنگ دیناروند از عراق و غزه گفت که تصویری هستند از دنیای بی منطق و سیده سلیمه موسوی از رامهرمز از پیراهنی گفت که برایش بزرگ تر شده است و از دستانی که در شب های استوایی گریه می شوند.

 بتول شاهرکنی که آمد گفت: " هزار حادثه انگار پیش رو مانده است/ چون ارگ بم این سینه زیر و رو مانده است" و صدیقه صنیعی بن گونه پاسخ داد:" چون خیال از تو ناپدید شده خوب مان ماضی بعید شده/ جبهه رفته برادرم اما مادر از دوریش شهید شده" و کریم خسروی راد که از افطار به خون نشسته گفت و غزه که در آتش مبارک خون می سوزد.

نوبت به علیرضا شکرریز که رسید، از جبهه تیر و سنگ خبر داد و باری که تهی از فشنک است و پروانه عزیزی فرد  که از صدای تلخ آژیر و شبی سرد خبر داد و جیغ کودکی در بستر درد و دکتر حجت ا... جانبی که از نیزاران قد کشیده ای گفت که لبریز از سکوت جهان آرا هستند و احمدرضا کیماسی که از شهادت گفت و آسمانی که زیر پر ما و آلاله ای که تاج سر ما است و شهنام پورمحمدی از پنجاه و چند بار تپش های سهمگین ناله کرد و لرزیدن روح خسته اش با تن زمین.

پس از این که سیده نرگس موسوی آمد و سلام کرد به مادران غزه و گفت بگذار کوچه ها در هوای سپیدار نفس بکشند و افزود: پدر خواهد آمد با نان های زخمی... علی زارعی رضایی که قصد داشت یک مثنوی بخواند به علت کمی وقت تنها یک بیت از بیدل خواند و جای خود را به مصطفی اسماعیلی داد تا او خاطرنشان کند: "غزه! یادت باشد خرمشهر ما شدی. خرمشهری که روزی غزه بود" و این گونه ادامه داد:"به پشت پیرهن خود نشانی داشت/ نشان عزت نفسی به بی نشانی داشت"

 زهرا شعبانی از هندیجان این گونه خواند:"آسمان آمده است بنشاند اندکی آتش درونت را/ می کشد عاشقانه درآغوش پیرهن های غرق خونت را" و حبیب اله بهرامی که با خواندن دو رباعی ایثارگری های رزمندگان را به تصویر کشید و فرهنگ دشتی از آبادان که اعلام کرد: " حنجره در حنجره گم شد صدای تیرها/ فصلی از منظومه ی زخم اند این تصویرها"

اکبر آزادپور شاعر اندیمشکی بی سر و صدا آمد و این گونه سخن آغاز کرد:" بی صبر و قرار می رسد اندیمشک/ با گرد و غبار می رسد اندیمشک/ در پیچ دو کوه نقشه خونی می کشد/ وقتی که قطار می رسد اندیمشک" اما امیر امیرنیا از شوشتر پاسخ داد:" این خاک که سرسبز و بهاری شده است/ با خون سیاوش آبیاری شده است/ در پهنه ی این کویر بی آب و علف/ دریا دریا بهار جاری شده است" و هادی سلیمانی که نداد سر داد: صبح حماسه از تو آغاز شده است و وحید کیانی که گفت:" هرکسی/ یا شب می میرد/ یا روز/من شبانه روز"

و آخرین شاعری که شب زیتون را به پایان رساند داود زهیری بود که از جای بوسه ی خدا بر زمین خبر داد.

گفتنی است: در این آیین ضمن اجرای نمایشی در حمایت از کودکان غزه، سروده‌های فلسطینی هم به صورت زنده پخش شد. همچنین جا دارد از زحمات آقایان بهمن ساکی، داودرضا کاظمی و علی یاری در برگزاری این شب شعر قدردانی کنیم.

 این گزارش در نشانی زیر چاپ شده است

http://tjdaily.ir/pdf/08.pdf

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :