صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

 

«دولت» و «شركت نفت» چه كاره بيدن؟!

اين شركت نفت، انگاري عامل به قهقرا رفتن شهرهاي نفتي استان‌مان شده است!

اما نه! كي بود اين حرف را زد؟ ما كه نبوديم! پس اين جمله، چه بود كه آمدي توي فكر و ذكرمان؟! به گمانم كار اين «لك‌ليوه» يعني كارمند ما باشد كه بر تارهاي صوتي گوش و تارهاي تصويري چشم ما نشسته است! ما هر چه داريم، از شركت نفت است. ما نفت داريم. بنزين داريم. گازوييل داريم. قير و روغن و چند نقطه داريم. وزير داريم، ببخشيد! هنوز وزير نداريم! چرا كه هنوز كسي را پيدا نكرده‌ايم و فكر نكنم كسي هم پيدا شود و مجبوريم يك آگهي استخدام و يا چند نقطه در روزنامه‌‌ها چاپ كنيم و يا اين كه برويم گرد جهان به خصوص كشورهاي پيشرفته - كه اصلن نمي‌دانند نفت چيه – بگرديم و يك وزير نفتي پيدا كنيم و بياوريم وزيرش كنيم، تا هم دولتمردان و هم مجلسي‌ها گرفتار اين مساله نشوند!

و اما، ما مي‌خواستيم درباره‌ي مزايا و چند نقطه‌ي شركت نفت سخن بگوييم كه رفتيم توي وادي وزارت و وزير و چند نقطه! بگذريم و بپردازيم به مساله‌ي شركت نفت كه اگر نبود، ما هم نبوديم! اي بابام واي! نبود شركت چه ارتباطي به ما دارد؟ شايد منظورمان اين است كه ما هم در منطقه‌ي نفتي نبوديم. شايد هم اين شهرهاي نفتي كه رو به قهقهرا رفته‌اند و با متروكه شده‌اند و مسوولان فكر مي‌كنند كه دارند آبادشان مي‌كنند، اگر شركت نفت نبود، نبودند! خب حالا شركت نفت، بد كرده كه آمده و در يك مقطع زماني اين شهرها را مثل مسجدسليمان، هفتكل، نفت سفيد، آغاجاري و چند نقطه آباد كرده است؟! خب از شركت نفت ديگر چه انتظاري داريم؟! اصلن چرا انتظار داريم كه شركت نفت بعد از اتمام كارش در اين شهرها يعني بعد از اتمام نفت، باز هم در اين شهرها بماند و خدمت كند؟!

جالب اين جاست كه بعد هم مي‌گوييم: «شركت نفت به اين استان‌ها نه تنها لطف نكرده كه باعث متروكه شدن اين شهر‌ها شده است!» كه چي؟ خب اگر شركت نفت براي اين شهرها و مردم كاري نكرده، پس دولت چه كار بيده؟! خب شركت نفت كه مال كشورهاي آفريقايي يا اقيانوسيه‌اي و يا چند نقطه‌اي نيست! مال همين كشور و همين دولت است. اگر وظيفه داشته و كاري نكرده‌ كه يقه‌اش را مي‌گرفتيد و وادارش مي‌كرديد كه به اندازه‌ي استفاده از شهرهاي نفت‌خيز، به مردم هم كمك و مساعدت مي‌كرد.

اما اگر به هر دليل و يا علت كاري نكرده، خب دولت تلاش مي‌كرد و خدمات مي‌داد. شايد هم دولت فكر مي‌كرده، شركت نفت كار مي‌كند و شركت نفت فكر مي‌كرد وظيفه‌ي دولت است كه به شهرهاي نفت‌خيز و مردم خدمات بدهد! شايد هم دولت وظيفه داشته‌ از دستاورد اين نفت، استان‌ها و شهرستان‌هاي ديگر كشورمان را آباد كند! اصلن اين ضرب‌المثل‌هاي: «آب در كوزه و ما تشنه‌لبان مي‌گرديم و يا كوزه‌گر از كوزه ‌شكسته آب مي‌خورد» براي خارجي‌ها كه نگفته‌اند، خب براي ما خوزستاني‌ها گفته‌اند ديگه!

به گمانم با اين توضيحات و اين ضرب‌المثل‌ها به راحتي بايد بپذيريم كه شهرهاي نفت‌خيز استان‌مان بايد متروكه شوند و رو به قهقرا بروند و ديگر از شركت نفت و دولت نيز انتظاري نداشته باشيم!!

تازه بايد به اين عزيزان تبريك هم بگوييم كه جلو و اطراف پاي‌شان را نديدند، اما دوردست‌ها را درست و حسابي و توپ ديدند! آقايان! خانم‌ها! تبريك بگوييد، به اين دوردست ديده‌ها! کی به کيه!

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :