صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - جمعه ٢٠ آبان ،۱۳۸٤

همه نامه ي سرگشاده مي نويسند. ما هم نامه ي سربسته! دليلي ندارد نامه سرش باز باشد و هر كس بتواند آن را بخواند! نامه بايد سربسته و سر به مهر باشد و چسب و دنگ و فنگ داشته باشد! و اما نامه ي سربسته ي ما در ارتباط يا در رابطه يا در مورد شنيدن شعار است و هكذا وعده! حالا مي خواهد سرخرمن باشد و يا سركوه بلند كه مي گويند فرياد مي كردم!

البته بنده هنگام خواندن يك نامه سرگشاده اي تصميم گرفتم اين نامه سربسته را بنويسم! در نامه ي سرگشاده آمده بود: « مردم از شما انتظار دارند پارتي بازي، رشوه و چپاول بيت المال را ريشه كن سازيد. »

باز هم البته كه اين نامه ي سرگشاده خطاب به جناب استاندار بود.

خب، به نظر شما بنده يعني دل فراخ‌زاده چه بايد بگويم و در نامه ي سربسته چه چيزهايي را مطرح كنم؟ فعلن بروم حسابداري! ببينم دنيا دست كيه، بعد مي آيم و مطالبي را به استحضار شما مي رسانم OK ؟

خب، اين هم از انجام كار حسابداري! آدم خوب است كه هميشه حسابش را تسويه يا تصفيه كند! تا بدهكاري بالا نياورد!

و اما برويم سر اصل مطلب يعني موضوع پارتي بازي، رشوه و چپاول بيت الملل كه درباره ي آن ها نامه ي سرگشاده اي به جناب استاندار نوشته شده بود. در حالي كه آن چيزي كه به چشم نمي آيد و فكر كنم وجود خارجي ندارد همين چيز ميزهاست!

ما رو بگو كه تا ديروز فكر مي كرديم پارتي بازي برداشته شده و حتي واژه ي آن نيز از فرهنگ لغات پريده و رفته پي كارش، اما انگاري يك جورايي هنوز نرفته است! البته فكر نكنم اين پارتي بازي با آن پارتي بازي كه مدنظر نويسنده ي نامه سرگشاده بوده يكي باشد! پارتي بازي اصلي رفته پي كارش! فكر كنم اين پارتي كه مي شود ميهماني مانده باشد!!

خب در ميهماني بازي مي كنند، دست مي زنند، شادي مي كنند و چند نقطه. اين ها كه نگراني ندارد! اما رشوه! راستي به معني چه بوده و هست؟ ما كه فكر مي كنيم رشوه يعني يك پولي يا چيزي آدم به كسي بدهد تا كارش زودتر انجام بگيرد! خب اين كه ممنوع نيست و اشكال مشكالي نبايد داشته باشد! تازه در كشور ما كه رشوه معني و مفهومي ندارد. همه برادر و خواهر يكديگر هستند و هر كس گذرش به دباغ خانه بيفتد، كارش به راحتي و سهولت راه مي افتد و مي رود پي كارش!! اين كه گريه و زاري و نوشتن نامه سرگشاده ندارد!!

و اما موضوع آخري كه چپاول بيت المال عنوان شده را اصلن قبول ندارم. چه كسي مي تواند بيت المال را بچاپد؟ اين حرف هاي بدون سند و مدرك و چند نقطه خوبيت ندارد. همه جا امن و امان است و زنبور جرات وزوز ندارد چه برسد به اينكه آدمي بخواهد چپاول كند آن هم از بيت المال! انگاري بيت المال همين جور ريخته توي خيابان كه يكي بيايد و بدون نگاه ديگران بردارد و ببرد!

عجب حرف هايي!

خب، حالا كه دريافتيد كه هر چيزي سر جاي خودش است و هيچ مشكلي وجود ندارد، ما هم اين نامه ي سربسته‌ي خود را برداريم و لاك و مهر كنيم و بيندازيم توي يك چاهي كه دست بني بشري به آن نرسد! نامه ي سربسته را كه نبايد كسي بخواند!!

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :