حلواي شيرين!

آهاي دل فراخ زاده

! امروز سر حال نيستي. منگت چُره چرا؟ مگه كشتي هاي پسته‌ات غرق شده و يا چند نقطه ؟

مي‌گويد

: «هي چه بگم كه نگفتنم بهتره! هي بودم وي! هي چايي رو بيار، چايي دم كشيده ، دي تند با!»‌

مي‌گويم

: اين چيزا چيزه كه مي‌گويي؟ سر در نياوردم. لطفن ترجمه كن.

مي‌گويد

: مشكل خودته! مي‌خواستي سر در بياري! مگه از سياست‌هاي دولت و چند نقطه سر در مي‌ياري؟

مي‌گويم

: حالا چطور شده كه رفتي توي كار سياست و چند نقطه؟!

بچه نفتون در حالي كه دستي به يك طرف صورت سرخ شده‌اش مي‌كشد، مي‌گويد

: ضرب‌المثل سرخ كردن صورت با سيلي را شنيدي؟

مي‌گويم

: آره، براي اونايي صدق مي‌كنه كه چيزي ندارن، اما با اين كار نشون مي‌دن كه وضعشون خوبه!

مي‌گويد

: حالا ما به جاي اينكه خودمان اين كار رو بكنيم همسرمان صورتمان را با سيلي سرخ كرده!

مي‌گويم

: چرا؟

مي‌گويد

: از وقتي كه توي «روزان» خواندم: «در صورت ضرب و شتم همسر، مردان به 5 سال حبس محكوم مي‌شوند» تا حال چند بار صورتم را با سيلي نواخته و معتقد است: سيلي نقد به از حلواي نسيه!

مي‌گويم

: خب اومده كارتو راحت كرده ديگه! ديگه لازم نيست خودت صورتت رو سرخ كني!

مي‌گويد

: راستي توي اين خبر ننوشته اگر زنان، مردان را مورد ضرب و شتم قرار دهند چه جرايمي براي آنان در نظر مي‌گيرند؟

مي‌گويم

: خير، قانون را كه براي زن ذليلان و يا (ز – زها) نمي‌نويسند!

بده همسرت داره به رايگان صورتت رو سرخ نگه مي‌داره

!

مي‌گويد

: پس لنگه دمپايي‌هاي سيندرلايي‌اش را چه كنم؟

مي‌گويم

: مجبوري تحمل كني .هميشه شعبون براي تو رمضون! گهي پشت به زين گهي زين به پشت!

مي‌گويد

: اگه تحمل نكنم چه كنم؟

مي‌گويم

: مي‌شوي مثل من كه او تحمل مي كند!

مي‌گويد

: انگاري صورت تو هم سرخ است.

مي‌گويم

: هر سرخي كه نشانگر سيلي نيست.

مي‌گويد

: پس نشانه‌ي چيست؟

اي بابا

! يكي بيايد اين ز – ز رو از جلوي ما دور كند، اصلن اين حلواي شيرين است.

خوب شد؟

! راستي حلواي شيرين چيه؟ خودمان هم نفهميديم!!


/ 0 نظر / 2 بازدید