يعنی شکر!

اندر احوال "لک ليوه" وشکر!

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

خدا بگم این لک لیوه را چه کار کند! هر چه می کشیم از دست و پا و زبان و قلم و خودکار و چند نقطه ی او ست!

یکی نیست بهش بگه که این شکر هم شد چیز که تو نگران کمبود و گران شدن آن هستی؟! تو کوپن هات رو توی اسباب کشی گم کرده ای ، مقصر شرکت های تولید کننده ی شکر و یا توزیع کنندگان و یا خواربارفروشان و یا سوپر مارکت ها و یا چند نقطه ها نیست که! جان من ! شما که این مطالب رو می خونید ، اگه مقصر کسی به غیر از خود لک لیوه هست بگید و رودربایستی نکنید!!

آخه آدم از یک آدم لک لیوه چه انتظاری می تونه داشته باشه؟!

به جهنم اسفل السافلین و چند نقطه که شکر توی خونه تون نیست و چای با قند و یا با شیرینی خودت یعنی تلخ می خوری!

خب، می رفتی ستاد بسیج اقتصادی و یا جای دیگر که کوپن المثنا یا المثنی می دن ( البته با گذشتن از هفت خان و یا هفت خوان رستم ) و کوپن می گرفتی و اون وقت چشم به روزنامه ها و یا گوش به رایو و تلویزیون می دادی تا شماره ی کوپن قند و شکر رو اعلام می کردن.  تازه می تونستی مدام از بقال و یا سوپر مارکتی سر کوچه هاتون که مثل قارچ سبز کرده ان و معلوم نیست چگونه مجوز فعالیت می گیرن، بپرسی که ببینی کوپن قند و شکر اعلام شده یا نه. هر چند که این روزا، بقالی ها یا با کلاس تر بگوییم: سوپر مارکت ها، شکر آزاد و کیلویی 650 تومانی میارن نه شکر کوپنی.

بگذریم، انگاری خیلی به این لک لیوه بها دادیم. آخه مال این حرفا نیست که بخواهیم درباره اش بیش از این قلم فرسایی و سخن سرایی و چند نقطه کنیم.

به گمانم خیلی خیلی پر رو شده! و اگه بیش از این بهش بها بدیم، حتمن میاد و می خواد که درباره ی شکر یه مطلبی بنویسیم. اما کور خونده! مگه کشکه که ما ماهان خان محمدزاده رو ول کنیم و بچسبیم به لک لیوه؟!

وقتی که این دوست منتقد و ادیب مون یعنی همین ماهان خان ، يعنی اين رييس خوش تيپ شرکت توسعه ی شکر و نيشکرو صنايع جانبی می گه که انبارهای شکر پره و مشکلی از بابت کمبود و یا نبود شکر نداریم، خب، نداریم دیگه. هر چند که اين صحبت مال چند ماه پيش باشه.

به گمانم، اگه دولتمردان ، کوپن اعلام کنند. یعنی شماره ی کوپن.  دست این لک لیوه که می گن توی دست همین چند نقطه های اقتصادی هست و از خارج شکر به صورت قاچاق و یا به صورت چند نقطه وارد می کنند، رو بشه! این لک لیوه داره جو سازی می کنه و اذهان رو مشوش که شکر نیست و گرونه و از اين حرفا که بعد این چند نقطه های اقتصادی بتونن از خارج شکر وارد کنند وشکرهای ما توی انبارها کپک بزنن!

عجب آدمایی پیدا می شن! یه سر دارن و هزار سودا! ما رو بگو که فکر می کردیم لک لیوه ست! به گمانم از صدتا عاقل هم عاقل تر باشه!

وقتی کسی مثل لک لیوه یه دستش توی دست این افرادی ست، که قیافه شون رنگ شکر شده و از این راه می تونن بانک بخرن و بفروشن ، و دست دیگرش توی دست ما! و آدم نمی دونه با کدوم ساز ش حرکات موزون و غیر غنایی انجام بده! خب، در می مونه دیگه! مغزش تریپ می کنه! حتا ممکنه گول هم بخوره!

راستی! این کلمه ی گول که اومد روی زبونمون به چه خاطر بید؟!

یعنی از کی ممکنه گول بخوریم؟! از لک لیوه یا چند نقطه؟!

بگذریم. اصلن به همون جهنمی که گفتیم و به درک که لک لیوه شکر نداره!

بگذار لک لیوه انبارهای شکر که پر هستن،( یعنی پر بودن و ما عکس داریم که از انبارها هم شکر زده بود بیرون. ) رو ببینه و روی سرش دوتا که کمه! چارتا شاخ دربیاد، و از طرف دیگه هم شکر توی خونه نداشته باشه که ناشتایی چای شیرین با پنیر بخوره و در نهایت بترکه! مسوولان خیلی خدمتگزار خیالشون رو ناراحت نکنن، ما یه جوری پوز لک لیوه رو می بندیم! هر کی به هرکی هم که نيست!

/ 0 نظر / 2 بازدید