صاف صادق اهوازی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - جمعه ۳۱ شهریور ،۱۳٩۱

گمنام تر از تمام ایران هستی

ای کودک هشت ساله ی خوزستان

شاعران برگزیده ی بخش آزاد و کلاسیک

در آیینی معرفی و تجلیل شدند

* افتتاحیه جشنواره شعر پلاک های گم شده

با قرایت قرآن مجید و نواختن سرود جمهوری اسلامی در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامشیر نخستین جشنواره شعر پلاک های گم شده آغاز شد.

در ابتدای این جشنواره معاون سپاه پاسداران شهرستان رامشیر در سخنانی ابراز امیدواری کرد: بتوانیم در راستای اعتلای این مرز و بوم تلاش کنیم.

سرهنگ بابا احمدیان افزود: در آستانه هفته دفاع مقدس هستیم. لازم است یادی بکنیم از همه ی شهیدان به ویژه شهیدان استان خوزستان که بهترین عزیزان ما، شیرین ترین عصاره وجودشان را نثار کردند تا ما و این مرز و بوم بمانیم و سربلند باشیم.

وی همچنین یاد شهیدان بهنام محمدی، حسین علم الهدی، محمد جهان آرا و غیور اصلی را گرامی داشت.

نخستین شاعری که توسط سرکار خانم کردونی شاعر و مجری جشنواره پشت تریبون قرار گرفت "استاد سعادت" بود که گفت: کسانی که در راه یکتا خدا شدند کشته و جان نمودند فدا مگویید مرده که خود زنده اند و پیش خداوند پاینده اند.

اما "ابوذر پاکروان" از اندیمشک آمد و از خلیج فارس گفت و دشداشه و چادر عربی و کلاه سربازان و آبادانی که عروس نشد.

نوبت به "حسین ذوالقدر" از شاعران همیشه خندان که رسید از باران نماز گفت و شوق یار و یادگاری پلاک ولی خانم "سرافراز" از رفیق قافیه ها و ردیف گریه ها که "ناصر ندیمی" از آبادان ندا سر داد: وقتی به چشم های قهوه ای ات فکر می کنم/ از لا به لای هر نفسم درد سر می کشم/ چشمان تو مزارع کوباست...

"حمداله احمدی" از داوران جشنواره شعری تقدیم جانبازان کرد و گفت: خون خورده بود و تن به تعرض نداده بود/ زخمی غریب روی دلش پا نهاده بود.

"علیرضا شکرریز" دیگر داور جشنواره نیز برای شعر خوانی دعوت به پشت تریبون شد اما جای خود را به جوانان شرکت کننده داد که " سید جمال دردارپور" آمد و خاطر نشان کرد: تا پرچم ما قرمز و سبز است و سفید/ تا کوچه ی دل خاطره دارد ز شهید/ ما پیرو رهبر و ولایت هستیم/ تا کور شود هر آن که نتواند دید.

"محمود حمیداوی" از رامهرمز وقتی فراخوانده شد از روزهایی گفت که خسته تر از دیروز و ختم تسبیح پدر روضه ی رضوانش بوده است و خانم "صنیعی" از اهواز از رفتن گفت و قرآن و امن یجیب اما "احمد دریس" از آبادان خبر داد: توی آینه که نشسته ای/ خانه ی مان بزرگ است/ آن قدر که می ترسم تو را گم کنم./ بانو/ به این شب ها کم تر شانه بزن/ به چیدن ستاره ها بنشینم یا دیدن ماه؟...

پس از دریس، حبیب حبیب زاده از رامشیر شعری به زبان عربی خواند و خانم "معرفت" از آغاجاری از رو در رو نشستن با خداوند گفت و "ایمان عباس پی" از اهواز سراغ حافظه اش رفت و هلهله کرد: ... دوباره هلهله سر کن به شعر جاری شو/ دوباره شعله بیفشان درون پیراهن/

"اردشیر زاهدی" از گتوند با باسم ا... شروع کرد و بیداری دنیا را خبری شیرین دانست اما "غلامرضا حاتمی" از رامهرمز تاکید کرد: دیگر حساب زخم هایم را ندارم/ دارم خودم را جای دیگر می گذارم.

"علی حسن غلامی" از هندیجان از باد گفت و سربند و سیم های خاردار که استقامت رزمنده را به اهتزاز درآورده اند و "محمدرضا داودی" از رامهرمز که این چنین سرود: می بارم باران تو بمب/ می کارم زیتون تو مین/ دود می کنم اسفند تو خردل/ درو می کنم گل گندم تو گل بابا.

خانم"کمایی" از امیدیه به خداوند شب های جنگ و خداوند جبهه و خدای تفنگ اشاره کرد و گفت: هجوم قوم چنگیز یادمان رفت/ سرود فصل پاییز یادمان رفت. ولی "حسین سنگری" از دزفول این جوان خوش آتیه از تقدیر گفت و ایمان: تقدیر شده ست از ازل برگردی/ با جام پر از شعر و عسل برگردی/ دیری ست تمام شاعران منتظرند/ با سیصد و سیزده غزل برگردی.

استاد "عبدالرزاق راشدی" شاعر و نویسنده ی رامشیری با بیان این نکته که انگار شهر من هنوز هم خلف آباد است، از لبخند گفت و پیراهن سرخی که به تن دارد و "افرا عسکریان" از ایذه شعری تقدیم به خونین شهر کرد: حالا ببین در خون آتش مه جبین ات را/ حالا ببین از این همه تنها همین ات را/ ای شهر خونین شهر ای بانوی قرمز پوش/ امشب بپوشان دامن زیبا ترین ات را.

"منتصب درویشی" از آبادان از دنیا و تب و تاب پرنده سرود و خواب و حس شتاب پرنده ها و "میر شاه ولد" از اهواز خبر از صلیب سرخ و جنگ مرز مهران و خانم "مرادی نژاد" از مسجدسلیمان از نزدیک شدن فصل سلطانی گل های زمین یاد کرد و گفت: آخرین جمعه ی بی یار خدایا برسد/ آخر تلخی تکرار خدایا برسد.

از آبادان "محمد بدر" آمد و از پتروس و کوکب و کبرا گفت و کشته شدن الفبا اما در آخر عنوان کرد که این شعر از آن محمد ایمانی است!

از رامهرمز "آزیتا ممبینی" در پشت تریبون نداد داد: تو ای سوار سایه ها که در سپیده خفته ای که "میثم خالدیان" از دزفول خاطر نشان کرد: این جنگ تمام شدنی نیست... آسمان را نگاه می کردیم تا ببوسیم روی ماهش را... ولی "بهزاد جمالی" از شوشتر هشدار داد: من از جنگ می ترسم که "مقدم" از شادگان آمد و شعری با زبان عربی خواند و نشان داد که دفاع در برابر جنگ مقدس است...

"سکینه ی شعبانیان" که آمد، خبر داد: پروانه ها از پیله هاشان پر کشیدند، "میرسالاری" بالا رفت و از مشک و سقا و نیزه کربلا گفت و "مقداد افراسیابی" از ماهشهر به چشم های پشت خاکریز نگاه کرد و اظهار داشت: من تصویر روایت فتح بعد از جنگم/ جنگ در شناسنامه پدر بزرگ می شود.

بعد از شعر خوانی "حبیب اله بهرامی" از اهواز که از دفاع مقدس و شهیدان گفت "عباس ناصری" از ایذه به واژه هایی اشاره کرد که از نازایی گذشته اند و از ندانستن پیروزی اما "نادیا شعبانیان" از هندیجان از سنگر سرود و مردی که می خندید و "جواد خمیسی" از رامهرمز که چنین سخن آغاز کرد: وقتی که خدا بر آسمان پیرهن است/ دنیا کفنی برای یک گورکن است.

"محمد اسماعیلی" از ایذه خاکریزها و سنگرها و مقرها و منطقه ها را گشت تا همرزمش را بیابد که "امید میرزایی" از هندیجان یادآور شد: در سرزمین بادها/ فریادها له می شوند/ زیر چکمه های آشوب/ خاک من بوی دشمن گرفته بود. وقتی "نرگس میریه" از دزفول از جنگ گفت و "خدیجه عفراوی" از اهواز از افول شعله ها در دل ها احساس خطر کرد و نگاه ها را آیینه ی انتظار در آسمان توصیف نمود و شانه های زخمی که گستره ی انبوه زخم هاست.

"سبزعلی قاسمی" از شوشتر سوی جبهه نگاه کرد و گفت: ای راه فقط نعش سوار آوردی/ سوقاتی تازه انفجار آوردی. در این هنگام نام "حسین سلطانی" از امیدیه به صدا درآمد اما جوابی شنیده نشد تا این که "کسرا محمد نژاد" از ماهشهر به صدا درآمد و گفت: شبیه استعاره توی شعری ولی "رضا خالدی" از رامهرمز رفتن گفت از پیش چشم ها در باد و روسری گم شده لابه لای پوکه های خالی.

از هندیجان "ثریا عبدی" گفت: تو چشم گذاشتی من یک کوچه را پشت سر گذاشتم و از خاکریز سرازیر شدم که "پریسا ملک آبادی" از آبادان ندا داد: شیمیایی شده و با خاطره اش مومیایی ولی "پویا ابراهیم" از رامهرمز اعلام کرد: بهم می گن که این دنیا برای زنده ها خوبه ولی به یادتون هر دم دنیای آشوبه که "مسلم امیری" از دزفول خیال همه را راحت کرد: افلاکی بودند نه اهل خاک و پرواز می کردند همچون پرندگان در اوج...

"سلطانی" از امیدیه رو به حاضران کرد و گفت: دانه های معرفت سر برآورده ز خاک/ سرکشیده تا فلک شاخه های سبز تاک که "بهمن الماسی فر" از دزفول از گفت و گو و مناظره ی پلاک جبهه با پلاک زرد از جنس طلا خبر داد و "رئوف حسن زاده" از اهواز از خط کشی خیابان ها در طول ساعات شبانه روز در دوران دفاع مقدس گفت و "راضیه ممبینی" از رامهرمز سوال کرد: گفتی که زخویشتن سفر یعنی چه/ باید که گذشت از خطر یعنی چه...

از اهواز "هاجر صادقیان" به صدا درآمد و گفت: کمی دست و کمی پای تو را دست خدا می سپارم که "مجید قلی پور" از رامشیر ندا داد: معلم شهیدم سلام. رفتی که غیبتم موجه بشود؟ اما حشمت اله رضا نژاد از رامهرمز از رفتن خود دوشادوش شهرش گفت تا به مرز هشت و "علی قادری پور" از دزفول" که عنوان کرد: این بغض خسته در تن من جا نمی شود/ این چندمین شب است که پیدا نمی شود.

آخرین شاعری که در جلسه شعر خوانی صبح جشنواره شعر پلاک های گمشده شهرستان رامشیر ندا سر داد "حمیدی" از صیدون بود که گفت: نگاه می کنی از جاده خجالت می کشی. وی ادامه داد: جان می کنی اما تنت جانی ندارد/ نیرو برای بغض پنهانی ندارد...

* نشست ادبی شاعران استان در حضور هیات داوران

در نشست ادبی شاعران استان داوران جشنواره (داودرضا کاظمی، علیرضا شکرریز و حمداله احمدی) به پرسش های حاضران در مورد شعر امروز و مخاطبان آن به شاعران شرکت کننده پاسخ گفتند. شکرریز گفت: شاعر از مردم می گوید نه برای مردم. کاظمی از رونمایی 22 اثر ارزشمند از شاعران استان در روزهای آینده توسط انجمن شعر اهواز خبر داد.

در این نشست دو تن از شاعران آبادانی از داوران خواستند که شاعران برگزیده شعرهای شان را بخوانند تا شعرهای شان مورد نقد و بررسی قرار گیرد اما داوران از نام برگزیدگان اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند آثار با کد تحویل آن ها داده شده و نام  برگزیدگان را نمی دانند.

در این نشست تنی چند از شاعران شعرهای خود را قرایت کردند.

* اختتامیه جشنواره شعر پلاک های گم شده رامشیر

در آیین اختتامیه جشنواره شعر پلاک های گم شده که با حضور آقایان ملایری، حیدری و جمشیدی سه تن از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جمعی از مسوولان شهرستان رامشیر و شاعران استان و اجرای "کیوان لطفی" مجری توانمند، مسلط و خوش سخن صدا و سیمای مرکز استان برگزار شد، معاون فرماندار رامشیر در سخنانی ضمن تقدیر از شرکت کنندگان گفت: شعرهای جوانان شاعر که در وصف شهیدان ارایه شد قابل تحسین و جالب بود. انتظار دارم از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و نیز شهرستان رامشیر که شعرهای منتخب در مجموعه ای به زیور چاپ برسد.

وی گفت: اگر تمام هنرمندان برجسته ی دنیا جمع شوند و بخواهند لحظه ای از حماسه ی ریخته شدن خون شهیدی بگویند، نمی توانند.

وی افزود: شهیدان امانت بزرگی دست ما دادند. امانتی که ما را در تمامی ابعاد در دنیا سربلند و مقتدر کرده است. بنابراین، قدر شهیدان را بدانیم. از امانت آنان حفاظت کنیم تا در روز قیامت خود را سرزنش نکنیم.

پس از سخنرانی معاون فرماندار رامشیر، "اکبر آزاد پور" از اندیمشک چنین سرود: شد رمز قبور لاله ی خوزستان/ قرمز به سیاه چاله ی خوزستان/ گمنام تر از تمام ایران هستی/ ای کودک هشت ساله ی خوزستان

مهدی درویش رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رامشیر و از کارشناسان ارشد تاتر استان و کشور سخنران دوم این جشنواره بود ضمن قرایت قطعه شعری گزارشی از روند برگزاری جشنواره ارایه کرد و گفت: 140 شاعر با 345 اثر در این جشنواره شرکت کرده اند. در ادامه "زهرا شعبانی" از هندیجان آمد و گفت: چشم وا کن که این شب تاریک بی نگاهت سحر نخواهد شد.

در ادامه "هادی کولی وند" دو ترانه انقلابی خواند و آنگاه "مصطفی سمندی" از رامهرمز از شهید گفت: سر فصل کتاب عاشقان است شهید/ چون چشمه ی فیض حق روان است شهید/ در وقت ظهور آخرین آیت عشق/ اندیشه ی صاحب الزمان(عج) است شهید.

"علی مرادی" از ایذه نیز آخرین شاعری بود که خبر ریخته شدن آتش بر روی سفره ی شام اش خبر داد...

پس از قرایت بیانیه هیات داوران توسط داود رضا کاظمی، برگزیدگان جشنواره به شرح ذیل معرفی شدند و جوایز خود را از دستان مسوولان حاضر در صحنه دریافت کردند.

* برگزیدگان بخش آزاد(نیمایی)

از سرکار خانم "نرگس میریه " از دزفول محمدرضا داوودی از رامهرمز و زهرا بن یباره از رامشیر تقدیر شد.

سرکار خانم نیلوفر شاطری و اکبر آزادپور از اندیمشک  به طور مشترک رتبه ی سوم جشنواره را کسب کردند و رتبه ی دوم به طور مشترک به سرکار خانم لیلا منجزی از اهواز و هوشنگ بهداروند از شوشتر رسید.

هیات داوران این جشنواره هیچ یک از اشعار رسیده به دبیرخانه را حایز رتبه ی نخست ندانست.

* برگزیدگان بخش کلاسیک

از مصطفی سمندی از رامهرمز و محمد ایمانی از آبادان به عنوان شایستگان تقدیر نام برده شد که جوایزی دریافت کردند.

افرا عسکریان از ایذه و ساجده کردونی از رامشیر  رتبه ی سوم جشنواره را به خود اختصاص دادند.

سرکار خانم زهرا شعبانی از هندیجان و حسین سنگری از دزفول مقام های اول و دوم جشنواره شعر پلاک های گم شده را از آن خود کردند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - جمعه ٥ اسفند ،۱۳٩٠

مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی

خوزستان رتبه دوم بخش خبر را کسب کرد


حبیب اله بهرامی روزنامه نگار خوزستانی و مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان در هجدهمین جشنواره‌ی مطبوعات و خبرگزاری‌ها رتبه ی دوم بخش خبر را در مطبوعات استانی به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار ما، در آیین اختتامیه هجدهمین جشنواره‌ی مطبوعات و خبرگزاری‌ها- که در تالار وحدت تهران برگزار شد- "حبیب اله بهرامی" از هفته نامه "ندای جنوب" با خبر "آب شرب در اهواز آتش گرفت"  در بخش خبر مطبوعات استانی رتبه دوم این جشنواره را به دست آورد.

این گزارش حاکی است: تعداد 14 هزار و 20 اثر فرستاده شده به جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها در شش بخش خبرگزاری‌های رسمی، مطبوعات، نشریات، پایگاه‌های اطلاع‌رسانی اینترنتی، بخش ویژه و بخش دانشجویی رقابت ‌کردند.

در این جشنواره، مطبوعات سراسری با هزار و 725، استانی شش هزار و 876 اثر، خبرگزاری‌ها 537 اثر، پایگاه‌های اینترنتی 139 اثر و بخش دانشجویی با چهار هزار و 400 اثر شرکت کردند.

به نفرهای نخست برگزیده این جشنواره مبلغ 50 میلیون ریال، بورسیه تحصیلی، لوح تقدیر و تندیس جشنواره و به نفرات دوم و سوم به ترتیب 15 و 10 میلیون ریال و لوح تقدیر اهدا کردند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - پنجشنبه ٤ اسفند ،۱۳٩٠

حبیب اله بهرامی برگزیده ی بخش ویژه این جشنواره شد


برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود معرفی و در آیینی از آنان تجلیل شد.

در آیینی در سینما کیهان شهرستان دورود برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر این شهرستان معرفی و از آنان با اهدای تندیس، لوح سپاس و جایزه نقدی تجلیل شد.


به گزارش خبرنگار ما در این جشنواره که جمعی مسوولان محلی و داستان نویسان و هنرمندان کشور حضور داشتند، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دورود در سخنانی از هنرمندان و ادیبان کشور به عنوان بازوان هنر و فرهنگ ایران زمین یاد کرد و با استناد به آیات قرآن کریم و ذکر این نکته که داستان گوی ما شارع مقدس است به نقش فیلم ها و سریال های ساخته شده و تاریخی از جمله "یوسف پیامبر" و "مختارنامه" اشاره کرد و گفت: بسیاری از پ‍ژوهشگران و تحلیلگران کشورمان بر این عقیده اند که خیزش های اسلامی مردم در سراسر جهان از جمله حوزه ی خلیج فارس الهام گرفته از فیلم ها و سریال های تاریخی از جمله "یوسف پیامبر" و "مختار نامه" است.


حجت الاسلام والمسلمین علی ارکبان شهرستان دورود را از قطب های داستان نویسی در سطح کشور قلمداد کرد و ضمن ارزیابی مسائل کیفی و کمی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود افزود : این جشنواره به لحاظ استقبال داستان نویسان خوب و برتر کشور جایگاه خود را در ایران پیدا کرده است و همه ساله شاهد ارتقای مسائل کمی و کیفی آن هستیم و امید واریم جشنواره نهم به مراتب پر بار تر از جشنواره کنونی باشد .

وی یا دآور شد : ترویج آموزه های اسلامی مهمترین فاکتور عملکرد هنرمندان باید باشد که در اکثر آثار ارسالی خوش بختانه به این امر مهم توجه شده بود. مسائل و آموزه هایی که از کتاب آسمانی مسلمانان نشات گرفته و در زندگانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین ( علیه السلام ) تبلور یافته است.

وی تاثیر القای مطالب را در قالب داستان موثر و ماندگار توصیف کرد و از دست اندرکاران این جشنواره از جمله هیات داوران نهایی(حسین سناپور، محمد حسین شهسواری و امیر حسین خورشیدفر) و داور مرحله ی مقدماتی(کورش رشنو) قدردانی کرد.


گفتنی است در کارگاه داستان نویسی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر درود داستان های که صبح و بعدازظهر در مجتمع طلاییه و سینما کیهان برگزار شد، داستان های برگزیده پس ازقرایت توسط نویسندگان آن ها، از سوی هیات داوران مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.

همچنین توحیدیان یکی از برگزار کنندگان این جشنواره در گفت و گو با خبرنگار ما از دریافت 397 داستان کوتاه به دبیرخانه جشنواره خبر داد و گفت: در بخش آزاد این جشنواره 327 اثر و در بخش ویژه که به موضوع جهاد اقتصادی و امر به معروف و نهی از منکر اختصاص داشت 70 داستان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت که در نهایت 100 داستان برای مرحله دوم داوری انتخاب شد که سرانجام در بخش آزاد سه اثر برتر و سه اثر تقدیری و در بخش ویژه نیز دو اثر برگزیده شدند.

در ادامه ی آیین اختتامیه جشنواره بیانیه هیات داوران قرایت شد.


محمد حسین شهسواری در این بیانیه توجه به مسایل بومی و آداب و رسوم و بیان مسایل و مشکل های محیط پیرامون را از نقاط خوب داستان های داوری شده برشمرد و توجه به شگردهای امروزی تر در داستان نویسی و در نظر گرفتن الزامات فرهنگی و تکنیکی را ضروری دانست و خاطر نشان کرد: داستان های مورد ارزیابی قرار گرفته در هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر درود ما را به نسل داستان نویسان کشور امیدوار کرد.

هچنین حسین سناپور در گفت و گو با خبرنگار ما سطح کیفی و کمی آثار رسیده به جشنواره را خوب اریابی کرد و خواستار ورود نویسندگان به موضوعات مختلف و راه های جذاب کردن داستان ها شد.


سناپور که متولد ‌۱۳۳۹ کرج است؛ کار داستان نویسی را از کلاس های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب او از جمله پرفروش ترین رمان های معاصر فارسی بود که به چاپ دوازدهم رسید.

او در آغاز فعالیت داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان می نوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامه نگاری روی آورد و از سال 63 به کار داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و فیلم روی آورد و از سال ۷۲ تا 79 نیز در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه مشغول کار شد.

 سناپور مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستان های مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رمان اش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد. در سال ۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هماکنون مشغول تدریس داستان نویسی است

ده جستار داستان نویسی(درس نامه های داستان نویسی)- ویران میآیی- با گارد باز و سمت تاریک کلمات که برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه در ششمین دوره جایزه ی هوشنگ گلشیری شد از جمله آثار اوست.

سناپور در سال78 جایزه ی مهرگان ادب را برای نیمه ی غایب، سال 81 جایزه ادبی یلدا و در سال 85 در ششمین دوره جایزهٔ هوشنگ گلشیری، برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه برای سمت تاریک کلمات شد.

در پایان این جشنواره مهرداد موسویان از همدان، مهدی قلمی از زنجان و علی شاه علی از الیگودرز به ترتیب رتبه های اول تا سوم را به دست آوردند.

همچنین از تهمینه کرمی از بروجن، ناهید قادری حاجی آبادی از کرمانشاه و علی فاطمی از اصفهان، روح اله سلیمانی از خرم آباد و نگار کیماسی از بروجن  تقدیر شد.

در بخش ویژه نیز حبیب اله بهرامی از اهواز و شمسی وفایی از کرمانشاه برگزیده شدند.


سرنا نوازی توسط گروه موسیقی این شهرستان از دیگر برنامه های این جشنوار بود.

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب) و هم مشاور مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان در روابط عمومی. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :