موزه بي موزه!

همين ديروز در جمع عده‌اي از هنرمندان و مسوولان استان بوديم

. از هر دري سخن گفته شد تا رسيديم به موزه! بله، موزه‌اي كه شهرستان اهواز هنوز از داشتن آن رنج مي‌برد. شايد هم خوشحال است! چرا كه مسوولان آن قدر گرفتار هستند و آن قدر دارند به مردم خدمت مي‌كنند كه فرصت فكر كردن به موزه پيدا نمي‌كنند، چه رسد به اينكه درباره‌ي آن تصميمي بگيرند و به مورد اجرا بگذارند!!

در بين ما جناب

«نجفي» يا همان كارآگاه علوي بازيگر و مجري توانمند سينما و تلويزيون نيز حضور داشت. صحبت‌ها درباره‌ي موزه‌ي دفاع مقدس گل انداخته بود. او فكر كنم از موزه‌ي جنگ در «اكراين» صحبت كرد كه چند هكتار بود و مدت 5-6 ساعت نتوانستند از نصف آن بازديد كنند. چرا كه خيلي خيلي وسيع و مجهز بود. اصلن حكم يك شهر و يا يك كشور و يا يك تاريخ را داشت!

شخص ديگري از موزه‌ي جنگ در شهر و يا بخش

«ساوجبلاغ» كه تلفظ اسم آن هم براي ما مشكل بود – سخن گفت كه چقدر زيبا و جالب ساخته شده است.

«

نجفي» نيز از موزه‌ي خرمشهر گفت، موزه‌اي كه اصلن قابل قياس با موزه‌ي «ساو جبلاغ» هم نيست. نجفي صحبت مي‌كرد و غصه مي‌خورد و ناراحت مي‌شد.

او همچنين از بابت فاضلاب‌هايي كه به رودخانه كارون مي‌ريزد سخت ناراحت بود و مي‌گفت

: كارون يك تاريخ چهار هزار ساله است. بايد آن را پاكيزه نگاه داريم. كارون زندگي است و زندگي ساز و مايه‌ي حيات و چند نقطه ! (البته چند نقطه از ماست!)

خلاصه آنها گفتند و ما شنيديم و ما مي‌نويسيم تا ديگران از مسوول گرفته تا غير مسوول بخوانند و پشت گوش اندازند

! چرا كه مفهومي ندارد كه مسوولان عزيز كار خدمتگزاري خود را به مردم رها كنند و بروند دنبال موزه‌هاي جنگ و تميز كردن كارون و تصفيه‌ي فاضلاب‌ها و يا انحراف فاضلاب‌ها و پساب‌ها و چند نقطه‌هاي شركت‌ها و كارخانه‌ها و نيروگاه‌ها و منازل و چند نقطه ها به جاي ديگر تا كارون از دست و زبان و پا و مشت و لگد و كلن دهان !

اين مواد سمي و ميكروبي و شيميايي و چند نقطه‌اي در امان بماند

!

اين جمع ما هم چقدر بيكارند، ها

! بابا! تا بوده همين جور بوده و همين جور هم خواهد بود. اين نگاه ماست كه بايد تغيير كند!! اصلن برويم چشم هايمان را شستشو دهيم و مثل مسوولان خيلي خيلي خدمتگزار نگاه كنيم و كلن به قول سهراب سپهري جور ديگري ببينيم. كي به كيه!

/ 0 نظر / 2 بازدید